صفحه نخست > یادداشت مدیرمسئول / جستارهای فرهنگی سیاسی / فرهنگی / حوزه علمیه / مطالب دیگران- چهره ها / سیاسی اجتماعی / بین الملل / مطالب دیگران- انقلاب اسلامی / جریان شناسی > تمجید ازترکمانچای، مصداق بارز رسوخ تقاطع لیبرالیسم و تحجر در متولیان کشور
تمجید ازترکمانچای، مصداق بارز رسوخ تقاطع لیبرالیسم و تحجر در متولیان کشوردیروز, 03:30. نويسنده: shams |
دریادداشت لیبرالیسم و تحجر مهمترین دیدگاه مانع تحقق اندیشه انقلاب اسلامی اینجادرهمین یادداشت عرض کردم دریادداشت های بعدی مصادیق ان را درحوزه تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور بیشتر بیان خواهم کرداقای عبدالله گنجی در صوتی مربوط به دکترمحمدجواد ظریف یادداشتی اورده و بعد ان تکمله ای می اورمابتدا یادداشت اقای گنجیترکمانچای و رئالیسم ظریف صوتی از دکتر ظریف دیدم که برای اولین بار پس از ۲۰۰سال، عهدنامه ترکمانچای را (که بسیار کماهمیتتر از عهدنامه گلستان است) تصمیمی عقلانی، برای حفظ قزوین و تهران دانسته و مثال مکمل هم آورده است که پای دیابتی را قطع میکنند تا اصل حیات استمرار یابد. متأسفانه در واکنش به این سخنان، برخی که نقد بلد نیستند، عصبانی میشوند و رگ گردن برجسته و باب برچسب و توهین-که از قضا خدمتی هم به ظریف است- باز میشود. اما چند نکته:حرف ظریف را اگر امروزی و اکنونی بفهمیم یعنی چه؟یعنی برای حفظ ایران- و ایضاً جمهوری اسلامی -چیزی را واگذار کنیم. محل و مصادیق منازعه چیست؟ هستهای، جزایر سهگانه، موشکی، ابراز برائت از حزبالله لبنان و یمن. آیا ما در شرایط و مرحلهای هستیم که باید چنین کنیم؟ یعنی در شرایطی هستیم که اگر جزایر را ندهیم باید بندرعباس و بوشهر را بدهیم؟ آیا در شرایطی هستیم که اگر اساس هستهای را ندهیم باید نظام و ایران را بدهیم؟ حتماً خیر! چون ابعاد توانمندی تکنولوژی نظامی بومی ما اکنون (برخلاف دوران عباس میرزا) در اوج است. ظریف میداند که تنها بند ترکمانچای که به نفع ایران است از همهاش خفتبارتر است: «روسیه متعهد میشود از ولیعهدی عباس میرزا حمایت کند.» یعنی مسئله خاندان وقت قاجار خودشان بود نه اراضی ایران. خاندان قاجار ترکمانچای را با هدف یک دستاورد شخصی- خانوادگی برای استمرار در حکومت ایران امضا کردند. آیا اکنون ما اینگونهایم؟ ما بالاترین شخصیت کشور یعنی آقای شهید را دادهایم که ترکمانچای امضا نکنیم و این برعکس قاجار است. ظریف لابد میداند که آن روز، حاکمان مالک هم بودند و نظام موجود ارباب -رعیتی بود. امروز مردم مالک و حاکمان، مستأجر هستند؛ بنابراین آن روز یعنی سال ۱۲۰۶ شمسی کشور- ملت به معنای بعد از مشروطه وجود نداشت و مردم حاضر نبودند برای اینکه ملک پادشاه بماند، بجنگند. آیا کسی شنیده است کرمانیها، اصفهانیها، شیرازیها، عربهای ایران، لرها، بلوچها در دو طرف رود ارس شهید شده باشند؟ خیر! حتی فتوای جهادیه سید محمد مجاهد و کاشف الغطا در بسیج مردم تأثیر ملموسی نداشت. اما اکنون فقط ۸۰۰ جوان سیستانی از منتهیالیه شرق کشور، داوطلبانه و عاشقانه در منتهی الیه غرب کشور یعنی ایلام و خوزستان شهید شدهاند و نزدیک ۲۳۰ روز است ملت ایران از آبادان تا سرخس، از چابهار تا ماکو، در خیابان ایستادهاند و امام فرمود ملت ما بهتر از ملت رسولالله در حجاز و ملت امیرالمؤمنین در کوفه است. آیا اینهمانی حال و آن روز قاجاریه درست است؟ایران آن روز، تکنولوژی نظامی نداشت و این ضعف بزرگ ویرانگر بود، امروز امریکا - صهیون فقط ۱۱هزار بمب روی شهرهای موشکی ایران انداختهاند و دست از پا درازتر برگشتهاند و ناامید از نابودی توان تکنولوژی نظامی- بومی ایران هستند. آن روز معرکهگردان انگلیس بود، امروز، همانگونه که امام در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل گفت، «مسئولین ایران به اتکای خود و ملت خود تصمیم گرفتهاند و از کسی اجازه نمیگیرند.» مقایسه عقلانی دکتر ظریف طبق نظریههای بینالمللی موجود در کتب اشتباه نیست و با نظریه رئالیسم همسو است، اما ما با ایستادگی خود «رئالیسم تهاجمی» دشمن را بیخاصیت کردهایم. مشکل ظریف ندیدن «تعینهای محیطی» مبتنی بر بوم امروز ایران است. انشاءالله سر از کتاب ترجمه بیرون بیاورند.
