صفحه نخست > رسانه مطبوعات / چهره ها / مطالب دیگران- سیاسی / بین الملل / مطالب دیگران- انقلاب اسلامی / جریان شناسی > کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟!
کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟!امروز, 03:30. نويسنده: shams |
|
متاسفانه با ضعف دشمن از شکست وتاب اوری مردم تفکر لیبرالیسم به خط شدند تا ایجاد تردید درمقاومت مردم کنند باکمال تاسف این خطای فاحش یا...ابتدا سیدمحمدخاتمی بعد حسن روحانی و بعد تشکلی درقم باعنوان مجمع مدرسین و بعد ان رده های بعدی کرباسچی و ظریف ومرعشی و...تکرار کردند گرچه از ان سخنان زمانی گذشته اما همچنان این جریان درحال پمپاژ تسلیم طلبی است در ذیا چند یادداشت از جریان های متفاوت درپاسخ به این سخنان ذلت بار می اید مگر در شرعی و عقلائی بودن دفاع مقدس از موجودیت و تمامیت ارضی کشور و ملت ایران تردید وجود دارد که برای ادامه دادن دفاع مشروع و یا خاتمه آن، نظام اسلامی به همه پرسی روی آورد؟
🔰کجای این دو پیشنهاد شرافتمندانه و عزتمندانه است؟! 👤 #حسین_شریعتمداری
🔻۱- «تحریف» یکی از ترفندهای عملیات روانی برای تغییر مفهوم و معنای اصلی واقعیتهاست. بیشترین کارویژه در این ترفند استفاده از «واژههای جایگزین» است. واژه جایگزین به دوگونه انتخاب میشود. اول آنکه با واژه اصلی شباهت ظاهری داشته باشد و دوم اینکه؛ ظاهر آن پسندیده و عاقلانه تلقی شود. گفتنی است که در کلام خدا، استفاده از این ترفند مؤذیانه به برخی از یهودیان نسبت داده شده است. بهعنوان مثال، در آیه ۴۶ سوره مبارکه نساء آمده است: «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ... برخی از یهودیان، حقایق [کتاب آسمانی] را [با تفسیرهای نابجا و تحلیلهای غلط و ناصواب] از جایگاههای اصلی آن دور کرده و معنای حقیقی آن را تغییر میدهند». شرح بیشتر درباره این ترفند را به زمانی دیگر موکول میکنیم و در وجیزه پیشروی تنها به دو نمونه از دهها نمونه دیگر اشاره میکنیم. نمونههایی از بهرهگیری غربگرایان و شماری از مدعیان اصلاحات از این ترفند. بخوانید!
🔻۲- آقای روحانی، رئیسجمهور اسبق، ادامه جنگ (بخوانید دفاع در مقابل تجاوز دشمن) را منوط به کسب نظر مردم میداند و میگوید: «باید به مردم بگوئیم؛ ما قرارمان این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم. اگر مردم گفتند «ما قبول داریم»، خب ما میخواهیم برویم و داریم میرویم. اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند، آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟»!
🔸در این باره گفتنی است که؛ الف: ایشان واژه «دفاع» که حق مسلم قانونی و منطقی مردم است را با واژه «جنگ» جابهجا کرده است! تا دفاع ما در مقابل حملات جنایتکارانه دشمن را غیر مردمی قلمداد کند! باید به او گفت؛ مگر نه اینکه آمریکا و رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ بودهاند؟! بنابراین، اقدام جمهوری اسلامی ایران در مقابله با حمله دشمن، «دفاع» نام دارد و نه جنگ. بنابراین مفهوم و منظور واقعی آقای روحانی (بدون کمترین تردید) دست کشیدن از دفاع و تسلیم کشور به آمریکا و اسرائيل است! آیا غیر از این است؟! و اما، با توجه به اینکه ایشان چند دهه (متاسفانه) در پستهای کلیدی نظام حضور داشته است، هرگز نمیتوان باور کرد که از فحوا و معنای واقعی نظر خویش بیخبر بوده است و نمیدانسته است که زبان آمریکا و اسرائيل را به کام گرفته و تحقق آرزوی برزمین مانده دشمن، یعنی تسلیم ایران اسلامی را پیشنهاد داده است! ب: میگوید؛ «پیغمبر خدا با این که پیامبر بود، مشورت میکرد، او که وصل بود به مبدأ وحی مشورت میکرد، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت میکرد. ما [چرا] حاضر به مشورت نیستیم با مردم خودمان، با ولینعمتان خودمان؟»!
