تازه های کتاب
تازه های انتشارات کتاب ناب
بایسته های فرهنگ
سازمان های فرهنگی
- اسلام ناب کمبودی ندارد،ضعف از کم کاری ماست
- موسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره) چگونه اداره میشود؟
- ضرورت بازنگری قانون موسسه تنظیم ونشرآثار رهبرانقلاب اسلامی،سخنی بامجلس شورای اسلامی
- تاسیس مجمع جهانی قلم با تمرکز بر ۵ کلان هدف
- عیشی منغص
- جهشی چشم گیر در مؤسسه انتشارات حوزههای علمیه
- شکاف هماهنگی میان نهادهای متولی زن و خانواده
مسائل نظری
حوزه علمیه
دانشگاه
- تفکرات الحادی تا مغز استخوان علوم رسمی نفوذ کردهاند
- سیونهمین جشنواره بینالمللی خوارزمی و بیست و هفتمین جشنواره جوان خوارزمی
- فراخوان بیستودومین جشنواره پایاننامه و سیوسومین جشنواره کتاب سال دانشجویی
- دکتر مصطفی جعفرطیاری سرپرست دانشگاه ادیان و مذاهب شد
- تمدید مهلت ارسال اثر به پنجمین دوره انتخاب کتاب برگزیده دانشگاهی
- بازسازی منابع تاریخی مفقود شیعه
- رتبهبندی علمی دانشگاهها، پژوهشگاهها و مؤسسات آموزش عالی وابسته به حوزه علمیه قم
علمی آموزشی
علمی پژوهشی
هنر
- قیام برای خدا
- منکر ولایت فقیه اصلاً از فقه سهمی نبرده است
- جهشی چشم گیر در مؤسسه انتشارات حوزههای علمیه
- تغییر ساده مدیریتی یا جریان استحاله نرم حکمرانی علمی؟
- بزرگداشت مقام علمی فقیه نو اندیش آیت الله محمد ابراهیم جناتی ره
- آیتالله میلانی واقعاً احیاگر حوزه علمیه مشهد بود
- کارگزاران باید قدر مردم را بدانند
- تجلیل از ۳۰ چهره نامدار استان قم
- بیانیه اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه کشور؛ درحمایت از رهبرانقلاب اسلامی
- انتصاب معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
- راهحل مسائل ایران در توجه به تغییرات اجتماعی و فناورانه است
- امکان پیگیری مجوزها درسامانه شفافیت
- ضرورت ارایه راهکارهای نوین برای همراه شدن با تغییرات اجتماعی
- فریدزاده رئیس سازمان سینمایی شد
اخبار و مسائل کتاب
نقد و معرفی کتاب
-
دعوت به کتابخوانی سنتی، دعوت به عقبماندگی است
-
مجری و عدم اعتقاد به تکالیف!!
-
دکتر محسن جوادی معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد
-
اداره کتاب دولت سیزدهم یا دولت چهاردهم؟!
