کد خبر: 6792

1405/04/03 11:28

نسخه چاپی
+1
بازدیدها: 15

حسین منی و انا من حسین

تاسوعا وعاشورای حسینی تسلیت باد […]

بر اساس نقل ابن قولویه درکامل الزیارات ص 53

حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم  در مسیر رفتن به مهمانی، امام حسین علیه السلام را دیدند که با کودکان بازی می‌کرد. پیامبر(ص) به استقبال حسین(ع) رفت و دستانش را باز کرد و او را در آغوش گرفت و سپس فرمود:

حُسَیْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ، أَحَبَّ اَللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیْناً، حُسَیْنٌ سِبْطٌ مِنَ اَلْأَسْبَاطِ؛

حسین از من است و من هم از حسینم، خدا دوست‌دار کسی باشد که حسین را دوست بدارد، حسین فرزندزاده‌ای از فرزندزادگان پیامبران است.

درابتدا شاید به نظر برسد که امام حسین علیه السلام نوه پیامبر رحمت ص و طبعا این نسبت طبیعی است، اما چرا من از حسینم؟

بعد از 50 سال از رحلت پیامبر ص و حوادث سنگین وخسارت بار سقیفه، غصب خلافت امیرالمومنین علیه السلام و اعتراض حضزت صدیقه طاهره سلام الله علیها به مهاجرین وانصار که هنوز حدود 70 روز از غدیر وابلاغ فرمان الهی برای امامت مولا ع نگذشته بود و رخوت و وقت ناشناسی قریب به اتفاق مسلمین درحمایت از آن حضرت که منجر به شهادت زودهنگام آن حضرت 75 روز یا 95 روز بعد ازارتحال پیامبر ص اتفاق افتاد وخانه نشینی 25ساله مولاع و بیعت مردم با حضرت به عنوان چهارمین خلیفه مسلمین که حدود 5 سال بیشتر نبود، درهمه مدت 3جنگ برحضرت تحمیل کردند چون باخیانت خواص تحمل اجرای عدالت و احیای سنت پیامبر ص را نداشتند، با شهادت ان حضرت و امامت امام حسن علیه السلام حاکم باغی شام و خیانت برخی ازدنیاپرستان حضرت ناگزیر از صلح بامعاویه شدند. با شهادت آن حضرت، امام حسین علیه السلام به مدت 10سال امام منصوب ازطرف خداوند بودند اما درفشار و محاصره لذا کمترین حدیث از امامان معصوم علیه السلام از آن حضرت بجا مانده بامرگ معاویه در رجب60هجری، باتخلف معاویه از پیمان که یزید را جانشین نکند، یزید عهده دار خلافت شد.

معاویه گرچه کینه ای دیرینه نسبت به اصل اسلام وشخص مولا علیه السلام داشت به طوری که لعن علنی را درمساجد رایج کرد، اما تاحدودی ظواهر را رعایت می کرد، اما یزید فردی فاجر و فسق علنی باهدف نابودی همان باقیمانده اسلام را داشت.

یزید به حاکم مدینه دستور اخذ بیعت از حضرت را داد، حضرت به طرف مکه هجرت کردند و بعد از ناتمام گذاشتن حج به سمت کوفه که 12هزار نامه برای حضرت فرستاده بودند حرکت کردند

درمسیر راه سخنان زیادی و علت عدم بیعت و...موجود است از جمله درمسیر کربلا می فرمایند:

الإمامُ الحسينُ عليه السلام ـ في مَسيرِهِ إلى كَربلاءَ:

انّ هذهِ الدُّنيا قَد تَغَيَّرَت و تَنَكَّرَت ، و أدبَرَ مَعروفُها ، فلَم يَبقَ مِنها إلاّ صُبابَةٌ كَصُبابَةِ الإناءِ ، و خَسيسُ عَيشٍ كالمَرعى الوَبيلِ.

 أ لاَ تَرَونَ أنَّ الحَقَّ لا يُعمَلُ بهِ ، و أنَّ الباطِلَ لا يُتَناهى عَنهُ ، لِيَرغَبِ المُؤمنُ في لِقاءِ اللّه ِ مُحِقّا ،

فإنّي لا أرَى المَوتَ إلاّ سَعادَةً ، و لا الحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ إلاّ بَرَما .

