صفحه نخست > فرهنگی / حوزه علمیه / چهره ها / علمی پژوهشی > بزرگداشت مقام علمی فقیه نو اندیش آیت الله محمد ابراهیم جناتی ره
بزرگداشت مقام علمی فقیه نو اندیش آیت الله محمد ابراهیم جناتی ره11 دی 1348, 03:30. نويسنده: shams |
|
به گزارش "پایگاه اطلاع رسانی کتاب ناب" به نقل از اندیشه ما به نقل از روابط عمومی موسسه پژوهشی- فرهنگی فهیم،مراسم بزرگداشت مقام علمی فقیه نو اندیش آیت الله العظمی محمد ابراهیم جناتی در تاریخ 17 اردیبهشت 1405 در سالن همایش های دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم با حضور اساتید حوزه و دانشگاه و جمع کثیری ازفضلای حوزه علمیه، پژوهشگران ومولفان نو اندیش، اعضای بیت مرحوم فقیه نو اندیش آیت الله العظمی محمد ابراهیم جناتی با سخنرانی افتتاحیه آیت الله کاظم قاضی زاده رئیس موسسه فهیم و استاد درس خارج حوزه علیمه برگزار شد. کارشناسان و اساتید دروس خارج به بررسی کارنامه فقهی مرحوم آیت الله جناتی پرداختند که به تعبیر سخنرانان، «پای در سنت و نگاهی به آینده» داشت. آیتالله کاظم قاضیزاده، رئیس مؤسسه فهیم، در این مراسم تأکید کرد که آیتالله جناتی از معدود فقیهانی است که شجاعت گشودن بنبستهای فقهی در مواجهه با واقعیتهای جامعه معاصر را داشته است. گذار از فقه ایستا به فقه پویا وی در تحلیل جایگاه ایشان اظهار داشت: «ما با دو طیف در حوزه مواجه هستیم؛ فقیهانی که صرفاً در چارچوب سنت میمانند و از جامعه انتظار دارند خود را با فتواهای آنها هماهنگ کند، و در مقابل، کسانی که با رویکردهای جدید از فقه گذر میکنند. اما دشوارترین راه، باقی ماندن در چارچوب استنباط و در عین حال راهگشایی فکری برای مسائل مستحدثه است؛ مسیری که آیتالله جناتی در آن پیشگام بود.» خطشکنی در بیش از ۸۰ مسئله مستحدثه حقوق زنان: ارثبری زن از تمام ترکه (که بعدها به قانون تبدیل شد)، سن بلوغ دختران، یائسگی و حق حضانت طفل. مسائل اقتصادی و مدنی: سود بانکی، موسیقی و طهارت اهل کتاب و مطلق انسان. مسائل سیاسی و اجتماعی: ارتداد و حقوق متقابل مردم و حاکم. تحلیل جامعهشناختی پذیرش نوآوریهای فقهی وی با ارائه یک تحلیل علمی در خصوص واکنش جامعه علمی به نظریات جدید گفت: «جامعه علمی معمولاً سه مرحله را در برخورد با نوآوری طی میکند؛ ابتدا طرد و نقد شدید، سپس پذیرش به عنوان یک احتمال علمی، و در نهایت ادعای مالکیت آن نظریه توسط همان منتقدان اولیه. امروز میبینیم که فتاوای ایشان درباره بلوغ دختران یا ارث زن، حتی در حوزههای علمیه نجف و میان مراجع بزرگ نیز پیروانی پیدا کرده است.» میراث مکتوب و روششناسی اجتهاد آثاری نظیر «سیر تطور فقه اجتهادی»، «فقه و زمان»، «منابع اجتهاد» و «دروس فی فقه المقارن»، نشاندهنده تمرکز ایشان بر نقش زمان و مکان در استنباط است. قاضیزاده خاطرنشان کرد که آیتالله جناتی حتی پیش از بسیاری از بزرگان مشهور، مسئله «نقش زمان و مکان» را در کتابهای خود به صورت علمی و مبنایی تبیین کرده بود. متن کامل سخنان آیت الله قاضی زاده را در ادامه می خوانید: بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربالعالمین و صلیالله علیمحمد و آله الطاهرین. اللهم صل علیمحمد و آل محمد. تشکر میکنیم از حضور همه عزیزانی که دعوت مجموعهای از مؤسسات قم و خانواده محترم مرحوم آیتالله العظمی جناتی را پذیرفتند و در این همایش شرکت کردند. واقعیت این است که توقع ما این بود که از مرحوم آیتالله جناتی باتوجه به مجموعه ویژگیهایی که ایشان داشتند، تجلیل علمی مناسبی صورت بگیرد و متأسفانه شرایط و زمانه رحلت ایشان که هم در زمان جنگ بود و هم با بعضی از برنامههای دیگر همراه شد، زمینه جلسات مناسب علمی را تاکنون فراهم نکرده بود. در یکی از جلساتی که در مؤسسه فهیم داشتیم، صدیق گرامیمان آیتالله سروش محلاتی پیشنهاد چنین جلسهای را دادند و همه دوستان پذیرفتند و سپس بحمدالله با همراهی خانواده محترمشان و دوستان دیگر چنین جلسهای را تشکیل دادیم و امیدوار هستیم که بحثهای علمی که اساتید ارائه میدهند بتواند گوشهای از شخصیت علمی و خدمات فرهنگی ایشان را در این جلسه محترم و البته محدود، تا حدودی روشن کند. بهعنوان یک نکته ابتدایی به این مسئله اشاره میکنم که مرحوم آیتالله