🔸از شخصی که متاسفانه لباس روحانیت نیز بر تن دارد بعید است که تا این اندازه از اسلام و مخصوصاً کلام خدا بیخبر باشد. ایشان، در این بخش از سخنان خود نیز، آگاهانه دست به تحریف زده است. توضیح آنکه در کلام خدا آمده است؛ «وَ شَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ... در کارها با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن؛ زیرا خدا توکلکنندگان را دوست دارد. (۱۵۹ آلعمران). در این آیه خدای متعال به رسول خود دستور مشورت داده است و بر این نکته نیز تاکید فرموده که وقتی تصمیم گرفتی [کار مورد نظر] را با توکل به خدا انجام بده. اکنون باید به آقای روحانی گوشزد کرد که، اولاً؛ دفاع در مقابل حمله دشمنان یک وظیفه دینی، قانونی و منطقی است که انجام آن نیازی به مشورت ندارد. بله، اگر مشورتی هست، درباره چگونگی انجام آن است و نه آنگونه که جنابعالی میگوئید، مشورت درباره انجام یا ترک آن ! نظر شما در این خصوص شبیه آن است که ادای فریضه نماز و یا ترک آن را مستلزم مشورت بدانیم(!). ثانیاً؛ از کجا میدانید که مشورتی صورت نپذیرفته است؟ در نظام جمهوری اسلامی ایران دهها مرکز را میتوان فهرست کرد که یکی از وظایف قانونی آنها ارزیابی مسائل و ارائه نظر مشورتی درباره آن است و به یقین میدانید که این روزها درباره چگونگی دفاع (و نه ضرورت آن) در مراکز مورد اشاره رایزنیها و مشورتهای پیدرپی و بیوقفهای صورت میپذیرد.
🔻۳- آقای محمد خاتمی، که بازهم متاسفانه، یکی از رؤسای جمهور اسبق کشورمان بوده است، نیز درباره جنگ اخیر اظهارات مشابهی داشته است که نمونه دیگری از تحریف واقعیات به نفع دشمن بوده و هست و برخی از شواهد و نشانهها حاکی از آن است که این دو اظهارنظر و اظهارات برخی دیگر از مدعیان اصلاحات، آبشخور مشترک و به شدت مشکوکی دارند، محمد خاتمی هم روز ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ طی سخنانی دست به تحریف واقعیات زده و با ساخت یک دوقطبی تقلبی، تلاش کرده است که تسلیم در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی را «صلح شرافتمندانه»! جا بزند. میگوید؛ «مراد از «صلح شرافتمندانه»، تن دادن به حکم خرد در عرصه عمل است که مورد تأیید خدای خردآفرین است؛ یعنی: جنگ (بخوانید دفاع)، شرّ بزرگ و صلح (بخوانید تسلیم) خیر بزرگ. جنگ به دو صورت خاتمه مییابد: با تسلیم کامل یا نابودی یک طرف (که خود، شرّ است)، با تفاهم و مصالحه در جایی که به خصوص برداشتن خصم و تسلیم کامل او در عمل ممکن نباشد. در صلح، هم امتیاز داده میشود و هم امتیاز گرفته میشود. امروز بقاء و موجودیت خود را به دشمن تحمیل کردهایم. میتوانیم با پرهیز از تنش، مصالح عمومی و خیر جامعه و عزت ایران و آینده آن را تأمین کنیم»! انگارنهانگار که آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشور ما حمله کردهاند! و ما به دفاع برخاستهایم! به بهرهگیری ایشان از واژه «صلح» به جای «تسلیم» و «جنگ» به جای «دفاع» دقت کنید! طوری حرف میزنند که گویی اتفاق خاصی نیفتاده است! آمریکا و رژیم صهیونیستی رهبر جهان اسلام را به شهادت نرساندهاند! هزاران انسان بیگناه از زن و مرد و کودک دانشآموز و شرکتکننده در مراسم عروسی را قتلعام نکردهاند! دانشمندان و فرماندهان کشورمان را به شهادت نرساندهاند! و صدها جنایت دیگر را مرتکب نشدهاند! تازه از این پیشنهاد خائنانه با عنوان «صلح شرافتمندانه» و «تن دادن به حکم خرد در عرصه عمل»! هم یاد میکند!