امام حسين عليه السلام ـ در مسير خود به كربلا:

به راستى كه اين دنيا ديگرگونه شده و چهره عوض كرده و خوبى هايش پشت كرده و رفته است و از آن جز ته مانده اى همچون ته مانده آبى در ظرفى و اندك عيشى همانند چراگاهى آفت زده باقى نمانده است.

آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى شود؟

 به راستى كه مؤمن بايد به [مرگ و ]ديدار خدا روى آورد. پس من مرگ را جز سعادت، و زندگى با ستمگران را جز رنج و ملال نمى بينم. (تحف العقول ص245)

درچنین فضایی است که علت این قیام علیرغم یاران اندک دربرابر هزاران نظامی حاکمان ظالم، حضرت باشهادت خود باطل بودن نظام حاکم را باشهادت خود تا قیام قیامت عینیت می بخشند و ضامن بقای اسلام وزحمات 23ساله جد بزرگوارشان می شوند و این است معنای انا من حسین

به همین جهت همه معصومان این قدر توصیه واثار بر زیارت وتربت مقدس ان حضرت داشته اند تا این پیام درسی برای همه در چنین شرایطی باشد

امام صادق عليه‏ السلام:

في طِينِ قَبرِ الحُسَينِ الشِّفاءُ مِن كُلِّ داءٍ و هُوَ الدَّواءُ الأكبَرُ؛

شفاى هر دردى در تربت مزار حسين است، و آن بزرگ‏ترين درمان است(. كامل الزيارات، ص ۴۶۲ )

گرچه شهادت حضرت وهمه یاران ان حضرت در روز عاشورای 61 هجری اتفاق افتاد، اما تاسوعا مقدمه آن بود

تاسوعا روز محاصره برای آغاز جنگ

امام صادق علیه السلام درباره محاصره شدن سیدالشهداء در روز تاسوعا فرموده است :

تاسُوعا یومٌ حُوصِرَ فیهِ الحُسَینُ وَ اَصحابُهُ بِکربَلأ وَ اجتَمَعَ عَلَیهِ خَیلُ اَهلِ الشامِ وَ اَناخُوا عَلَیهِ وَ فَرِحَ ابنُ مَرجانَة وَ عُمَرُبنُ سَعدٍ بِتَوافُر الخَیلِ وَ کثرَتِها وَ استَضْعَفُوا فیهِ الحُسَینَ وَ اصْحابَهُ وَ اَیقَنُوا اَنهُ لا یأتِی الحُسَینَ ناصِرٌ وَلا یمِدهُ اَهلُ العِراق .

 تاسوعا روزی است که حسین (ع) و اصحاب او در کربلا محاصره شدند و سپاه شامیان بر ضد آنان گرد آمد . ابن زیاد و عمر سعد نیز از فراهم آمدن آن همه سواران خوشحال شدند و آن روز ، حسین (ع) و یارانش را ناتوان شمردند و یقین کردند که دیگر برای او یاوری نخواهد آمد و عراقیان نیز او را پشتیبانی نخواهند کرد . (سفینة البحار ، ج 1 ، ص 124)

 

مقام حضرت عباس علیه‌السّلام

 

امام سجاد علیه السّلام:

 رحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَی وَ فَدَی أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّی قُطِعَتْ یَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ بِهِمَا جَنَاحَیْنِ یَطِیرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلَائِکَةِ فِی الْجَنَّةِ کَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یَغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ.

 

 خدا حضرت عباس را رحمت کند، حقا که امام حسین را بر خویشتن مقدم داشت و جان خود را فدای آن حضرت نمود تا اینکه دست‌های مبارکش قطع شد. خدای مهربان در عوض دست‌های عباس علیه‌السلام دو بال به وی عطا کرد تا به‌وسیله آن‌ها در بهشت با ملائکه پرواز نماید. کما اینکه این نعمت را نیز به جعفر بن ابی‌طالب عطا کرد. عباس را نزد خداوند منزلتی است که در روز قیامت همه شهیدان بر آن رشک می‌برند.(امالی_صدوق، صفحه ۴۶۲)

 

يَا اِبْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ..

 

 دراهمیت عاشورا روایت معروفی درعیون اخبارالرضا از ریان ابن شبیب درباره اهمیت زنده نگه داشتن شهادت ان حضرت و ترجیح ان برهرمصیبتی چنین امده است

 

رَیّان بن شَبیب، از محدثان مورد وثوق شیعه و از اصحاب امام رضا(ع) و امام جواد(ع) است.