جناتی شاید دو ویژگی توجه به سنت و توجه به واقعیتهای جامعه و زمانه را در مجموعه فعالیتهای دوران حیاتشان مورد توجه قرار میدادند و به یک معنا پای در سنت داشتند و نگاهی به آینده و نگاهی به واقعیتهای جامعه. هستند کسانی که فقیهان سنتی خوبی هستند، طبق معمول درس میخوانند، تقریر مینویسند، حتی رساله مینویسند، ولی ارتباطی با مسائل جامعه برقرار نمیکنند و نهایت سخنشان این است که کسانی که مسائل جدید را مطرح میکنند، آنها باید خودشان را با فتواها و نظرات ما هماهنگ کنند و عدهای هم هستند که باتوجهبه رویکردهای جدیدی که دارند، به تعبیری از فقه گذر میکنند و سعی میکنند که با نوعی دستگاههای دیگر، زندگی اجتماعی و زندگی مردم را مورد توجه قرار دهند. اینکه کسی فقیه باشد، به اصول پایبند باشد، مبانی استنباط در دستش باشد و بر اساس آن مبانی استنباط بتواند در حوزههای مختلف به راهگشایی فکری و عملی بپردازد، کار نسبتاً سختی است و شاید بتوان گفت که آیتالله جناتی یکی از معدود فقیهانی بودند که در زمانه خودشان و در نسل خودشان عملاً این راه را گشودند. بعضی از مطالبی که ایشان آن روز مطرح میکردند و در نشریات آن روز مانند کیهان اندیشه منتشر میشد یا در کتابها و مباحثشان داشتند، شاید امروز برای ما خیلی امر غریبی نباشد؛ خیلیها بگویند بله روشن است، بالاخره این یک دیدگاه روشنی است، دیدگاه پذیرفتهشدهای است. اما وقتی ایشان آن مباحث را مطرح میکردند، طرح این مباحث همراه با نقدها، همراه با بیمهریها و همراه با مسائل متعددی بود که بالاخره ایشان راه را گشودند و به تعبیری ملامتها را شنیدند تا به اینجا رسیدند. شاید بتوان گفت که یکی از ویژگیهای ایشان این بود که در حوزههای مختلف نظرات جدیدی داشتند. خودشان در یکی از کتابها حدود هشتاد مسئله را ذکر کردند که درباره آنها نکات جدیدی داشتند. مثلاً در باب تقلید، در باب موسیقی، مسائل زنان، سود بانکی، بلوغ دختران، یائسگی زنان، حضانت طفل، طهارت اهل کتاب و طهارت انسان، ارثبری زن از تمام ترکه، مسائلی مربوط به حج، مسائلی در باب ارتداد، در مسائل اجتماعی مانند حقوق متقابل مردم و حاکم و خیلی از مسائل دیگر ایشان نکات مهمی داشتند. من زمانی در یک متن انگلیسی میخواندم که میگفتند بعضی از کسانی که نظرات نویی مطرح میکنند، جامعه علمی در آغاز نسبت به آن نکات نو یک نوع استیحاشی دارد، همه طرد میکنند، همه نقد میکنند. مقداری که میگذرد و مسئله پیگیری میشود، بعضیها میگویند ، این هم احتمال دارد یک نظری باشد. مقداری دیگر که میگذرد، همان کسانی که روزهای اول نقد میکردند، مدعی میشوند که اصلاً اولینبار ما این را مطرح کردیم، دیگران کجا بودند، ما بودیم که این را مطرح کردیم. حال بعضی از بحثهایی که ایشان مطرح کردند واقعیتش همینگونه بود. فرض کنید مثلاً مانند همین ارثبری زن از تمام ترکه که بعد تبدیل به قانون شد؛ مسئله بلوغ دختران که بعد از ایشان فضلای مختلفی در این باره مطلب نوشتند و فتوا داشتند. بعضی از مراجع بعد از ایشان در این زمینهها فتوا داشتند، بعضی از مراجع نجف حتی فتوا داشتند و در موارد متعددی بالاخره این ویژگی بود که واقعاً بهحق میشود ایشان را فقیه نواندیش نام برد و تلاشهای فراوانی داشتند. این چیزی که اکنون در خدمت عزیزان آماده شده، یک بخش سیدی آثار ایشان است. البته همانطوری که خانواده هم میگفتند، شاید نیمی از آثار باشد که چند سال قبل منتشر شده است. حتماً نیاز دارد که کار بشود و خیلی از اینها پیدیاف است، نیاز دارد که انشاءالله بهصورت مناسبتری بازنگری بشود و در اختیار قرار بگیرد. اما فعلاً همین مقدار، شاید تعداد کتبی که در این مجموعه هست هفده عنوان باشد و بیش از حدود چهل… و ایشان همانطوری که عرض کردم، به لحاظ سنتی فقیهی بودند که کارهای مختلفی داشتند. تقریرات حج مرحوم آیتالله شاهرودی، یک مجموعه ده جلدی دروس فی الفقه المقارن، مجمع المسائل؛ ولی غیر از آن در حوزههای روششناسی اجتهاد و مسائل جدید هم عنوانهای زیادی مانند سیر تطور فقه اجتهادی در بستر زمان، فقه و زمان، منابع اجتهاد، تطور اجتهاد در حوزه استنباط و مصادیق اجتهاد دارند. ما در این جلسه سعی کردیم که از اساتید محترم و با گرایشهای مختلف به لحاظ علمی دعوت بکنیم که هم بتوانیم به زوایای روششناسی اجتهادی ایشان، هم به مسئله نگاه ایشان به زنان بهعنوان یک مسئله عمده و هم زمانشناسی و توجه ایشان به نقش زمان و مکان در اجتهاد که باز در این زمینه هم ایشان مبدعاند و حتی قبل از بزرگانی که این مسئله را مطرح کردند ایشان در کتابهایشان این مسئله را آورده بودند .