-
برنامه اصلاحات معاونت فرهنگی
-
حکمرانی در شکل کلان نیاز دارد، بداند در کجا سفت و کجا منعطف باشد
-
فعالیتهای معاونت فرهنگی وزارت ارشاد در جهت اهداف انقلاب اسلامی است
اقتصاد
اجتماعی
-
باید امید آفرینی کنیم
-
طرح اصلاح قیمت بنزین می توانست بهتر از این اجرا شود
-
خواستار استمرار معافیت مالیاتی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه هستیم
-
در عرصه جنگ اقتصادی، به طور قاطع دشمن را عقب می زنیم
-
دولت خسته نیست
-
فعالیت 11 هزار و ۹۰۰ رسانه دارای مجوز در کشور
-
افرادی که نفوذ پیدا می کنند داغترین شعارهای حاکمیتی را میدهند
1405/07/25 20:14
چهار انگارهٔ خطا در دیدگاه کرباسچی
پاسخ محمدرضا جلاییپورازجرین اصلاح طلب به سخنان کرباسچی دربرنامه به وقت ایران […]

برنامه به وقت ایران درشبکه خبر ازموفق ترین برنامه های جذاب وارزشمند صداوسیما است که حدود8ماه است هرشب پخش می شود اینجا
ازتوفیقات این برنامه ضمن به رعایت وتبیین سیاست های نظام اسلامی در دفاع جنگ دوم وسوم، ازگرایش های مخالف متعدد استفاده است
در یادداشت لیبرالیسم و تحجر مهمترین دیدگاه مانع تحقق اندیشه انقلاب اسلامی اینجا تفکر لیبرالیسم را ازمهمترین موانع تفکر اسلامی مواردی ذکر شد
در22مهر غلامحسین کرباسچی مهمان برنامه بود که به نظر می رسد بهترین شاهدی که نشان می دهد تفکرلیبرالیسم جز تسلیم محض دربرابر استکبار هیچ راه حل دیگری ندارد
چنانچه به هرشکل ممکن دست اندرکاران برنامه بتوانند حسین مرعشی ومحمدجواد ظریف را هم به برنامه بیاورند پوچی این تفکر کاملا عریان خواهد شد
دراینجا یادداشتی از هم فکران کرباسچی که جزء جریان اصلاح طلب محسوب می شوند ذیلا اورده می شود. دیدگاه ناقد نه ازاین جهت که همه گزاره ها مورد قبول باشد، ولی ازجهت اینکه آش ان قدر شور شده که صدای هم فکران این تفکر را هم دراورده
محمدرضا جلائیپور، فعال سیاسی عضو حزب عهد، در یادداشتی نوشت:
جناب آقای کرباسچی گرامی! صحبتهای دیشب شما در برنامهٔ «بهوقتایران» فرصت خوبی برای گفتوگوی عمومی دربارهٔ انگارههایی است که گرچه باور شما و تعدادی از نیروهای سیاسی و بخشی از شهروندان است، میتواند به ارزیابیها و تجویزهایی بیانجامد که در خدمت منافع ملی در این ماههای ریلگذار برای امنیت و چشمانداز ایران نیست. توسل به این انگارههای خطا میتواند این تصویر را ایجاد کند که بخشی از اصلاحطلبان در مباحث مهم امنیت ملی با مبانی نظری سست یا منقرضوابطالشده و دادههای اشتباه و سهلانگاری داوری میکنند و به تغییرات صحنهٔ منطقهای و جهانی و اقتضائات تقویت مولفههای قدرت ملی در برابر متجاوزانی که آشکارا تهدید وجودی و تمدنی میکنند توجه کافی ندارند. شهروندان و اصلاحگرانی که این انگارهها را خطا میدانند میتوانند با طرح دلایلشان در گفتوگوی عمومی بالنده در این موضوع مهم مشارکت کنند. از میان این انگارههای خطا، چهار انگاره محوریت بیشتری در صحبتهای شما داشت:
انگارهٔ خطای «نیاز ترامپ به بهانه برای خروج از تفاهمنامه»:
خلاصهٔ بخش زیادی از صحبتهایتان این بود که ایران به اندازهٔ کافی تلاش برای ندادن «بهانه» به آمریکا نکرد. فرض کنیم که این همه تلاش ایران در این سه دهه و همین دو سال گذشته با همین هدف و تداوم تجاوزگریهای استعمارگرانهٔ آمریکا را نادیده بگیریم و ارزیابی شما را بپذیریم. مگر اساسا ترامپ نیازی به «بهانه» برای خروج از تفاهم داشته است؟ مگر برای خروج از برجام و ۱۳ نهاد و تفاهم مهم بینالمللی و نقض پیمان با کانادا و فرانسه و ۱۵ کشور دیگر بهانهای داشت؟ آیا واضح نیست که مبنای ترامپ صرفا «منافع»ش بوده و هر جا، از جمله در امضای همین تفاهمنامهٔ اسلامآباد، ناکام شد به خاطر این نبود که «بیشتر نمیخواست» یا «بهانه نداشت»، بلکه «بیشتر نمیتوانست». ترامپ نشان داده است که حتی «بیبهانه» و به عریانترین و بیشرمانهترین شکل اهل جنایت و قلدری و استعمارگری و نقض عهد است، مگر اینکه «نخواهد یا نتواند». تاکید شما بر اینکه «به هر قیمت» باید مانع جنگ شد، تعبیر سنجشگرانهای نیست، چراکه اگر «واگذاری اهرمهای قدرت ملی» (مثلا قدرت موشکی ایران یا تنگهٔ هرمز) از جملهٔ این قیمتها برای «بهانه ندادن» باشد، ناخواسته میتواند زمینهساز پیشروی متجاوزان با هدف گرفتن سایر اهرمها و لیبیسازی ایران شود که نمیتواند مورد تایید شما باشد.
