کد خبر: 6578

1403/03/24 22:56

نسخه چاپی | دسته بندی: فرهنگی / حوزه علمیه / مطالب دیگران- چهره ها / علمی پژوهشی
0
بازدیدها: 73

تفکیک و تناسخ

مؤسس انجمن حجتیه درس‌گفتارهایی دارد موسوم به جزوات خاص‌الخاص، شامل مباحثی مانند «جبل قاف»، «عالم ذر»، «تناسخ» و غیره […]

در طی قرن ها عالمان شیعه باهدف حفظ معارف اهل بیت علیم السلام، چه در فقه اکبر و چه فقه اصغر تلاش کردند. با انحراف سقیفه و خارج شدن اداره جامعه بجای امامان معصوم علیهم السلام، کسانی دیگر زمامدار جامعه شدند و مسلمانان بلکه بشریت را محروم از وجود زمامداران معصوم کردند. امامان معصوم علیهم السلام یکی بعد از دیگری به شهادت رسیدند تا دوره امامت اما دوزادهم در 260هجری قمری و اراده الهی برای تحقق وعده خود که نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین با غیبت صغری ان حضرت تا 329 و بعد از آن تاکنون با غیبت کبری حضرت براساس دستورات شان خصوصا در دوره امامت عسکریین علیهماالسلام که مردم را برای دوره غیبت اماده می کردند، عالمان شیعه عهده دار اداره وهدایت جامعه شدند. و هرکدام به سهم خود در جهت تبیین معارف اهل بیت علیهم السلام براساس قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام وبا اجتهاد تلاش کردند.

طبعا در مواردی اختلاف برداشت ورای داشتند. چه در موضوعات فقهی و یا موضوعات اعتقادی. هیچکدام هم نظر خود را نظر قطعی و مسلم شیعه معرفی نمی کردند بلکه نتیجه اجتهاد خود را بیان می کردند وچه بسا بعد از مدتی باتبدل نظر دیدگاهی تازه بیان می کردند

علم اصول فقه به عنوان قواعد برای شیوه استنباط و برداشت از روایات و ایات تدوین کردند. عده ای از عالمان شیعی با گرایش شدید به اخبار راه را براجتهاد فقهی بستند که با مجاهدت وحید بهبهانی این مسیر اصلاح وبه راه قبل خود بازگشت

در اوایل قرن 14قمری مرحوم میرزا مهدی اصفهانی که از شاگردان مرحوم نائینی بود، و درایام فطرت حوزه های ایران در دوره رضاخانی که حتی اجازه معمم بودن را سخت گرفته بود وتعداد کمی مجاز به استفاده از لباس روحانیت بودند، حضور ایشان در مشهد وباطرح مباحث اصوالی مرحوم نائینی مورد استقبال حوزه مشهد واقع شد. با گسترش حوزه درسی وی ایشان به بیان معارف پرداخت و شیوه علمای شیعه که با کمک قواعد عقلی اصول اعتقادی را تبیین می کردند، به چالش گرفت بااین عنوان که باید اعتقادات نیز از روایات استخراج شود

همه علمای شیعه که در علوم ملام وحتی فلسفه و یاعرفان صاحب نظر بودند، طبعا دیدگاه های اعتقادی خود را ناظر به روایات قطعی ومسلم بیان می کردند و هرجا هم که روایات قطعی ومسلم نبود، باقواعد عقلی دیدگاه خود را بیان می کردند

طبعا انچه روایات اعتقادی بود مورد توجه علمای قبل ایشان بوده و احیانا ارتباط خاص تری نسبت به بقیه برای ایشان متصور نبود.

تخطئه برداشت ها ودیدگاه علمای سلف ان هم درمواردی باتعبیراتی تند، پیش بینی می شد که این دیدگاه تبدیل به جریانی شود که مسیر آن نامشخص است

اکتفا به روایاتی که احیانا از حیث سند ویا دلالت گویای مدعای طرح شده نیست، چنین پیش بینی بیشتر قابلیت بروز داشت

بعد از ایشان شاگردان وی حضرات حاج شیخ مجتبی قزوینی شیخ محمود حلبی میرزا حسنعلی مروارید شیخ جواد تهرانی و..با بیان دیدگاه های ایشان راه ایشان را درحوزه مشهد ادامه دادند و با سخت گرفتن برکسانی که این دیدگاه را نمی پذیرفتند

از مرحوم میرزا مهدی اثری وتایفی باقی نمانده. وهرانچه هست تقریرات شاگردان وی است. بیشترین تقریرات وی از شیخ محمودتولایی معروف به حلبی است که بعدا درسال 1336 انجمن حجتیه را برای مقابله بابهائیت ایجاد کرد

طرف داران ایشان اجازه نشر این اثار را نمی دادند

درسالهای اخیر باانتشار این اثار زمینه نقد وبررسی اینها فراهم شده

اخیرا مقاله ای با عنوان اعتقاد ایشان به تناسخ منتشر شده که طبعا باعث تعجب است

جهت قضاوت دقیق تر متن اصلی مقاله در دنباله می اید

اسنادی از اعتقاد شیخ محمود حلبی به تناسخ

نویسنده: محمد رضایی

مقدمه: مؤسس انجمن حجتیه درس‌گفتارهایی دارد موسوم به جزوات خاص‌الخاص، شامل مباحثی مانند «جبل قاف»، «عالم ذر»، «تناسخ» و غیره.