آیتالله ابوالقاسم علیدوست/ پیشگامی نجف و راهبرد «اصالت و معاصرت»آیتالله ابوالقاسم علیدوست، استاد برجسته درس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم، در یک سخنرانی آسیبشناسانه و صریح، نسبت به سیطره جریانهای «اخباریگری نوین» و «عقلستیز» در حوزههای علمیه هشدار داد. وی تنها راه پویایی فقه شیعه را پیوند مستحکم میان «اصالتِ فقه سنتی» و «درک اقتضائات معاصر» دانست. به گزارش سرویس علمی سایت اندیشه ما، این سخنرانی که با عنوان «تطور اجتهاد در گذر زمان» ارائه شد، به کالبدشکافی تاریخی جریانهای اجتهادی در فقه امامیه و تحلیل وضعیت کنونی حوزههای علمیه اختصاص داشت. فقه پویا؛ خلأ تئوریک حکومت اسلامی وی با تأکید بر اینکه نواندیشیهای آیتالله جناتی کاملاً بر پایه «منابع معتبر شرعی» استوار بود، افزود: «ایشان معتقد بود فقه باید تحول بپذیرد تا بتواند تکیهگاه محکم و استوار تئوری حکومت اسلامی باشد و حفرههای تئوریک نظام را پر کند.» علیدوست همچنین یادآور شد که به دلیل همین رویکرد راهبردی، آیتالله جناتی در دیماه ۱۳۷۱ از سوی مقام معظم رهبری به عنوان یکی از اعضای هیئت ویژه بررسی پویایی فقه منصوب شده بود. پنج دوره تطور اجتهاد؛ از عصر معصومین تا دوران معاصر هشدار نسبت به «اخباریگری پنهان» و ستیز با عقل وی «انکار نقش مقاصد عالی شارع در اجتهاد» و «جدایی انداختن میان فقه با عدالت و اخلاق» را از نشانههای خطرناک این جریان دانست و تأکید کرد که بسیاری از این افراد با وجود استفاده از اصطلاحات اصولی، در عمل و فتوا کاملاً اخباری عمل میکنند و متأسفانه دروس فقهی مهمی امروزه با کلام آنها مدیریت میشود. پیشگامی نجف و راهبرد «اصالت و معاصرت» وی راهبرد عبور از این انجماد را پیوند «اصالت و معاصرت» دانست و گفت: «بحث ما عبور از فقه سنتی نیست؛ فقه جواهری ناموس حوزههاست. ما مدافع فقه سنتیِ شیخ مفید و سید مرتضی هستیم که عقل را در جایگاه خود قبول دارند. خطر اصلی، جریانهای “سنتینمای خطرناک” و “نصگرایان افراطی” هستند. فقه معاصر باید با فقاهت معاصر همراه باشد تا مانا بماند.» پایان تقیه علمی در حوزهها متن کامل سخنان استاد علیدوست را در ادامه می خوانید: بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربالعالمین و به نستعین. پیشاپیش عرض ادب و احترام دارم خدمت اساتید حاضر در جلسه. به دلیل ضیق وقت و طبعاً تراکم پنج سخنرانی در جلسه یک ساعت و نیمه، فقط به عناوین این نشست علمی اشاره میکنم و بعد، از اساتید محترم بر حسب وقتی که در اختیارشان قرار گرفته است، دعوت میکنم تا به طرح موضوعات علمی خود بپردازند. «تطور اجتهاد در گذر زمان» توسط حضرت آیتالله علیدوست، «فقه زنان» توسط حضرت استاد مهریزی، «فقه و زمان» توسط حضرت استاد خسروپناه و «نوآوریهای فقهی حضرت آیتالله جناتی» توسط حضرت استاد دلیر و در نهایت «آیتالله جناتی به روایت خانواده» توسط صبیه مکرمشان، سرکار خانم جناتی تقدیم حضار جلسه خواهد شد. در ابتدا از حاجآقای علیدوست تقاضامندیم که به مدت بیست دقیقه به طرح موضوع خود بپردازند. صلواتی ختم کنید. بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله و الصلاة و السلام علی رسولالله و علی آله آل الله و لعنة الله علی أعدائهم أعداء الله. اللهم صل علیمحمد و آل محمد. «و اهدنا لما اختلف فیه من الحق بإذنک إنک تهدی من تشاء إلی صراط مستقیم». خدای بزرگ را شاکرم که توفیقی داد تا فرصت کوتاهی را در این جمع بسیار محترم و مستطاب باشم. از اعزهای که باعثوبانی این توفیق و این نشست بودند، به نوبه خود تشکر میکنم؛ أعلی الله أجرهم و لله درّهم. همانطور که اشاره کردند، جلسه به مناسبت بزرگداشت تقریباً چهلمین روز درگذشت حضرت آیتالله جناتی تشکیل شده است. موضوع صحبت من در این وقت کوتاه، «تطور اجتهاد در گذر زمان» البته با محوریت فقه امامیه است و البته طبیعی است که باید