🔻۴- اظهارات آقای محمد خاتمی در پوشش «صلح شرافتمندانه»! و تاکید آقای حسن روحانی در پوشش «پایان عزتمندانه جنگ»! دقیقاً همان خواسته برزمین مانده و آرزوی برباد رفته آمریکا و رژیم صهیونیستی در جریان دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان است و مفهوم واقعی آن تسلیم بیشرفانه و ذلیلانه است. این همخوانی با خواستههای رسماً اعلام شده آمریکا نمیتواند تصادفی باشد و مراکز قضائی و امنیتی نباید از کنار آن به آسانی عبور کنند. چرا که خطا وقتی به تکرار مینشیند «خط» است و نه خطا.
⭕️ چند پرسش دربارهٔ ایدهٔ همهپرسی جنگ و صلح
✍️ محمدرضا جلائیپور(جامعهشناس):
تعدادی از چهرههای شاخص سیاسی در روزهای گذشته ایدهٔ برگزاری همهپرسی دربارهٔ جنگ و صلح را طرح کردهاند. دربارهٔ این ایده پرسشهایی از این دست به ذهن میرسد که پاسخ قانعکنندهای برایش نشنیدهام:
1️⃣ آیا اساسا امروز (و نه چند ماه قبل یا چند ماه بعد) پیشنهاد صلحی روی میز ایران هست که به همهپرسی گذاشته شود؟ در شرایطی که امروز از رئیس جمهور و وزیر خارجه و رئیس مجلس/رئيس تیم مذاکرات تا رئیس بسیج و دبیر شعام همه میگویند اگر آمریکا عملا مفاد تفاهم اسلامآباد را اجرا کند ایران هم خواهد کرد و در مقابل رئیس جمهور آمریکا رسما میگوید به احیای این تفاهم فکر نمیکند و در عمل هم ضمن تشدید محاصره و تحریم، روزانه در حال تهدید ایران و چند روز یکبار در حال تجاوز نظامی به ایران است و میانجیها هم میگویند آمریکا فعلا دنبال احیای تفاهم نیست و اگر بعدا دنبال تفاهم بیاید هم فراتر از تفاهم قبلی را طلب میکند، برگزاری همهپرسی بین دو گزینه که یکیاش اساسا فعلا روی میز نیست چه معنایی دارد؟
2️⃣ تصمیم دربارهٔ دفاع میهنی در برابر متجاوز یا جنگ و صلح در کدام جنگ و کدام دموکراسی در تاریخ جنگهای جهان بر اساس همهپرسی گرفته شده است؟ در همان صدر اسلام آیا مشورت پیامبر با «فرماندهان و مشاوران اصلی» و حاضرانِ در میدان جنگهای بدر و احد دربارهٔ «چگونگی جنگ» قابل قیاس با برگزاری همهپرسی عمومی بر سر اصل موضوع بسیار فنی و چندوجهی جنگ و صلح در قرن ۲۱ مبتنی بر اطلاعات دقیق و محرمانه در شرایط به شدت پیچیده و متغیر است؟
3️⃣ آیا اساسا در این زمینه با دوگانهٔ سادهٔ جنگ و صلح مواجهیم که رفراندومپذیر باشد؟ همهٔ پیچیدگی مساله دربارهٔ «شرایط تفاهم» و «چگونه و تا کجا جنگیدن» است، واگرنه هیچ نیروی بزرگی طرفدار «جنگ برای جنگ» نیست. در نظرسنجیهای معتبر هم اکثریت ایرانیان هم طرفدار مقاومت و دفاع نظامی نیروهای مسلح بودهاند و هم حامی مذاکراتی که در آن اهرمها و لوازم قدرت ملی واگذار نشود. این گروه بزرگ به کدام یک از این دوگانهٔ سادهشده باید رای بدهند؟