جزوه‌ای به نام «تناسخ» از همین مجموعه است که دیدگاه وی را به شرح زیر در بر دارد:
۱. معاد، رجعت و مسخ از مسلمات شرع اطهر است (محمود حلبی، جزوه تناسخ، ص:۱)
۲. این سه از مسلمات کتاب و سنت، از محالات فلسفه است. اگر قرآن و روایات را قبول دارید باید یک خط‌قرمز روی فلسفه بکشید. (همان)
۳. تناسخ یعنی انتقال روح از بدن خودش، بعد از جداشدنش به یک جسد دیگر. (همان)
۴. تناسخ از مسائل قدیمه‌ای است که خیلی از حکما قایل به این بوده‌اند. افلاطون الهی، استاد افلاطون، سقراط و امثال او از حکما قایل بوده‌اند و یک عده‌ای بنام «تناسخیه» صدها سال پیش بوده‌اند که در رأس آنها یوذاسف تناسخی است. (همان)
۵. یوذاسف، افلاطون، سقراط حرف‌هایی نقل کرده‌اند که ظاهرش همین تناسخ است و ملاصدرا اینها را [در اسفار] نقل کرده است. (همان، ص: ۲)
۶. تناسخ دو جور است صعودی و نزولی. نزولی آن است که روح قبل از موت یا بعد موت، روح وقتی کنده شد از بدن پایین‌تر برود توی بدن حیوانات که اگر رفت مسخ می‌گویند، اگر رفت به بدن یک انسان دیگری پایین‌تری نسخ می‌گویند، اگر رفت توی بدن گیاهی، نباتی، فسخ می‌گویندش و اگر رفت توی جمادی، تکه سنگی، رسخ می‌گویندش. (همان، ص: ۳)
۷. اینها از قدیم‌الایام بوده و از حکما هم نقل شده حتی شیخ الرئیس ابوعلی سینا یک قسمت را قبول می‌کند. (همان، ص: ۳)
۸. اما آقایان فلاسفه می‌فرمایند:
روح که از بدن کنده شده به بدن دیگری محال است برود، محال است چه بدن انسان باشد چه حیوان یا نبات یا جماد. بنا بر مذاق جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء… و حرکت جوهری، روح و بدن و ترکیب طبیعی و وحدت طبیعی دارند، محال است. (همان، صص: ۴ش)
۹. بر مذاق اشراق و مشاء ترکیب روح و بدن ترکیب طبیعی است لهذا تناسخ محال است علی کلا المشربین، تناسخ چه در طرف تصاعد – از ناقص به کامل – چه در طرف تنزل – از کامل به ناقص محال است. (همان، صص: ۸-۹)
۱۰. بنا بر مذاق آقایان فلاسفه باتفاقهم معاد جسمانی و رجعت جسمانی هم هر دو تناسخ است لهذا معاد جسمانی و رجعت جسمانی را هم منکر شده‌اند. (همان، ص: ۹)
۱۱. وقتی تناسخ محال شد، حرف‌های افلاطون و سقراط و یوذاسف تناسخی و همه اینها بی‌پایه می‌شود و ازآنجاکه نمی‌توانند بالصراحه سخن اینها را منکر شوند آن‌وقت ناچارند که کلمات آنها را تأویل کنند. (همان، ص:۹)
۱۲. عجیب است شرایع و ادیان بالاتر از نسخ، مسخ را هم گفته‌اند – مسخ را گفته‌اند که از نسخ هم بدتر است. (همان، ص: ۹)
۱۳. در روایات الی‌ماشاءالله انواع مسوخات را ذکر کرده اند. بحار را آورده‌ام جلد چهارده بحار صفحه ۸۷ را نگاه کنید. اینها همه را باید بریزیم دور چرا؟ چون که آقایان فلاسفه مسخ را منکر شده‌اند.؟ (همان، ص:۹)
۱۴. البته فلاسفه برای توجیه این تصریحات [کتاب و سنت] تناسخ ملکوتی را قائل شده‌اند. همه‌شان چه اشراقیون چه مشائیین چه رواقیون. یعنی ملکاتی در انسان پیدا شود از فضایل یا رذایل و در عالم آخرت روحش به‌صورت آن ملکات مصور شود. (همان، صص: ۱۱-۱۲)
۱۵. ما بحمدالله و المنه به برکت اهل‌بیت ع احتیاج به هیچ‌یک از این تأویلات نداریم و مطلب را به معنای واقعی‌اش قبول داریم – حرفی را که افلاطون و سقراط زده‌اند کلی‌اش را قبول داریم و احتیاج به تأویل هم نداریم. (همان، ص:۱۲)

 

منبع +

 

تگ های مطلب:
ارسال دیدگاه

  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent

عکس خوانده نمی شود