اشاراتی هم به فعالیت این عالم سترگ داشته باشم. من عنوان صحبتم را، یعنی «تطور اجتهاد در گذر زمان»، از مقالهای که جناب ایشان در سال هشتاد و هشت به فصلنامه وزین «کاوشی نو در فقه اسلامی» با عنوان «سیر تحول فقه اجتهادی در بستر زمان» دادند، گرفتهام. البته وقت بسیار محدود است و مدیریت زمان در این وقت کوتاه بسیار سخت است؛ اما آنچه که امیدوارکننده است، فضل، علم و آشنایی بالای شما بزرگان و کسانی است که احیاناً بعداً صوت را خواهند شنید یا تصویر را خواهند دید. بزرگواران، قصد من از این موضوع صرفاً بحث تاریخی و پیشینهشناسی نیست؛ لذا بحثم را دو قسمت میکنم: بخشی تاریخی است که طبیعتاً به تاریخ بحث اختصاص میدهم و بخشی را که طبیعتاً در اواخر بحث خواهد بود، به وضعیت کنونیمان و اینکه اکنون چهکار باید کرد اختصاص میدهم. شخصیتی که به احترام ایشان من و شما اینجا نشستهایم و جلسه گرفتهایم، میدانید که انگیزه و دغدغه چند دهسالهشان، مطلبی بوده است که از همین عنوان معلوم میشود. شما اگر کتابها و مقالات ایشان را ببینید، عناوینی مانند «ادوار اجتهاد»، «ادوار فقه و کیفیت بیان آن»، «تاریخ تحولات فقه و کیفیت بیان فقه»، «تطور اجتهاد در حوزه استنباط»، «سیر تطور فقه اجتهادی در بستر زمان»، «فقه و زمان»، «مصادر اجتهاد از منظر فقیهان» و موارد دیگری که میتوانید ادامه دهید، دغدغه ایشان را مشخص میکند. ایشان دغدغه و ناراحتیای دارند که در جایی عنوان میکنند و میگویند: «مهمترین معضل اجتهاد موجود، عدم توانایی پاسخگویی در برابر رویدادهای متنوع و پیچیده است» و همینطور ادامه میدهند و راهحلهایی را ارائه میدهند و میگویند: «باید با اجتهادی نوین و پویا که با تحول زمان، مکان، احوال و عرف، بر اساس منابع معتبر شرعی —دقت بفرمایید بر اساس منابع معتبر شرعی— تحول پذیرفته و تکیهگاه محکم و استوار تئوری حکومت اسلامی باشد». من دوست دارم این نکته نیز پررنگ شود که ایشان برای اینکه فقه بتواند ستون و پایگاهی برای تئوری حکومت اسلامی باشد و به تعبیری حفرههای تئوریک نظام اسلامی را حل کند، مطالبشان را بیان میکنند. بههرحال فکر نمیکنم در جمع ما کسی باشد که از کلیت فعالیت ایشان و مسیری که داشتهاند خبر نداشته باشد و از دغدغهشان بیخبر باشد. اما بههرحال همانطور که عرض کردم، ما نیز پیشنهادی داریم که باید عرض کنیم. ببینید، این سلیقه من است و البته ممکن است بعضی از شما موافق باشید یا نباشید؛ معتقدم اگر ما بخواهیم راجع به فقه بررسی داشته باشیم و تحولات و تطورات اجتهاد را در گذر زمان بررسی کنیم، باید بر دو عنصر درگذشته، بهاضافه عنصر سومی در دوران معاصر تکیه کنیم. نخست بحث اخبار است؛ یعنی تطورات و تحولات بر محور رفتار فقیهان و محدثان با اخبار شکل میگرفته است. محور دوم و کلان، بحث عقل و رفتار فقیهان در ارتباط باعقل است. عنصر سومی که امروزه اضافه میشود، بحث زمان، تحولات زمان و اقتضائات زمانی است که در ادامه آرامآرام عرض میکنم. اگر با این نگاه بخواهیم تطورات و تحولات اجتهاد را بررسی کنیم، طبق آنچه که من در بعضی از یادداشتهایم نوشتهام و گاهی نیز صحبت شده است، حضرات با پنج دوره، پنج تفکر و پنج رفتار، یعنی در پنج مرحله مواجه هستند. دوران اول، دوران خود معصومین است. شما این دو مطلبی را که اشاره کردم و مربوط به گذشته است، یعنی رفتار با اخبار و رفتار باعقل را در زمان خود امام صادق علیهالسلام میبینید. میدانید که دو برادر هستند: زرارة بن اعین و حمران بن اعین. حمران گرایش حدیثی دارد و زراره گرایش عقلی دارد. این دو برادر گاهی با هم درگیر میشوند. حتی در روایاتی آمده است که اختلافاتشان را خدمت امام صادق علیهالسلام میآورند و امام صادق تعدیلی ایجاد میکنند؛ تذکری به جناب زراره میدهند و تذکری به جناب حمران میدهند و تعادلی میان این دو برادر، ازیکطرف در جهت ارتباط با اخبار و از طرف دیگر در ارتباط باعقل ایجاد میشود. در همین زمان یا همین ایام، هشام بن حکم را داریم و ابن ابیعمیر را داریم. میدانید که ابن ابیعمیر بهتماممعنا بر قله حدیث ایستاده است و محدث را هرگونه که معنا کنیم، جناب ابن ابیعمیر یک محدث سترگ بهحساب میآید و در کنار ایشان هشام بن حکم است که بعضاً اختلافاتی هم با هم دارند