تازه های کتاب
تازه های انتشارات کتاب ناب
بایسته های فرهنگ
سازمان های فرهنگی
- تغییر ساده مدیریتی یا جریان استحاله نرم حکمرانی علمی؟
- شفاف سازی گزینشی وزارت ارشاد متولی قانون شفاف سازی
- فهرست ۱۰۰ عنوان پرفروشهای نمایشگاه مجازی کتاب هفتم
- ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور قانونی یاغیرقانونی؟
- تئوریزه کردن تفکر لیبرالی صدور مجوز کتاب بدون بررسی در سایت معاونت فرهنگی ارشاد
- به پایان آمد این دفتر...حکایت همچنان باقی است
- گزارشی مغشوش، رکوردشکنی اداره کتاب در صدورمجوز بدون بررسی
مسائل نظری
حوزه علمیه
دانشگاه
- انتشار کتابهای فقهی درباره مسائل روز
- گزارشی از حضور استاد احمد مبلغی در مجمع جهانی فقه اسلامی
- ادله فقهی الزام حاکمیت به حجاب
- ظرفیتها و چالشهای استفاده از فقه در تقنین
- حجاب امری اجتماعی، با امکان قانونگذاری
- مسئله اجازه همسر، نیازمند بحث فقاهتی است
- کسانی که در اصول تابع دیگران باشند، نباید خود را مجتهد بدانند
- ارتحال عالمی عمیق
- به پایان آمد این دفتر...حکایت همچنان باقی است
- بزرگداشت مقام علمی فقیه نو اندیش آیت الله محمد ابراهیم جناتی ره
- تشکر و سپاس از ملّت مقاوم ایران و رزمندگان و دولتمردان
- درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟
- قدردانی رهبر انقلاب از پیامهای تسلیت علما و شخصیتهای دینی داخلی و خارجی
- خمینی خراسان
- تفکرات الحادی تا مغز استخوان علوم رسمی نفوذ کردهاند
- سیونهمین جشنواره بینالمللی خوارزمی و بیست و هفتمین جشنواره جوان خوارزمی
- فراخوان بیستودومین جشنواره پایاننامه و سیوسومین جشنواره کتاب سال دانشجویی
- دکتر مصطفی جعفرطیاری سرپرست دانشگاه ادیان و مذاهب شد
- تمدید مهلت ارسال اثر به پنجمین دوره انتخاب کتاب برگزیده دانشگاهی
- بازسازی منابع تاریخی مفقود شیعه
- رتبهبندی علمی دانشگاهها، پژوهشگاهها و مؤسسات آموزش عالی وابسته به حوزه علمیه قم
علمی آموزشی
علمی پژوهشی
هنر
- تغییر ساده مدیریتی یا جریان استحاله نرم حکمرانی علمی؟
- بزرگداشت مقام علمی فقیه نو اندیش آیت الله محمد ابراهیم جناتی ره
- آیتالله میلانی واقعاً احیاگر حوزه علمیه مشهد بود
- کارگزاران باید قدر مردم را بدانند
- دکتر مصطفی جعفرطیاری سرپرست دانشگاه ادیان و مذاهب شد
- نیازمندیهای پژوهشی وزارت فرهنگ اعلام شد
- حوزه پیشرو و سرآمد
- بیانیه اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه کشور؛ درحمایت از رهبرانقلاب اسلامی
- انتصاب معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- راهحل مسائل ایران در توجه به تغییرات اجتماعی و فناورانه است
- امکان پیگیری مجوزها درسامانه شفافیت
- ضرورت ارایه راهکارهای نوین برای همراه شدن با تغییرات اجتماعی
- فریدزاده رئیس سازمان سینمایی شد
- دکتر میرشمسالدین ادیب سلطانی درگذشت
اخبار و مسائل کتاب
نقد و معرفی کتاب
-
دعوت به کتابخوانی سنتی، دعوت به عقبماندگی است
-
مجری و عدم اعتقاد به تکالیف!!
-
دکتر محسن جوادی معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد
-
اداره کتاب دولت سیزدهم یا دولت چهاردهم؟!