4️⃣ با شناختی که گویندگان از ترتیبات نهادی در ایران و ممکنات سیاسی در وضعیت کنونی دارند، آیا حتی یک درصد هم احتمال میدهند همهپرسی در این زمینه ممکن شود؟ منازعهٔ سیاسی آنهم حول پیشنهادی ناممکن چه سودی دارد؟
4️⃣ فرض کنیم گزینهٔ صلح عزتمندانه و پایان بادوامِ جنگ بدون عدول از منافع حیاتی ایران همین امروز روی میز ایران و معطل تصمیم ایران باشد، و همچنین فرض کنیم برگزاری همهپرسی در این زمینه موجه و ممکن بود، آیا نتیجهٔ چنین همهپرسیای همسو با گرایش پیشنهاددهندگان میشد؟ (فراموش نکنیم که تجربهٔ جنگهای ۱۲ روزه و رمضان در میانهٔ مذاکرات، هم بر درصد حامیان مقاومت نظامی و بیاعتمادان به آمریکا افزوده و هم امیدواران به توافق با آمریکا را کاسته است و طبق نظرسنجیهای معتبر جامعهٔ ایران در این زمینه سهچهار پارهاست و هیچ پارهای نصف به اضافه یک نیست و در میان مشارکتکنندگان در انتخابات حامیان تداوم مقاومت گروه بزرگتری شدهاند)
6️⃣ آیا پیشفرضها و جهانِ تحلیلیِ بخشی از پیشنهاددهندگان همچنان در فضای برجامی قفل نشده؟ آیا منطقه و جهان هنوز در فضای برجامی است؟ آیا با تجربهٔ جنگهای اخیر جامعهٔ ایران هم آرایش برجامی دارد؟
6️⃣ فرض کنیم که همهپرسی در این زمینه معنادار و ممکن بود و حتی نتیجهاش هم دلخواه پیشنهاددهندگان میشد. آیا چنین نتیجهای عملا دست ایران را نمیبست و احتمال توافق با شرایطی که اقتضای منافع و امنیت بلندمدتِ ملی ایران است را نمیکاست؟ طرف آمریکایی چرا باید به ایرانی که طبق نتیجهٔ چنین رفراندومی مجبور به تفاهم و پذیرش شرایط دیپلماسیِ اجبارِ آمریکا است امتیاز بدهد؟ اساسا چرا باید محاصره و حملات نظامی علیه چنین ایرانی که بر اساس چنین رفراندومی توان دفاع و جنگیدنش کاسته شده را متوقف کند؟
7️⃣ آیا پیشفرض و جهانِ تحلیلیِ بخش دیگری از پیشنهاددهندگان در فضای سال ۶۷ قفل نشده است؟ در سال ۶۷ یک پیشنهاد صلحِ پایدار و عزتمندانه روی میز ایران بود و پیام «نداریم و نمیتوانیم ادامه دهیم» با کارسازی آیتالله هاشمی و شجاعت تصمیمِ رهبر انقلاب در پذیرش آتشبس کار میکرد و به سود منافع ملی بود. آیا امروز که شرایط ۶۷ ای نیست و اساسا پیشنهاد صلحی عزتمندانه فعلا روی میز ایران نیست و انواع تهدید لفظی و میدانیِ روزانهٔ متجاوزان تداوم دارد، پیام «نداریم و نمیتوانیم ادامه دهیم» اثر عکس ندارد و عملا باعث تمدید و تشدید محاصره و جنگهای کمشدت و پرشدت نمیشود؟