که شما بزرگان اطلاع دارید. ببینید، اولین دوران را ما باید از زمان امام صادق علیهالسلام در نظر بگیریم. خیلی سادهاندیشانه است که فکر کنیم بهعنوانمثال جریان اخباریگری، جریان اصولگرایی و جریان عقلگرایی از قرن یازدهم شروع شده است که اکنون اشاره میکنم قرن یازدهم، دوره چهارم این مرحله است. زمان امام صادق علیهالسلام، قرن اول و دوم و حتی سوم را کنار میگذاریم و به اواسط نیمه اول قرن چهارم منتقل میشویم. شما در این دوره با بزرگانی از امامیه مواجه هستید؛ ازیکطرف جناب کلینی، صدوق و ابن قولویه و از طرف دیگر امثال سید مرتضی، شیخ طوسی و شیخ مفید قرار دارند. در آن قسمت اول، محدثین قرار میگیرند. هنوز اصطلاح اخباری به کار نمیرود و درست هم نیست؛ چرا که اخباری به قرن یازدهم به بعد بیشتر قابلاطلاق است، ولی شما مستحضر جریان محدثان هستید. در مقابل، ما اصولیها و فقهای بزرگی مانند شیخ مفید، شیخ طوسی و سید مرتضی را داریم. جالب این است که در اینجا برخی دقیقاً در مرز وسط قرار میگیرند؛ مثلاً شیخ مفید، اگر دقت کرده باشید، علیه استادش شیخ صدوق، طبق آنچه که در «تصحیح الاعتقاد» متعلق به شیخ مفید آمده است، به شیخ صدوق انتقاد میکند و میگوید این استاد ما هرچه از اخبار برسد را بدون اینکه بر عقول عرضه کند میپذیرد، و از این جهت از استاد بزرگش گلایه میکند. اما همزمان کتاب «النقض علی ابن الجنید فی اجتهاد الرأی» را مینویسد؛ یعنی میخواهد تعادلی ایجاد کند میان یک فقیه عقلگرا و متهم به قیاس مانند ابن جنید، و از آن طرف محدثی بزرگ مانند شیخ صدوق. پس میبینید که در این مرحله، یعنی در قرن چهارم، ما این جریان و این تطور را داریم. این جریان حدود صدسال طول میکشد، البته از شدت آن کاسته میشود. من خودم را به دوران سوم، یعنی قرن دهم منتقل میکنم. ما از یک طرف شهید ثانی، صاحب معالم، سید محمد صاحب مدارک و محقق اردبیلی را داریم که میدانید اینها گرچه گرایش خبری و حدیثی دارند، ولی عمدتاً فقهایی هستند که به عقل بهای لازم را میدهند؛ مخصوصاً شهید ثانی و محقق اردبیلی. ولی از آن طرف دارد بذر اخباریگری غلیظ پاشیده میشود. یعنی اگر شما در قرن یازدهم بزرگان اخباری مانند استرآبادی، مجلسی، شیخ حر عاملی، سید هاشم بحرانی، فاضل تونی، سید نعمتالله جزایری و دیگران را میبینید، بذر این جریان از قرن دهم در حال پاشیده شدن است. ولی در قرن یازدهم در واقع، به تعبیر من، انفجار رخ میدهد. باز در اینجا میبینید که دو جریان وجود دارد: جریان اصولگرا مانند وحید بهبهانی و دیگران، و جریان اخباری. این دو جریان با هم کار میکنند و ستیزی با یکدیگر دارند و لذا دوره چهارم را من دوره اخباریگری در مقابل اصولگرایی میدانم. میدانید که عمدتاً کتابهایی که راجع به اخباریگری نوشته شده، متعلق به این دوره است و در واقع ما تحول چهارم را راجع به اجتهاد در این دوره داریم. و اما دوره پنجم که میدانم ممکن است بعضیها خوششان بیاید و بعضیها ناراحت شوند؛ آقا، این دورانی است که ما در آن قرار داریم. وقتی میگویم ما، منظورم مثلاً در این دو قرن اخیر و مخصوصاً دوران معاصر است. میدانید که در دوران معاصر ما معروف است که دوران اخباریگری تمام شده است و ما فقیهان اصولی ایستاده بر قلهای داریم؛ بزرگانی که با آنها آشنا هستید. ولی من بهعنوان یک طلبه که اگر بشناسید میدانید که اگر حرفی میزنم از روی حدس و گمان نیست، خدمت شما عرض میکنم که این دو جریان در زمان امام صادق علیهالسلام بود، در قرن چهارم بود، در قرن دهم بود و در قرن یازدهم هم بود. البته در قرن یازدهم بیشتر آن هیبت و صولت اخباریگری وجود دارد و اصولگرایی کمتر دیده میشود؛ اما به شما عرض بکنم که ما اکنون در دوران اخباریگری شدیدی نیز قرار داریم. اگر امکان سوءاستفاده رسانهها نبود، به شما عرض میکردم و موردیتر میگفتم که طبیعتاً سخنم بهتر هم جا میافتاد و مسئله باز میشد. علما، فضلا، ما امروزه دوران عجیبی داریم. اگر اخباریها با استفاده از عقل مخالف بودند – که بودند، البته نه به شدتی که امروزیها هستند – شما میبینید که ما امروزه مبارزه باعقل را داریم، حتی در کارایی ابزاریاش. من اکنون پیش خودم بعضی از سخنرانیها و صحبتهایی را دارم که نه میخوانم و نه آدرس میدهم، دیگر