انگارهٔ خطای «شروع نقض تفاهمنامهٔ اسلامآباد توسط ایران»:
نه فقط گزارش رسمی نمایندهٔ ایران در سازمان ملل که بیش از ۱۰۰ مصداق نقض آشکار تفاهمنامه توسط آمریکا (ذیل ۴۲ عنوان) از روز اول امضا را مستند کرده است، بلکه حتی بسیاری از کارشناسان برجستهٔ آمریکایی و ساکن آمریکا، از جمله استفن والت و جان مرشایمر و جفری سکس و ولی نصر و تریتا پارسی و رابرت مالی، تصریح کردهاند که آمریکا اولین نقضکنندهٔ تفاهم بود و ترامپ گرچه با ملاحظاتی مجبور به امضای تفاهمنامه شد، تحت فشار شدید لابی اسرائیل و تحقیر دموکراتها به تدریج از پایبندی به تفاهمنامه فاصله گرفت. ما حتی تعدادی شهید عزیز ایرانی در همین دورهٔ اجرای تفاهمنامه داریم. ترامپ اگر میخواست در تفاهم بماند حتی بعد از آن شلیکها (یک مورد نقض توسط ایران بعد از دهها نقض توسط آمریکا) هم فرصت اجابت پیشنهاد ایران برای بازگشت به تفاهم اسلامآباد یا تفاهم ۷ مادهای را داشت و نه گفت. همین شواهد عریان نشان میدهد حتی بدون آن شلیکها هم ترامپ در مسیر نقض تفاهم و گرفتن اهرمهای ایران ادامه میداد. این نقد شما نقد واردی است که رئیس جمهور/رئیس شعام باید در جریان تصمیم به شلیک به سه کشتی توسط نیروهای مسلح ایران در پاسخ به نقضهای قبلی آمریکا قرار میگرفت یا حتی شاید کارشناسانی واکنشهای موثر دیگری در آن زمان را مرجح بدانند، اما از منظر منافع ملی ایران نباید نقضهای مکرر قبلی تفاهمنامه توسط آمریکا را انکار یا سفیدشویی و عملا قربانینکوهی کرد.
انگارهٔ خطای «اگر مردم راضی باشند، کسی نگاه چپ به ایران نمیکند»:
به زبانها و با مثالهای مختلف گفتید که اگر شهروندان ایران راضی و حامی نظام باشند، هیچ کس جرات ندارد به ایران نگاه چپ کند. قطعا انسجام و همبستگی اجتماعی و رضایت شهروندان یکی از چهارپایهٔ مهم قدرت ملی است، اما تنها پایه و کافی نیست. جمهوری اسلامی ایران در سال ۵۹، تعدادی از کشورهای مورد تجاوزقرارگرفته در جنگهای جهانی و دولت اوکراین در سال ۲۰۱۴ مورد حمایت اکثریت شهروندانشان بودند، اما مورد تجاوز قرار گرفتند. حتما باید تلاش و تشویق و تمهید کرد که رضایت عمومی شهروندان افزایش یابد و جمعیتی که برای حفاظت از ایران در خیابانها و سایر عرصهها کنشگری میکنند فراگیرتر شوند، اما ساختن این انگاره که افزایش محبوبیت نظام سیاسی برای دفاع از کشور در برابر متجاوز کافی است اشتباه است. این انگاره ریشه در نظریهٔ «امنیت مبتنی بر صلح دموکراتیک» دارد که سالها است منقرض و ابطال شده است. انسجام اجتماعی ضروری است، اما بدون سهپایهٔ دیگر قدرت ملی – توان نظامی و اقتصادی و دیپلماتیک – لزوما نمیتواند مانع جنگ و تجاوز و استعمارگری شود، به خصوص در جغرافیای ایران و غرب آسیای پس از نسلکشی. برای تقویت همبستگی و انسجام اجتماعی هم آزادی زندانیان سیاسی مطلوب است اما کافی نیست. حتی مهمتر، کاهش انواع نابرابری و تمرکز دولت بر مراقبت از محرومترین شهروندان (مثلا با افزایش مبلغ کالابرگ و ضمانت تامین دارو و امنیت غذایی برای همه) است که در کلام شما مورد تاکید نبود.