-
برنامه اصلاحات معاونت فرهنگی
-
حکمرانی در شکل کلان نیاز دارد، بداند در کجا سفت و کجا منعطف باشد
-
فعالیتهای معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در جهت اهداف انقلاب اسلامی است
-
حوالی احمد
-
برگزیدگان و شایستگان تقدیر جایزه کتاب سال چهلوسوم
-
جریانی که داستان زرد دینی تولید میکند نقد نمیشود
-
انتشار آثار منتخب جشنوارههای کتاب ایران ۱۴۰۰
-
انتشار کتاب بررسی فقهی حفظ نظام و مسائل آن
-
انتشار زنان در فرهنگ اسلامی از منظر خانواده، سیاست و حقوق
-
جایزه کتاب سال و جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
اقتصاد
اجتماعی
-
باید امید آفرینی کنیم
-
طرح اصلاح قیمت بنزین می توانست بهتر از این اجرا شود
-
خواستار استمرار معافیت مالیاتی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه هستیم
-
در عرصه جنگ اقتصادی، به طور قاطع دشمن را عقب می زنیم
-
دولت خسته نیست
-
فعالیت 11 هزار و ۹۰۰ رسانه دارای مجوز در کشور
-
افرادی که نفوذ پیدا می کنند داغترین شعارهای حاکمیتی را میدهند
کد خبر: 341
1393/08/29 21:09
انتقاد شدید مدیرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی از دولت و رییس جمهور
متأسفانه افراد پيشنهادي رئيسجمهور بعد از كنار گذاشته شدن دكتر فرجي دانا، از ويژگيهائي كه آنها را در اندازه وزير كنار گذاشته شده مطرح نمايد برخوردار نبودند و بايد با صراحت گفت رئيسجمهور در اين […]
متأسفانه افراد پيشنهادي رئيسجمهور بعد از كنار گذاشته شدن دكتر فرجي دانا، از ويژگيهائي كه آنها را در اندازه وزير كنار گذاشته شده مطرح نمايد برخوردار نبودند و بايد با صراحت گفت رئيسجمهور در اين زمينه، قوي عمل نكرده است.
مسیح مهاجری مدير مسئول روزنامه جمهوری اسلامی در یادداشتی در این روزنامه نوشت: ديروز، در آخرين روز از مهلت سه ماهه قانوني سرپرستي وزارت علوم توسط دكتر محمد علي نجفي، رئيسجمهور طي نامهاي دكتر محمد فرهادي را به عنوان وزير پيشنهادي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري به مجلس معرفي كرد.
هر چند با اين اقدام، مشكلي كه منتقدان دولت در مورد ادامه سرپرستي وزارت علوم مطرح ميكنند تحت الشعاع قرار ميگيرد و بحث درباره خود وزير پيشنهادي به موضوع اصلي تبديل ميشود، ولي از آنجا كه دكتر محمد فرهادي نيز از همان حلقهايست كه نمايندگان منتقد دولت در مجلس نسبت به آن حساسيت نشان ميدهند، معلوم نيست اين تلاش رئيسجمهور نيز بياثر خواهد بود و بار ديگر مجلس به پيشنهاد رئيسجمهور در مورد تصدي وزارت علوم "نه" خواهد گفت و باز هم موضوع سرپرستي به موضوع روز تبديل خواهد شد يا خير.
البته اگر اين پيشنهاد هم توسط نمايندگان مجلس رد شود، برخلاف تبليغاتي كه صورت گرفته، رئيسجمهور ميتواند فردي را براي سرپرستي وزارت علوم در نظر بگيرد زيرا اصل ۱۳۵ قانون اساسي كه براي مدت سه ماه انتصاب سرپرست را مجاز دانسته آن را مقيد به يك نوبت نكرده و ميتواند به دفعات باشد. علاوه بر اين، خود رئيسجمهور نيز ميتواند سرپرستي هر وزارتخانهاي را كه لازم باشد بعهده بگيرد.