با خودتان است که در آنها رسماً میگویند ما دو منبع بیشتر نداریم: قرآن و روایات. البته قرآن را هم بهنوعی شوخی میگیرند و زود از آن عبور میکنند و به سراغ اخبار میآیند. اخبار را هم دیگر مطلقاً و به هر شکلی که باشد میپذیرند. اگر فرض کنید در منطق بعضی از اخباریها، مقاصد عالی شارع و اهداف بلند شارع هیچ نقشی در اجتهاد ندارد و مثلاً از بیرون وارد تفکرات برخی از عالمان شیعه شده است – که این دروغی است که مسلماً با تحقیق و تتبع معلوم میشود – ما هماکنون این تفکر را داریم. اگر فقه را باعدالت و اخلاق فاصله میدادند، شما اکنون میبینید که بعضیها راحت از همین نکته میگویند؛ میگویند اصلاً اینها دو دانش، دو علم و دو مسیر متفاوت هستند و هر کدام باید مسیر خودش را طی کند. البته ممکن است اصولی حرف بزنند، اما اخباری فتوا میدهند. ما بعضی از بزرگان را میبینیم که هرچه جلوتر آمدند، به اینسو کشیده شدند؛ بزرگانی که اکنون جایگاه و نفوذ علمی بر فضای حوزههای ما دارند و درسهای فقه عمدتاً با کلام آنها شروع میشود و با کلام آنها مختومه میگردد. بههرحال این وضعیتی است که ما میبینیم. البته در کنار این وضعیت، چیزی که جای خوشبختی است و حضرت آیتالله جناتی را در این زمینه طلایهدار میدانند؛ من عرض بکنم که معنای طلایهدار را درک نمیکنم، اگر به معنای این است که کسی جلودار این قضیه بوده، ممکن است شما این تفکر را در فضای قم اینگونه ببینید، ولی در فضای نجف، در این هشتاد نود سال اخیر، شما تفکرات بسیار بلندی میبینید. جالب این است که ما در هشتاد نود سال یا حتی یکصد سال اخیر از نجف به اینطرف، شما فتاوای صاحب عروه را نگاه کنید، فتاوای شیخ حسین حلی را نگاه کنید، فتاوای کاشف الغطاء را نگاه کنید؛ بزرگانی که هر کدام جایگاه بلندی در نجف دارند. این تفکر، تفکر نوینی نیست. وقتی مرحوم سید، بحث ارش را در غیر خیار عیب مطرح میکند، وقتی طلاق قضایی را مطرح میکند و مسائل دیگری که شیخ حسین حلی مطرح میکنند؛ جالب است که یک عالمی صد و خردهای سال قبل گوشهگیرانه در نجف زندگی میکند و فتوایی میدهد که ما اکنون باید برای بعضیها در حوزه قم بر سر فتوای ایشان چانه بزنیم و بیان مطلب داشته باشیم. به هر صورت، این وضعیتی است که در تطورات فقه وجود دارد. من در این تتمه وقتی که دارم، محضر شما میخواهم عرض کنم که ببینید، این موارد در واقع تاریخ بود؛ حال باید چه کرد؟ چند نکته را عرض کنم که بحثم از حالت پیشینهشناسی و تاریخی دربیاید؛ گرچه این قسمت آخر آن فقط پیشینه نبود، بلکه وضع حال بود. من که به کلمات آیتالله جناتی نگاه میکردم، دیدم بسیار عجیب است. مثلاً ببینید ایشان بر این نکته تأکید دارند: «تکیهگاه محکم و استوار تئوری حکومت اسلامی»؛ یعنی ایشان اگر از فقه و پویایی فقه حرف میزنند، این نکته نیز وجود دارد و عجیب هم این است که رابطه دو سویه است. نمیدانم خبر دارید یا نه؛ در حکمی که مقام معظم رهبری در هشتم دیماه سال هفتاد و یک داشتند، از میان چند نفر محدودی که تعیین کردند تا جلساتی برای همین بحثی که اکنون من و شما راجع به آن صحبت میکنیم داشته باشند، یکی از منصوبان، ایشان هستند. البته نمیدانم آن جمع به کجا رسید، شاید هفت نفر بودند که رهبری منصوب کردند. آیا اصلاً جلسهای تشکیل شد یا نشد؟ البته من خبرهایی دارم، ولی بههرحال این موضوع رابطه دوسویه را نسبت به این شخصیت بزرگ نشان میدهد. نکته اولی که میخواهم عرض کنم آقایان، «اصالت و معاصرت» است. ما همچنان که باید بر معاصرت، اقتضائات زمان و مکان و تحولی که توجه به زمان و مکان در فقه ایجاد میکند تأکید کنیم، اصالت نیز باید مدنظر قرار بگیرد و بالعکس. همانگونه که روی اصالت، اصالت فقه — میدانید که فقه جواهری ناموس حوزهها و فقه امامیه است — تأکید داریم، این اصالت و معاصرت که بهراحتی شما در رفتارهای جناب آیتالله جناتی میبینید، باید مراعات شود و لذا من در ادامه همین نکته عرض بکنم، ببینید آقایان و خانمهایی که حضور دارید، اصلاً بحث بر سر عبور از فقه سنتی نیست؛ ابداً. فقه سنتی باید سنتی بماند؛ باید همه سنتی قلم بزنند، فکر کنند، فتوا بدهند و بیان کنند. اما سنتی، سنتیِ شیخ مفید است. فقه سنتی، فقه سنتیِ سید مرتضی است که ازیکطرف به استادش