برای پایان پایدارِ جنگ و محاصره، تقویت بازدارندگی ترکیبی و ناامیدسازی متجاوز از نتیجهبخشیِ محاصره (کاهش اثر محاصره با ستاد توانای جنگ اقتصادی) و ناامیدسازی از نتیجهبخشیِ حملهٔ نظامی، ضروری است. طراحی و زمینهسازی و بازیسازی فعالتر ایران برای باز کردن گرههای ورود قفلشکنِ چین به صحنه و کاشتنِ بذرهای امنیت جمعیِ منطقهای بدون حضور آمریکا (بدیلی برای پیمان ابراهیم) هم اگر ممکن شود میتواند کارساز شود. اما در همین زمینهٔ انسجام اجتماعی، علاوه بر دعوت حکمرانان به فعال نکردن گسلهای اجتماعی و ارسال پالسهای افقساز به شهروندان که به درستی مورد تاکید شما بود، آیا خود نیروهای سیاسی هم نباید نقش مسئولانهای ایفا کنند؟ آیا صحبتهایی از جنس دیشب که عملا و بدون شواهد کافی ایران را مقصر مینامد این انسجام اجتماعی را بیشتر میکند یا کمتر؟ پالس «انسجامِ نیروهای سیاسی در دفاع میهنی در برابر متجاوز و محاصرهگر» میدهد یا پالس شکاف؟
انگارهٔ خطای «۶۷ ای بودن صحنه»:
چند بار به جام زهر و ترکمنچای اشاره کردید، ولی صحنه اصلا ۶۷ ای نیست. در سال ۶۷ پیشنهاد صلحی روی میز ایران بود که ایران را به رسمیت میشناخت و پذیرشش اهرمهای ایران برای پیشگیری از جنگهای بعدی یا دفاع از منافع حیاتیاش را نمیگرفت. امروز پیمان صلح عزتمندانهای روی میز ایران نیست. ترامپ امروز آشکارا میگوید یا همه چیزت را بده یا نابودت میکنم. اگر به برکت مقاومتِ نظامی و دیپلماتیک و اقتصادی و اجتماعی ایران، از نتیجهبخشی محاصره یا تجاوز یا «دیپلماسی اجبار» ناامید شود، شاید دوباره مثل امضای تفاهمنامهٔ اسلامآباد پای میز بیاید. تا آن لحظه همهٔ مولفههای قدرت ملی ایران را باید تقویت کرد و این انگارهٔ خطا را برجسته نکرد که گویی پیشنهاد صلح عزتمندانهای روی میز ایران است و ماییم که نمیپذیریم یا ماییم که مقصر و بهانهتراش برای تجاوز و محاصرهایم. هر موقع به آن نقطه رسیدیم – که دیر مباد – دیگر امضایش نه نوشیدنِ جام زهر، که نوشیدنِ شهد شیرینِ به رسمیتشناسیِ استقلال راهبردی ایران و لوازم بقا و امنیت ایران است؛ شهدی که نوشیدنش اقتضای توسعه و عدالت و آزادی و مردمسالاری در ایران است.