در زمينه وزارت علوم و اصولاً نوع تعامل دولت و مجلس شوراي اسلامي نكات مهمي وجود دارند كه بايد به آنها توجه شود تا مشكلاتي از قبيل آنچه در مورد وزارت علوم پيش آمده، تكرار نگردد و اين مشكل نيز به صورت ريشهاي حل شود. بعضي از اين نكات اينها هستند:
۱ - دولت يازدهم از آغاز فعاليت خود، به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بيش از اندازهاي كه قانون مشخص كرده بها داد و براي آنها اين حق را قائل شد كه درباره انتخاب استانداران، فرمانداران و بخشداران نظر بدهند. اين اقدام نادرست موجب شد دولت يازدهم در بسياري موارد از داشتن استانداران توانا محروم شود، در مورد تعويض يا ابقاء فرمانداران دچار مشكلات زيادي گردد و در مورد بخشداران تقريباً غيرفعال باشد.
بخشي از عوارض اين وضعيت اينست كه دولت در انتخابات آينده مجلس از كارگزاران قابل اعتماد در بسياري از مناطق محروم خواهد بود و معلوم نيست سرنوشت انتخابات چگونه رقم خواهد خورد. عارضه منفي ديگر اينست كه نمايندگان مجلس با برخورداري از حق تعيين استانداران و فرمانداران و بخشداران، توقعات زيادي پيدا كردهاند بطوري كه ميتوان گفت وزارت كشور دولت يازدهم در اختيار نمايندگان مخالف دولت است.
عارضه منفي سوم اينست كه توقعات غيرقانوني نمايندگان مخالف حتي به ساير وزارتخانهها نيز سرايت كرده و آنان بسياري از وزراي دولت يازدهم را تحت فشار و در مواردي نيز تحت سلطه خود قرار دادهاند. البته اگر منصفانه به صحنه بنگريم، وزراي دولت يازدهم نيز، غير از چند نفر، افراد قدرتمندي كه زير بار فشار نروند نيستند و همين واقعيت تلخ، زمينه را براي سوءاستفاده متوقعان فراهم كرده است.
۲ - در استيضاح دكتر فرجي دانا، دولت و شخص رئيسجمهور كوتاهيهائي كردند و همين كوتاهيها راه را براي كنار گذاشته شدن اين وزير توانا هموار كرد. شخص رئيسجمهور با خودداري از حضور در جلسه استيضاح و دفاع از دكتر فرجي دانا، به مخالفان فرصت داد هدف خود را دنبال كنند و مجموعه دولت نيز اقدام مؤثري براي حمايت از دكتر فرجي دانا انجام ندادند. محروم شدن دولت از حضور اين وزير توانا، متدين و متعهد كه به منزله محروم شدن كشور از يك نيروي كارآمد و مفيد در عرصه علم و دانشگاه بود، موجب شد نمايندگان مخالف دولت در اهداف خود براي در اختيار گرفتن وزارت علوم مصممتر شوند.
۳ - بيتعارف بايد گفت نمايندگان مخالف دولت، درصدد هستند وزارت علوم را به دليل اهميتي كه دارد در اختيار خود درآورند. اگر به سخنان سران مخالفان در جلسات رأي اعتماد توجه شود اين نكته به روشني خودنمائي ميكند كه آنها درباره افراد پيشنهادي حرف ميزنند ولي به برنامههاي آنان كاري ندارند. اين، يعني آنها ميخواهند افراد خودشان بر اين وزارتخانه مسلط باشند.
۴ - متأسفانه افراد پيشنهادي رئيسجمهور بعد از كنار گذاشته شدن دكتر فرجي دانا، از ويژگيهائي كه آنها را در اندازه وزير كنار گذاشته شده مطرح نمايد برخوردار نبودند و بايد با صراحت گفت رئيسجمهور در اين زمينه، قوي عمل نكرده است. اين ضعف، آنقدر مشهود بود كه اولاً بسياري از حاميان دولت نيز نتوانستند از وزراي پيشنهادي دفاع كنند و ثانياً نفر دوم نسبت به نفر اول ۹ رأي كمتر آورد. اين پديده بايد براي رئيسجمهور قابل بررسي باشد كه چرا در اين فاصله كوتاه آراء ۹ نماينده را از دست داده است.