ابن شبیب، در شهر قم اقامت کرد و محدثان آن شهر از او روایت نقل کرده‌اند. او از حضرت رضا(ع) روایاتی نقل کرده و مسائل صباح بن نصر هندی از امام رضا(ع) را جمع نموده است.

متن حدیث از کتاب عیون اخبار الرضا  ج‏1، ص: 300:

 

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا ع فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ فَقَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ أَ صَائِمٌ أَنْتَ قُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْيَوْمَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي دَعَا فِيهِ زَكَرِيَّا ع رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ .

فَقَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَنَادَتْ زَكَرِيَّا وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى‏ فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَا اسْتَجَابَ اللَّهُ لِزَكَرِيَّا

.

ثُمَّ قَالَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنَّ الْمُحَرَّمَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ يُحَرِّمُونَ فِيهِ الظُّلْمَ وَ الْقِتَالَ لِحُرْمَتِهِ فَمَا عَرَفَتْ هَذِهِ الْأُمَّةُ حُرْمَةَ شَهْرِهَا وَ لَا حُرْمَةَ نَبِيِّهَا لَقَدْ قَتَلُوا فِي هَذَا الشَّهْرِ ذُرِّيَّتَهُ وَ سَبَوْا نِسَاءَهُ وَ انْتَهَبُوا ثَقَلَهُ فَلَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ أَبَداً.

 

يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَإِنَّهُ ذُبِحَ كَمَا يُذْبَحُ الْكَبْشُ وَ قُتِلَ مَعَهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ رَجُلًا مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ شَبِيهُونَ وَ لَقَدْ بَكَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ لِقَتْلِهِ

.

وَ لَقَدْ نَزَلَ إِلَى الْأَرْضِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ لِنَصْرِهِ فَلَمْ يُؤْذَنْ لَهُمْ فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ إِلَى أَنْ يَقُومَ الْقَائِمُ ع فَيَكُونُونَ مِنْ أَنْصَارِهِ وَ شِعَارُهُمْ يَا لَثَارَاتِ الْحُسَيْنِ‏

ع يَا ابْنَ شَبِيبٍ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع أَنَّهُ لَمَّا قُتِلَ جَدِّيَ الْحُسَيْنُ ص أَمْطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً وَ تُرَاباً أَحْمَرَ يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ بَكَيْتَ عَلَى الْحُسَيْنِ حَتَّى تَصِيرَ دُمُوعُكَ عَلَى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتَهُ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً

.

يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا ذَنْبَ عَلَيْكَ فَزُرِ الْحُسَيْنَ ع يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَسْكُنَ الْغُرَفَ الْمَبْنِيَّةَ فِي الْجَنَّةِ مَعَ النَّبِيِّ ص فَالْعَنْ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ

.

يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا لِمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَقُلْ مَتَى ذَكَرْتَهُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً

.

يَا ابْنَ شَبِيبٍ إِنْ سَرَّكَ أَنْ تَكُونَ مَعَنَا فِي الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا وَ عَلَيْكَ بِوَلَايَتِنَا فَلَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَعَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

 

ريّان بن شبيب گويد:

در اوّلين روز محرّم خدمت امام رضا عليه السّلام رسيدم، حضرت فرمودند:

 

آيا روزه هستى؟ عرض كردم: خير، فرمود: امروز، روزى است كه زكريّا عليه السّلام پروردگارش را خواند و گفت: «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ» (پروردگارا! فرزندى پاك به من مرحمت فرما، همانا تو دعاى بندگان را ميشنوى- آل عمران: 38) و خداوند دعاى او را مستجاب كرد و به ملائكه دستور داد كه به زكريّا- كه در محراب در حال نماز بود- بگويند كه خدا به تو يحيى را مژده مى‏دهد، پس هر كس اين روز را روزه بدارد و سپس دعا كند، خداوند همان طور كه دعاى زكريّا را مستجاب كرد، دعاى او را نيز مستجاب مى‏كند،

 

سپس فرمود:

اى ابن شبيب! محرّم ماهى است كه اهل جاهليّت به احترام آن، ظلم و جنگ را حرام كرده بودند ولى اين امّت، احترام آن و احترام پيغمبر خود را حفظ نكردند، در اين ماه اولاد او را كشتند و زنانش را اسير كردند و وسائلش را غارت نمودند، خداوند هرگز اين كارشان را نبخشد!