انتقاد میکند که چرا شما هرچه از اخبار میبینید را بدون اینکه طبق آن دوازده روایت ائمه علیهمالسلام بر قرآن عرضه کنید، فتوا میدهید؛ و از آن طرف هم وقتی به ابن جنید میرسد و احساس میکند این عالم بزرگ مثلاً به قیاس فتوا داده است، ردیه و نقض مینویسد. بحث را ببینید؛ لذا من خدمت خیلی از اعزه ارادت دارم و میشناسمشان؛ مبنای ما همین باشد: حفظ فقه سنتی. اما فقه سنتی که بتواند عقل را در جایگاه خودش قبول کند، نه اینکه سخنگوی ما راحت بیاید و بگوید ما دو منبع بیشتر نداریم (قرآن و روایت) و آنهایی که دم از عقل میزنند دچار توهم شدهاند. این فقه سنتی است؛ فقه محقق حلی این بوده، فقه علامه این بوده، فقه صاحب جواهر این بوده است و لذا ما فقه سنتی را قبول داریم و برای آن جایگزین و بدیل هم درست نمیکنیم. ما نواندیشی را اصلاً فاصلهگرفتن از فقه سنتی نمیدانیم. اما عرض کردم، نه سنتینمای خطرناک، نه آن کسی که بگوید قاعده ملازمه صغرا و کبرایی است که یک صغرا هم ندارد، و نه آن بزرگواری که بگوید ما فقط باید به همین نصوص بسنده کنیم (نصگرایی متن). دیگر حالا در بحث روششناسی اجتهاد، معذرت میخواهم من مطالبم را عرض کردم و نکتهای که میخواهم بگویم این است که در یادداشتهایم نوشتهام: «نه ستیز با فقه سنتی، نه سنتینمای خطرناک»؛ بلکه باید اصالت و معاصرت را در کنار فقه سنتی دید؛ لذا در اینجا به آن عنصر سومی میرسیم که گفتم باید اکنون مطرح شود و درگذشته مطرح نبوده است و آن همین توجه به «حوادث واقعه» است. درگذشته اقتضای زمان و مکان بهعنوان یک عنصر مستقل مطرح نبود، گرچه فقهای ما آن را مراعات میکردند. محقق حلی ما در کتاب «شرایع» حدود دوازده هزار فرع دارد، خواهرزادهاش علامه حلی وقتی در «تذکره» به این مباحث میرسد، آن را به حدود پنجاههزار فرع فقهی میرساند؛ اینها در واقع نگاه به حوادث واقعه میکردند. اما به هر صورت، باید به این نکته توجه داشت که باید انضباط فقهی را مراعات کرد و جملهای را که من همیشه میگویم این است که: باید «فقه معاصر با فقاهت معاصر» همراه باشد. اینها نکاتی است که من معتقدم بزرگان و فضلا باید به آنها توجه کنند. اگر فقه معاصر ما در قالب همان نگاههای سنتینما باشد، معلوم نیست چه خواهد شد؛ بله دیدهایم. حال من نمیخواهم خیلی درگیر آن بخش بشوم. فقه سنتی و فقه معاصر باید با نگاه فقاهت معاصر باشد تا انشاءالله فقه ما همچنان پایا و پویا پیش برود تا به تعبیر آقایان مانا بماند. باید تقیه را کنار گذاشت. آقا این آخرین جمله است. گاهی وقتها بعضیها به من زنگ میزنند و خیلی تقدیر و تشکر میکنند (حالا در مسائل سیاسی جدا، در مسائل فقهی جدا)؛ من هم تشکر میکنم و میگویم: خب بسمالله، شما هم بفرمایید. به هر صورت، شما بزرگانی که در اینجا هستید بزرگوارید و مخاطب اصلی من نیستید، بلکه احیاناً کسانی هستند که میشنوند. نباید تقیه کرد؛ یعنی چه؟ از چه کسی باید ترسید؟ آیا ما بگذاریم تا مثلاً یک بزرگی مثل آیتالله جناتی رحلت کنند و چهلم ایشان بشود و بعد جمع بشویم؟ البته این هم نیست و من قبول ندارم که ایشان مهجور بودند؛ اتفاقاً همین امروز صبح شخصی میگفت که ایشان چقدر مهجور بوده است! من گفتم آیا شما آماری دارید؟ نفوذ ایشان، حرفهای ایشان و موجی که ایجاد میکردند مشخص است. ولی به هر صورت، اگر همه دستبهدست هم بدهند خیلی کارها بهتر پیش میرود. از حضراتی که وقتشان را در اختیار حقیر گذاشتند عذرخواهی میکنم و پوزش میطلبم. الحمدلله ربالعالمین. اللهم صل علیمحمد و آل محمد.
استاد مهدی مهریزی/«فقه زنان»استاد مهدی مهریزی، پژوهشگر برجسته حوزه علمیه، به تبیین جایگاه این فقیه نواندیش در جریانشناسی فقه شیعه پرداخت. وی با دستهبندی نسلهای فقهای نواندیش، کارنامه آیتالله جناتی را بهویژه در حوزه «فقه زنان»، دارای انسجام مبنایی و ساختارشکنی ضابطهمند دانست. به گزارش سرویس علمی سایت اندیشه ما، این سخنرانی که به عنوان بخش سوم نشست مذکور ارائه شد، تلاشی روشمند برای تبارشناسی جریان «نواندیشی فقهی» در دهههای اخیر و تحلیل تأثیر رویکردهای اجتهادی آیتالله جناتی بر بازخوانی حقوق زنان بود. شاخصههای پنجگانه جریان نواندیشی فقهی ۱. حضور در زمان: درک دقیق واقعیتهای انسان معاصر، خواستهها و تعلقات