۵ - معاونت امور مجلس رئيسجمهور نيز در اين ماجرا سهيم است. عملكرد معاون رئيسجمهور در امور مجلس و همكاران وي در يكسال گذشته در زمينه تعامل با مجلس بايد مورد بررسي و ارزيابي دقيق قرار گيرد تا مشخص شود چقدر موفق بوده و آيا در مواردي دچار ضعف بوده است يا نه. در اين زمينه نقطهنظرهاي مثبت و منفي زيادي حتي در ميان طرفداران دولت يازدهم وجود دارد كه خوب است به آنها توجه شود.
۶ - رئيسجمهور قطعاً نبايد تسليم كساني شود كه ميخواهند وزارت علوم را در اختيار بگيرند. با اينحال، براي حل مشكل موجود بايد از حلقهاي كه تاكنون افراد پيشنهادي را از آن حلقه انتخاب و به مجلس پيشنهاد كرده است نيز خارج شود. آقاي رئيسجمهور بايد به اين واقعيت توجه كنند كه ايران، سه بخش دارد نه دو بخش. جناحهاي اصولگرا و اصلاح طلب، دو جناحي هستند كه هر دو ميخواهند كشور را در اختيار خود بگيرند و به صورت انحصاري آن را اداره كنند. بخش سوم، از افراد مستقل تشكيل شده است، افرادي كه به جناحها وابسته نيستند، به كسي باج نميدهند، هر جا باشند آنجا را با استقلال مديريت ميكنند و به دليل عدم وابستگيهاي جناحي و گروهي و حزبي، ميزان پايبندي آنها به قانون بيش از ديگران است.
اين واقعيت را از ياد نبريم كه كشور ما به دليل فاصله گرفتن كارگزاران از قانون، اكنون دچار مشكلات زيادي است. بيماري دور زدن قانون به ويژه در دولتهاي نهم و دهم بشدت رشد كرده و گسترده شد و بسياري از دستگاهها را فلج كرد. ماجراي بورسيهها، كه به وزارت علوم مربوط ميشود، يكي از همين بيقانونيهاست. موارد بيقانوني در ۸ سال دولتهاي نهم و دهم بقدري زياد است كه احصاء آنها فهرستي طولاني در قالب يك كتاب قطور را تشكيل خواهد داد. در چنين شرايطي، تمام تلاش دولت و ساير قوا بايد بر بازگشت به قانون متمركز شود و هيچكس براي تحقق اين هدف از هيچ كوششي دريغ نكند. در همين چارچوب است كه سپردن مديريتهاي كلان به نيروهاي مستقل، براي شرايط كنوني كشور يك ضرورت است. روشن است كه مفهوم اعتدال را در حاكميت قانون بر كشور در همه زمينهها ميتوان جستجو كرد.
با توجه به واقعيتهاي ياد شده، به نظر ميرسد، دولت يازدهم اولاً به يك جراحي نياز دارد تا معتدل شود، ثانياً تعامل خود با مجلس را بايد بر قانون استوار نمايد و از دخالت قوه مقننه در قوه مجريه جلوگيري كند و ثالثاً در گزينش مديران ارشد كشور از افراد مستقل استفاده نمايد. كليد حل مشكل دولت اينست.
هر چند با اين اقدام، مشكلي كه منتقدان دولت در مورد ادامه سرپرستي وزارت علوم مطرح ميكنند تحت الشعاع قرار ميگيرد و بحث درباره خود وزير پيشنهادي به موضوع اصلي تبديل ميشود، ولي از آنجا كه دكتر محمد فرهادي نيز از همان حلقهايست كه نمايندگان منتقد دولت در مجلس نسبت به آن حساسيت نشان ميدهند، معلوم نيست اين تلاش رئيسجمهور نيز بياثر خواهد بود و بار ديگر مجلس به پيشنهاد رئيسجمهور در مورد تصدي وزارت علوم "نه" خواهد گفت و باز هم موضوع سرپرستي به موضوع روز تبديل خواهد شد يا خير.