منبع + +
اما صوت جوادظریف دراینجا قابل ملاحظه استفقط مطلب رابخاطر اصل صوت ایشان اوردم والا تعبیراتی که در منبع امده مورد نظر نیستمطلب ظریف ومرعشی درتابناک نیز اینجا قابل ملاحظه است
کتاب ناب:متاسفانه دکترمحمدجواد ظریف که مادر مذاکرات هسته ای و برجام نافرجام بود، و مورد تقدیر امام شهیدره، البته تاقبل از سخنان سخیفی که دراواخر وزارتش درتعارض میدان ودیپلماسی وعلیه شهیدسرافرازسدارقاسم سلیمانی بیان کرد ومطلقا هیچ تاییدی بعد از آن ازرهبری شهید ره ندارد؛ متاسفانه دردولت وفاق رییس تیم انتخاب وزرای دولت و بعد معاون راهبردی رییس جمهورشد تا ناگزیر به استعفا شدایشان غیر ازانکه کاملا باور به ارزشهای لیبرالیسم دارد، و درمنظومه فکری و عملی ایشان برخلاف برخی اظهاراتش، اصلا منطق قران دربرابر استکبار که سرلوحه ایات قران است جایگاهی ندارد.مساله ای که درهمه سالها خصوصا درسالهای اخیر رهبری شهیده ره، باتاکید فراوان به منطق قران بااستکبار پرداختندایشان ضمن انکه چهره ای مذهبی بروز دارد وتحصیل کرده دبیرستان علوی که بسیاری ازانان شاگردان انجمن حجتیه بودند.....نکته رنج اور اینکه در تاریخ 23بهمن 1404 بعد ازجلسه درمرکز ارتباطات روحانیت، به جلسه ای دعوت شدم که مهمان اصلی همراه جمعی ازاعضای فعال حجتیه برای رونمایی مجموعه ای به قم امده بودند. درجلسه ای که صبح بودم مسئول مجموعه، من راهم به این جلسه بعد ازنمازظهر دریکی ازکتابخانه های قم دعوت کرد، در باره مکان و جایگاه وکارکرد جلسه ای که صبح برگزارشد، جداگانه خواهم نوشت. از مسئول ان مجموعه پرسیدم در دعوت ظهر مهمان چه کسی است؟ مبهم جواب داد ومن تصور کردم شهیددکترلاریجانی می ایدلذا شرکت کردم اتفاقا چون پنجشنبه و روزهای پایانی ماه شعبان بود به عنوان قرض روزه های سفرعتبات سال قبل، روزه بودم..........ابتدا توضیحات اعضای حجتیه حاضر درجلسه وبعد سخنان دعوت کننده به جلسه و چهارگزارش جمع بندی شده از گرایش های مختلف و نحوه تعامل باامریکا را بیان کرد که ذکر برخی از ان موارد خجالت اور است. بعد نوبت به مهمان اصلی رسید (دکترمحمدنهاوندیان) که همانند دکترظریف هم ازاعضای حجتیه و هم ازباورمندان به تفکر لیبرالیسم و رییس دفتر ریاست جمهوری دولت دوازدهمسخنان عجیبی بیان شد که گویا اصلا خدایی و قرانی ودستوری دربرابر استکبار نداریم، سخنان کاملا منفعلانه و کاملا سخنان مرجفون.درضمن صحبت اشاره 14فوریه یعنی 25بهمن و فردای ان روز کرد که خدا عاقبت را به خیر کند که چه برای کشور رقم خواهد خورد؟فرعون زمان همانند تهدیدهای قبل وبعد ان تاریخ، تهدید کرده بود که اگر ایران تسلیم نشود چه وچه می کند...که پاسخ ان را رهبرشهید درسخنرانی 28بهمن مثلی لایبایع مثل یزید دادند اینجاوبعد منجر به جمله 11روز بعد امریکا ورژیم اشغالگرقدس و شهادت رهبرشهیدره وجمعی ازفرماندهان و ساعتی بعد فاجعه مدرسه میناب در9اسفند1404انچه برایم دراور بود، اینکه یکی ازاعضا که همانند همین جمع دچار اضطراب وترس مرجفونه بود، خصوصی گفت چه خوب است برای نجات کشور، رهبری به بهانه کهولت سن خودشان کنار روند!!!متاسفانه این تفکر در رجال سیاسی تصمیم ساز و تصمیم گیرکشور، وباکمال تاسف در اطراف رییس جمهور، حضوری پررنگ وهمچنین دروزارت خارجه دارندوباکمال تاسف لبه دیگر قیچی این جمع درقم، پاس گل های این جمع را به تخیل خود می خواهند به گل تبدیل کنند ومکروا ومکرالله والله خیرالماکرین...که درباره این جمع هم جداگانه خواهم نوشتهمچنانکه وعده کردم درباره نگرش حجتیه به تشکیل حکومت درعصرغیبت ومهمتر از ان تفکر بنیانگذار این تشکل به روحانیت و مرجعیت ونقش ان درجامعه درقالب معرفی یک پایان نامه به زودی دریادداشتی جداگانه خواهم پرداختهمچنین شاخه های منشعب وفعال این جریان فکری درقم را....بمنه وکرمه.
بازگشت |