8️⃣ بر فرض امکان همهپرسی در این زمینه، آیا بلافاصله عرصهٔ سیاسی و تجمعهای شبانهٔ خیابانی را میدانِ صفآرایی و منازعهٔ داخلی حول مقاومت و تفاهم نمیکند و حتی در دیپلماسی دست ایران را ضعیف نمیکند؟ آیا برای پایان زودتر و عزتمندانهٔ جنگ نباید در شرایط کنونی به جای صفآرایی داخلی، با همبستگی حداکثری در برابر متجاوز و محاصرهگر صفآرایی کرد؟
9️⃣ آیا به دلایل فوق چنین پیشنهادهایی ناخواسته کاهندهٔ احتمال تفاهم عزتمندانه و افزایندهٔ احتمال تشدید تهدید و محاصره و تداوم جنگ نیست؟
🔟 آیا به جای چنین پیشنهادهای ناممکن و ناسنجیده، بهتر نیست برای افزایش احتمالِ پایان بادوام جنگ و تفاهمی عزتمندانه متجاوزان را از نتیجهبخشیِ محاصره ناامید کرد؟ مثلا افزایش همبستگی و کاهش شکاف در ائتلاف مسلط و جامعه و تمهید هر میزانِ ممکن صادرات نفت از شمال و افزایش ابتکار عمل و تحرکات دیپلماتیک و افزایش قدرت و ابتکارات نظامی و ساختن افق امیدبخش و تابآوریافزا برای ایرانیان عملا بیش از چنین پیشنهادهای فضاییای به هدف پایانِ عزتمندانهٔ جنگ کمک نمیکند؟ @jalaeipour
یاددداشتی از مهدی فضائلی:
طی روزهای گذشته سخنانی از آقای حسن روحانی منتشر شد که واکنشهایی را برانگیخت. بنده نیز میخواهم درباره آنچه منتشر شد نکاتی را تقدیم خوانندگان ارجمند کنم:
۱) آقای روحانی، که در این سخنان، روایت فتح و پیروزی فوقالعادهای از دولت خود ارائه کردهاند، رکورد "ناکارآمدترین" دولت بعد از انقلاب را به نام خود ثبت کرده است. دورهای که نه تنها رشد اقتصادی در آن تقریبا صفر بوده است و به گفته اقتصاددانان تقریبا هیچ آمار اقتصادی را نمیتوان پیدا کرد که در انتهای این دهه، وضعیت بهتری نسبت به ابتدای آن داشته باشد! بلکه در امور دیگر مثل مقابله با کرونا و خاموشیهای تابستان و زمستان، شیوه افزایش قیمت بنزین و توزیع سبد کالا نیز کارنامهای سیاه از خود برجای گذاشت.
این ناکارآمدی آنقدر بود که رهبر شهید انقلاب بر خلاف سیره معمول خود، بارها از دهه ۹۰ به عنوان دوران ناموفق و دولت کمکار و دوره توقف اقتصاد و...نام بردند!
۲) آقای حسن روحانی، یکی از "غیر مردمیترین" مسئولان کشور در بعد از انقلاب بوده است و نگاهی به زی شخصی و حکومتی او به وضوح این خصلت را آشکار میسازد.
۳) آقای حسن روحانی، "بی ادبترین" رئیسجمهور نسبت به منتقدان خود بوده است تا جائیکه اهانتهای او به منتقدان را تا ۱۰۰ مورد شمردهاند که "ناقصالعقل"، " بیسواد"، " بیشناسنامه" و " بیفرهنگ" از جمله آنهاست.