البته اگر اين پيشنهاد هم توسط نمايندگان مجلس رد شود، برخلاف تبليغاتي كه صورت گرفته، رئيسجمهور ميتواند فردي را براي سرپرستي وزارت علوم در نظر بگيرد زيرا اصل ۱۳۵ قانون اساسي كه براي مدت سه ماه انتصاب سرپرست را مجاز دانسته آن را مقيد به يك نوبت نكرده و ميتواند به دفعات باشد. علاوه بر اين، خود رئيسجمهور نيز ميتواند سرپرستي هر وزارتخانهاي را كه لازم باشد بعهده بگيرد.
در زمينه وزارت علوم و اصولاً نوع تعامل دولت و مجلس شوراي اسلامي نكات مهمي وجود دارند كه بايد به آنها توجه شود تا مشكلاتي از قبيل آنچه در مورد وزارت علوم پيش آمده، تكرار نگردد و اين مشكل نيز به صورت ريشهاي حل شود. بعضي از اين نكات اينها هستند:
۱ - دولت يازدهم از آغاز فعاليت خود، به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بيش از اندازهاي كه قانون مشخص كرده بها داد و براي آنها اين حق را قائل شد كه درباره انتخاب استانداران، فرمانداران و بخشداران نظر بدهند. اين اقدام نادرست موجب شد دولت يازدهم در بسياري موارد از داشتن استانداران توانا محروم شود، در مورد تعويض يا ابقاء فرمانداران دچار مشكلات زيادي گردد و در مورد بخشداران تقريباً غيرفعال باشد.
بخشي از عوارض اين وضعيت اينست كه دولت در انتخابات آينده مجلس از كارگزاران قابل اعتماد در بسياري از مناطق محروم خواهد بود و معلوم نيست سرنوشت انتخابات چگونه رقم خواهد خورد. عارضه منفي ديگر اينست كه نمايندگان مجلس با برخورداري از حق تعيين استانداران و فرمانداران و بخشداران، توقعات زيادي پيدا كردهاند بطوري كه ميتوان گفت وزارت كشور دولت يازدهم در اختيار نمايندگان مخالف دولت است.
عارضه منفي سوم اينست كه توقعات غيرقانوني نمايندگان مخالف حتي به ساير وزارتخانهها نيز سرايت كرده و آنان بسياري از وزراي دولت يازدهم را تحت فشار و در مواردي نيز تحت سلطه خود قرار دادهاند. البته اگر منصفانه به صحنه بنگريم، وزراي دولت يازدهم نيز، غير از چند نفر، افراد قدرتمندي كه زير بار فشار نروند نيستند و همين واقعيت تلخ، زمينه را براي سوءاستفاده متوقعان فراهم كرده است.
۲ - در استيضاح دكتر فرجي دانا، دولت و شخص رئيسجمهور كوتاهيهائي كردند و همين كوتاهيها راه را براي كنار گذاشته شدن اين وزير توانا هموار كرد. شخص رئيسجمهور با خودداري از حضور در جلسه استيضاح و دفاع از دكتر فرجي دانا، به مخالفان فرصت داد هدف خود را دنبال كنند و مجموعه دولت نيز اقدام مؤثري براي حمايت از دكتر فرجي دانا انجام ندادند. محروم شدن دولت از حضور اين وزير توانا، متدين و متعهد كه به منزله محروم شدن كشور از يك نيروي كارآمد و مفيد در عرصه علم و دانشگاه بود، موجب شد نمايندگان مخالف دولت در اهداف خود براي در اختيار گرفتن وزارت علوم مصممتر شوند.
۳ - بيتعارف بايد گفت نمايندگان مخالف دولت، درصدد هستند وزارت علوم را به دليل اهميتي كه دارد در اختيار خود درآورند. اگر به سخنان سران مخالفان در جلسات رأي اعتماد توجه شود اين نكته به روشني خودنمائي ميكند كه آنها درباره افراد پيشنهادي حرف ميزنند ولي به برنامههاي آنان كاري ندارند. اين، يعني آنها ميخواهند افراد خودشان بر اين وزارتخانه مسلط باشند.