منبع انصاف نیوز
خبرانلاین درگزارشی سخنان کرباسچی را اورده است
روایت کرباسچی از نقض تفاهمنامه اسلام آباد؛ پزشکیان گفت نمیدانم چه کسی کشتیها را زده/ اگر این سه کشتی زده نمیشد ایران دست برتر را داشت
غلامحسین کرباسچی در پاسخ به سوال مجری برنامه به وقت ایران مبنی بر این که «بعد از تفاهمنامه اسلامآباد سه کشتی را نیروهای مسلح زدند» گفت: پزشکیان گفته من نمیدانم چه کسی کشتیها را زده. هنوز هم رسمی ندیدهایم نهادی گردن بگیرد. اگر این سه کشتی زده نمیشد ایران دست برتر را داشت.
شما ۲۰۰ شب است حرف میزنید، دیگه کافیه، اجازه بدین ما حرف بزنیم که اصلا فرصت حضور در تلویزیون را نداریم.
وی در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر این که «بعد از تفاهمنامه اسلامآباد سه کشتی را نیروهای مسلح زدند» گفت: پزشکیان گفته من نمیدانم چه کسی کشتیها را زده. هنوز هم رسمی ندیدهایم نهادی گردن بگیرد. اگر این سه کشتی زده نمیشد ایران دست برتر را داشت.
ما باید تلاشمان این باشد حداقل بدانیم به کجا می خواهیم برویم. پایان هر جنگی مذاکره است و هر جنگی هر طور تمام شود، دو طرف میگویند بردهایم. ما باید وضعیت کشور و وضعیت مردم را ببینیم. آن طرف ما به عنوان ملت آزاده زیر بار زور قرار نگرفتهایم. مسئولین باید هر چه سریعتر و هرطور که میتوانند این جنگ را خاتمه دهند.
*جنگی که ما در آن هستیم و دفاعی که میکنیم خودخواسته نبوده، تحمیلی است. رهبر شهید بارها از افتادن کشور به ورطه این روزها جلوگیری کردند.
* در پاسخ به سوال مجری برنامه مبنی بر این که«شما میگویید ما جام زهر را بنوشیم و توافق کنیم؟»:ما اصلا نمیدانیم انتهای این قضیه درگیری و جنگ تا کجاست. باید یک ارزیابی غیر احساسی از وضعیت داشته باشیم. ما با قدرت و دیپلماسی آمریکا نمیتوانیم طرف بشویم.
*مردم بسیار در فشار هستند. وزارت خارجه رییس جمهور و همه دستگاههای دیگر باید تلاش کنند مردم را از این وضعیت نجات دهند.
*سرمایه کشور فقط سرزمین نیست، رهبر شهید، این همه سرداران، جوانان و مردم عادی شهید شده، همه اینها سرمایههایی هستند که در این جنگ از دست دادیم.
منبع +
نقد امام جمعه موقت تهران برسخنان کرباسچی
سیداحمد خاتمی در واکنش به انتقاد غلامحسین کرباسچی از حملات به ۳ کشتی در تنگه هرمز اندکی پس از توافق ایران و آمریکا به نقل از فارس در پی میآید:
اگر نمیخواهید از رزمندگان تجلیل کنید، چرا به آنان طعنه میزنید؟ رزمندهای که کشتی را هدف قرار داده، امنیت شما را تأمین کرده است؛ چرا زبان آمریکا را بازگو میکنید؟
رزمنده مشاهده کرده است که سه کشتی تخلف کرده و از مسیری که نباید عبور میکردند، عبور کردهاند و آنان را هدف قرار داده است؛ دستشان هم درد نکند. آیا پاسخ قدردانی از رزمندگان، اینگونه سخن گفتن است؟
همین مصاحبهای که انجام میدهید، مدیون این رزمنده است. اگر موشکهای او نبود و آمریکا و رژیم صهیونیستی را سر جای خود نمینشاند، آیا شما آرامش سخن گفتن داشتید؟ شما مدیون رزمندگان هستید.
آیه شریفه میگوید باید به رزمنده احترام گذاشت؛ این احترام نیز تنها به دوران جنگ اختصاص ندارد. حتی پس از پایان جنگ، این ایثارگران نور چشم بودهاند، هستند و خواهند بود.منبع +
مطالب مشابه

