۴) آقای حسن روحانی، طبق نظرسنجیهای مختلف "نامحبوبترین" رئیسجمهور در پایان دوره خود بوده است.
۵) آقای حسن روحانی، "منزویترین" رئیسجمهور بعد از انقلاب اسلامی است چرا که تنها رئیسجمهوری است که پس از اتمام دورهاش شاید بدلیل همین ویژگیهای گفته شده و برخی دلایل دیگر، هیچ سمتی به او پیشنهاد نشد و تنها سمت امروز وی " رئیسجمهور اسبق" است!
حال این ناکارآمدترین، غیر مردمیترین، بیادبترین، نامحبوبترین و منزویترین رئیسجمهور، هر از چندگاهی وزرا و استانداران زمان خود را جمع میکند و ارائه طریق میفرماید و برای برون رفت کشور از مشکلات، نسخه تجویز میکند و ناخودآگاه این ضربالمثل را تداعی میکند که
"کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی"!
دفاع شرافتمندانه همهپرسی نمیخواهد!یادداشت معاون سیاسی سپاه درباره اظهارات اخیر حسن روحانیمگر در شرعی و عقلائی بودن دفاع مقدس از موجودیت و تمامیت ارضی کشور و ملت ایران تردید وجود دارد که برای ادامه دادن دفاع مشروع و یا خاتمه آن، نظام اسلامی به همه پرسی روی آورد؟
سردار یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه پاسداران طی یادداشتی نوشت: آقای دکتر حسن روحانی در دیدار جمعی از استانداران، معاونان و فرمانداران دولت های یازدهم و دوازدهم ، مطالبی را بیان داشته، که به طور قطع مواردی از دیدگاه های ایشان ، نیازمند نقد جدی از سوی صاحب نظران در حوزه اندیشه سیاسی و موضوعات دفاعی _ امنیتی است. در این نوشتار فقط به بخشی از اظهار نظر ایشان در خصوص نظر خواهی از مردم ، برای ادامه جنگ اشاره می شود. در بخشی از اظهارات نامبرده چنین آمده است: " این خیلی مهم است که اول چارچوب اهداف ملی برای خودمان روشن باشد و بعد هم عرضه کنیم به مردم. بگوئیم مردم ! قرار ما این است که با قدرت های جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم ، اگر مردم گفتند ما قبول داریم ، خیلی هم خوب است برویم ادامه دهیم ، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند ، آیا ما نمی خواهیم بپذیریم؟" آقای روحانی در ادامه این بخش از اظهارات خود استناد به مشورت پیامبر با مردم نموده و می گوید : " آن که پیغمبر بود مشورت می کرد ، او که وصل بود به مبدأ وحی ، با مردم مشورت می کرد ، او که دارای آن همه دانش و بینش و تدبیر و عقل بود مشورت می کرد، ما حاضر به مشورت با مردم و ولی نعمتان خودمان نیستیم؟" درخصوص این بخش از صحبت های ایشان که مرتبط با جنگ تحمیلی دشمن صهیونی _ آمریکایی علیه ملت ایران و چگونگی پایان دادن به آن مطرح شده و راه حل را نوعی همه پرسی از مردم اعلام می دارد ؛ برای سنجش درستی یا نادرستی این دیدگاه ، باید به چند نکته توجه داشت:
۱ _ آیا پیامبر عظیم الشان اسلام در اصل جنگ و دفاع در برابر دشمنان از مردم مشورت می گرفت ، یا اینکه در شیوه و چگونگی نبرد از حیث تاکتیک های جنگی و چگونگی داشتن مواضع دفاعی مردم را مورد مشورت قرار می داد؟ همه اسلام شناسان به خوبی می دانند که جهاد و دفاع در عصر پیامبر واجب بود.جهاد امر الهی است و آیات فراوانی در قرآن بر آن تصریح دارد.دفاع یک امر طبیعی و عقلائی است و هیچ کس در این امر عقلائی تردید ندارد. آن چه پیامبر به مشورت می گذاشت ، نه اصل جهاد و دفاع ، بلکه چگونگی جنگیدن و تاکتیک های دفاعی و تهاجمی بود که دیگران بر اساس تجربه و شناخت از جغرافیای جنگ به صورت پیشنهادی نظرات مشورتی به پیامبر می دادند.