۴ - متأسفانه افراد پيشنهادي رئيسجمهور بعد از كنار گذاشته شدن دكتر فرجي دانا، از ويژگيهائي كه آنها را در اندازه وزير كنار گذاشته شده مطرح نمايد برخوردار نبودند و بايد با صراحت گفت رئيسجمهور در اين زمينه، قوي عمل نكرده است. اين ضعف، آنقدر مشهود بود كه اولاً بسياري از حاميان دولت نيز نتوانستند از وزراي پيشنهادي دفاع كنند و ثانياً نفر دوم نسبت به نفر اول ۹ رأي كمتر آورد. اين پديده بايد براي رئيسجمهور قابل بررسي باشد كه چرا در اين فاصله كوتاه آراء ۹ نماينده را از دست داده است.
۵ - معاونت امور مجلس رئيسجمهور نيز در اين ماجرا سهيم است. عملكرد معاون رئيسجمهور در امور مجلس و همكاران وي در يكسال گذشته در زمينه تعامل با مجلس بايد مورد بررسي و ارزيابي دقيق قرار گيرد تا مشخص شود چقدر موفق بوده و آيا در مواردي دچار ضعف بوده است يا نه. در اين زمينه نقطهنظرهاي مثبت و منفي زيادي حتي در ميان طرفداران دولت يازدهم وجود دارد كه خوب است به آنها توجه شود.
۶ - رئيسجمهور قطعاً نبايد تسليم كساني شود كه ميخواهند وزارت علوم را در اختيار بگيرند. با اينحال، براي حل مشكل موجود بايد از حلقهاي كه تاكنون افراد پيشنهادي را از آن حلقه انتخاب و به مجلس پيشنهاد كرده است نيز خارج شود. آقاي رئيسجمهور بايد به اين واقعيت توجه كنند كه ايران، سه بخش دارد نه دو بخش. جناحهاي اصولگرا و اصلاح طلب، دو جناحي هستند كه هر دو ميخواهند كشور را در اختيار خود بگيرند و به صورت انحصاري آن را اداره كنند. بخش سوم، از افراد مستقل تشكيل شده است، افرادي كه به جناحها وابسته نيستند، به كسي باج نميدهند، هر جا باشند آنجا را با استقلال مديريت ميكنند و به دليل عدم وابستگيهاي جناحي و گروهي و حزبي، ميزان پايبندي آنها به قانون بيش از ديگران است.
اين واقعيت را از ياد نبريم كه كشور ما به دليل فاصله گرفتن كارگزاران از قانون، اكنون دچار مشكلات زيادي است. بيماري دور زدن قانون به ويژه در دولتهاي نهم و دهم بشدت رشد كرده و گسترده شد و بسياري از دستگاهها را فلج كرد. ماجراي بورسيهها، كه به وزارت علوم مربوط ميشود، يكي از همين بيقانونيهاست. موارد بيقانوني در ۸ سال دولتهاي نهم و دهم بقدري زياد است كه احصاء آنها فهرستي طولاني در قالب يك كتاب قطور را تشكيل خواهد داد. در چنين شرايطي، تمام تلاش دولت و ساير قوا بايد بر بازگشت به قانون متمركز شود و هيچكس براي تحقق اين هدف از هيچ كوششي دريغ نكند. در همين چارچوب است كه سپردن مديريتهاي كلان به نيروهاي مستقل، براي شرايط كنوني كشور يك ضرورت است. روشن است كه مفهوم اعتدال را در حاكميت قانون بر كشور در همه زمينهها ميتوان جستجو كرد.
با توجه به واقعيتهاي ياد شده، به نظر ميرسد، دولت يازدهم اولاً به يك جراحي نياز دارد تا معتدل شود، ثانياً تعامل خود با مجلس را بايد بر قانون استوار نمايد و از دخالت قوه مقننه در قوه مجريه جلوگيري كند و ثالثاً در گزينش مديران ارشد كشور از افراد مستقل استفاده نمايد. كليد حل مشكل دولت اينست.
+
مطالب مشابه