 

اى ابن شبيب! اگر ميخواهى گريه كنى، بر حسين بن علىّ ابن ابي طالب عليهما السّلام گريه كن، زيرا او را همچون گوسفند ذبح كردند و از بستگانش، هيجده نفر به همراهش شهيد شدند كه در روى زمين نظير نداشتند،

 

آسمانهاى هفتگانه و زمين‏ها بخاطر شهادتش گريستند، و چهار هزار فرشته براى يارى او به زمين آمدند، ولى تقدير الهى نبود، و آنها تا قيام قائم عليه السّلام در نزد قبرش با حال نزار و ژوليده باقى هستند و از ياوران قائم عليه السّلام هستند و شعارشان‏ است.

 

اى ابن شبيب! پدرم از پدرش از جدّش عليهم السّلام به من خبر داد كه: وقتى جدّم حسين- صلوات اللَّه عليه- شهيد شد، از آسمان خون و خاك قرمز باريد.

 

اى ابن شبيب! اگر به گونه‏اى بر حسين گريه كنى كه اشكهايت بر گونه‏هايت جارى شود، خداوند هر گناهى كه مرتكب شده باشى- چه كوچك، چه بزرگ، چه كم و چه زياد- خواهد بخشيد.

 

اى ابن شبيب! اگر دوست دارى پاك و بدون گناه به ملاقات خدا بروى، به زيارت‏ حسين برو، اى ابن شبيب! اگر دوست دارى با پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله در غرفه‏ هاى بهشت همراه باشى، قاتلان حسين را لعنت كن،

 

اى ابن شبيب! اگر دوست دارى ثوابى مانند ثواب كسانى كه همراه حسين بن علىّ عليهما السّلام شهيد شدند داشته باشى، هر گاه بياد او افتادى بگو:

 

«يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً»

(اى كاش با آنان مى‏بودم و به فوز عظيم ميرسيدم).

 

اى ابن شبيب! اگر دوست دارى با ما در درجات عالى بهشت همراه باشى، در اندوه ما اندوهگين و در خوشحالى ما، خوشحال باش، و بر تو باد به ولايت ما، زيرا اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد، خداوند در روز قيامت او را با آن سنگ محشور خواهد كرد

 

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
(شیعیان من! هنگامی که آب گوارا نوشیدید، مرا یاد کنید)
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
(ویاهنگامی که ازغریبی یا شهیدی خبری شنیدید، برمن ندبه کنید)
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
(من، نواده [پیامبر] هستم که مرا بی گناه کشتند)
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
(و پس از آن از روی عمد، مرا پایمال سم اسبان کردند)
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
(ای کاش، همگی در روز عاشورا بودید و می‌دیدید)
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
(که چگونه برای کودک خردسالم،آب خواستم و آنان رحم نکردند)
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
(و به جای آب، با تیر جفا او را سیراب کردند)
یا لرزئ مصاب هدّ ارکان الحجون
(وه! چه فاجعه غم انگیز و دردناک که براثر آن کوه‌های بلند مکه به لرزه درآمد.)
ویلهم قد جرحوا قلب، لرسول الثقلین
(وای بر آنها که با این کار خود، قلب مبارک رسول را جریحه دار کردند)
فالعنواهم ماستطعتم شیعتی فی­کل حین
(ای شیعیان من هرچه توان دارید درهر زمان آنها را لعنت کنید)

 

السلام علیک یااباعبدالله وعلی الارواح اللتی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا مابقیت وبقی اللیل والنهار و لاجعل الله آخرالعهد من زیارتکم

السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولادالحسین وعلی الاصحاب الحسین

 

حسین منی و انا من حسین

 

تگ های مطلب:
ارسال دیدگاه

  • bowtiesmilelaughingblushsmileyrelaxedsmirk
    heart_eyeskissing_heartkissing_closed_eyesflushedrelievedsatisfiedgrin
    winkstuck_out_tongue_winking_eyestuck_out_tongue_closed_eyesgrinningkissingstuck_out_tonguesleeping
    worriedfrowninganguishedopen_mouthgrimacingconfusedhushed
    expressionlessunamusedsweat_smilesweatdisappointed_relievedwearypensive
    disappointedconfoundedfearfulcold_sweatperseverecrysob
    joyastonishedscreamtired_faceangryragetriumph
    sleepyyummasksunglassesdizzy_faceimpsmiling_imp
    neutral_faceno_mouthinnocent

عکس خوانده نمی شود