۲ _ آقای روحانی مگر نمی داند که این دشمن صهیونی _ آمریکایی است که به کشور و ملت ما حمله کرده و جنگی را بر ما تحمیل کرده است ؟ اگر اینچنین است که ایشان به وضوح می داند جنگ بر ما تحمیل شده است ؛ پس چرا می گوید به مردم بگوییم قرار است که با قدرت های جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم؟
مگر ما جنگ را شروع کردیم ؟ دشمن جنگ را به ما تحمیل کرده و ملت ما از موجودیت ، استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع می کند . ملت ایران در برابر متجاوزینی از خود دفاع می کند که جنگ را با هدف براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران و در نهایت سلطه بر این سرزمین کهن و پهناور و تاریخی آغاز کردند. حال باید با توجه به این نوع نگاه به دو سوال زیر پاسخ داد: ۱ _ آیا مشروعیت و مقبولیت دفاع از سرزمین، استقلال، موجودیت و عزت ملی، تابع زمان است و در صورت طولانی شدن این دفاع ، باید خسته شد و از دفاع به خاطر طولانی شدن دست کشید؟ ۲ _ آیا اساسا منطقی است که برای یک دفاع شرافتمندانه که تامین کننده استقلال ، عزت و آینده یک ملت است، اصل چنین دفاعی را به رفراندوم گذاشت؟ مگر در شرعی و عقلائی بودن دفاع مقدس از موجودیت و تمامیت ارضی کشور و ملت ایران تردید وجود دارد که برای ادامه دادن دفاع مشروع و یا خاتمه آن ، نظام اسلامی به همه پرسی روی آورد؟ در چنین شرایطی در هر جامعهای، انسانهای با غیرت لباس جهاد بر تن کرده و برای حفظ سرزمین و موجودیت می جنگند و عدهای هم مسیر عافیت طلبی در پیش گرفته و بعضا مدافعین در عرصه مقدس دفاع را جنگ طلب و خود را صلح طلب معرفی می کنند! مگر در جنگ تحمیلی اول که هشت سال به درازا کشید ، اینچنین نبود؟ امروز از آن هشت سال دفاع مقدس، به عنوان یک دوره مشعشع تاریخی به نیکی یاد می کنیم ؛ چرا که ملت ایران مردانه ایستاد و از شرف و ناموس ، استقلال و تمامیت ارضی ، عزت و هویت تاریخی خود دفاع کرد. به طور قطع امروز هم ، ده ها میلیون نفر از مردان و زنان با غیرت ایرانی در جغرافیای پهناور ایران ، جانفدای کشور بوده و در دفاع مشروع و عقلانی تردید به خود راه نمی دهند . بنابراین بهتر آن است که در این امر دفاع مقدس و افتخار آفرین ، اگر خود اهل جهاد و از جان گذشتن نیستیم ، حداقل با ژست دمکراسی خواهی و صلح طلبی ، در مسیر دفاع مقدس ملت سرافراز ایران شبهه افکنی نکنیم و به دشمن صهیونی _ آمریکایی هم ، پیام ضعف و تردید در دفاع ندهیم. این مردم مبعوث شده ، با ارادهای پولادین، مصمم به دفاع شرافتمندانه از ایران اسلامی در برابر دشمنان متجاوز بوده ؛ هرچند این دفاع بیست سال به درازا کشیده شود. منبع: هفته نامه صبح صادق
بازگشت |