فردی و جهانی او. وی خاطرنشان کرد که ظهور این شاخصهها عمدتاً در چهار حوزه پرچالش «حکومت و سیاست»، «حقوق بشر»، «مسائل زنان» و «ادیان و مذاهب» خود را نشان داده است. تبارشناسی فقهای نواندیش؛ آیتالله جناتی در قله نسل اول نسل اول (متولدین ۱۳۰۵ تا ۱۳۱۶): شش چهره شاخص از جمله آیات صادقی تهرانی، محمدهادی معرفت، محمدحسین فضلالله، محمدمهدی شمسالدین، یوسف صانعی و کاظم جناتی. وی آیتالله جناتی را با ۹۵ سال عمر، «شیخ فقهای نواندیش» لقب داد و یادآور شد که از این جمع، تنها آیات جناتی، صانعی و فضلالله دارای رساله عملیه و مقام مرجعیت بودند. نسل دوم (متولدین دهه ۱۳۲۰): فقیهانی نظیر آیات سید محمد موسوی بجنوردی و سید مصطفی محقق داماد. نسل سوم (متولدین دهههای ۳۰ و ۴۰): اساتیدی که امروزه در حوزهها فعال هستند. امتیازات انحصاری دستگاه فقهی آیتالله جناتی به گفته وی، خود مرحوم جناتی شیوه نوین اجتهادیاش را بر پایه مؤلفههایی چون «پرهیز از روش اخباری و احتیاطهای غیرضروری»، «توجه به ملاکات احکام»، «بررسی درونی و بیرونی موضوعات» و «دوری از مباحث صرفاً انتزاعی» استوار کرده بود. ۱۸ فتوای ساختارشکن در حوزه «فقه زنان» حقوق سیاسی و قضایی: جایز بودن تصدی مقام مرجعیت تقلید، قضاوت و مقامات عالی سیاسی و اجتماعی برای زنان. حقوق مدنی و خانواده: عدم شرطیت اذن پدر در ازدواج دختر رشیده، واگذاری حق طلاق به زن در چهار مورد خاص، و حق زن برای جلوگیری از بارداری حتی بدون رضایت شوهر. قوانین ارث و حضانت: ارثبری زن از تمام ماترک همسر (نه فقط اموال منقول)، و تغییر ضوابط حضانت (از جمله اینکه حق حضانت مادر تا ۲ سالگی پسر و ۷ سالگی دختر، یک «حق» غیرقابل اسقاط است، نه صرفاً یک حکم تعبدی، و در نهایت به شرایط مصلحت طفل بستگی دارد). مسائل اجتماعی و فردی: منوط بودن بلوغ دختران به بروز عادت ماهانه (نه صرفاً سن ۹ سالگی)، فقدان سن تقویمی خاص برای یائسگی، خروج از منزل تنها در صورت منافات با حقوق شوهر نیازمند اجازه است، و جواز ازدواج مرد مسلمان با زنان اهل کتاب. متن کامل سخنان استاد مهدی مهریزی را در ادامه می خوانید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِينَ. اللَّهُمَّ اشْرَحْ صَدْرِی وَ یَسِّرْ أَمْرِی وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلِی. چون عنوان انتخابشده برای حضرت آیتاللهالعظمی جناتی «فقیه نواندیش» است، بحث را با این تعبیر آغاز میکنم. مطالبی که جناب استاد علیدوست فرمودند خوب بود؛ من در امتداد همان جریان، فقه را قابل دستهبندی میدانم. در تاریخ فقه دو جریان اخباری و اصولی داریم. جریان اخباری تا امروز ادامه دارد. در جریان اصول دو نوع برداشت دیده میشود: نواندیش و سنتی. وجود تکتک فتاوای نو، جریان نمیسازد. ما نمونههایی در هشتاد سال پیش داشتیم، اما وقتی چندین فتوا و دیدگاه کنار هم جمع میشود، جریانی شکل میگیرد. جریان نواندیشی دینی و فقهی به این سوال اخیر در امامیه باز میگردد. برای نواندیشی پنج ممیزه میفهمم: فقیهان نواندیش کسانیاند که این ویژگیها را دارند. ظهور و بروز آنها در چهار حوزه برجسته است: حکومت و سیاست، حقوق بشر، مسائل زنان، ادیان و مذاهب. نسلهای فقهای نواندیش را تاکنون سه نسل میدانم: این فقها در چهار حوزه دیدگاههای قابل توجهی دارند. تقریباً همه در حوزه زنان صحبت دارند. در حکومت و سیاست برخی بیشتر و برخی کمتر پرداختهاند. مرحوم شمسالدین «نظام الحکم و الاداره» و «جهاد العامه» را دارد. مرحوم آیتالله صانعی و آیتالله جناتی در مسائل فقه زنان برجستهاند. فقه مقارن و ادیان و مذاهب نیز بسیار مهم است. به گمان من آیتالله جناتی در میان این فقهای نواندیش دو امتیاز داشت: در حوزه مسائل زنان، هجده فتوا دارند که با فتاوای مشهور ناسازگار است:
حجت الاسلام والمسلمین دکتر بهرام دلیر/ بررسی آرای آیتالله جناتی؛ از جواز مرجعیت زنان تا بازنگری بنیادین در مناسک حجبه گزارش پایگاه تحلیلی اندیشه ما — تازهترین نشست علمی بررسی آرای فقهی و روششناسی آیتالله محمدابراهیم جناتی، با حضور پژوهشگران، اساتید سطوح عالی حوزه و نمایندگان مؤسسات علمی برگزار شد. این نشست که با تمرکز بر واکاوی مکتب «اجتهاد نوین» برگزار گردید، ابعاد ساختارشکنانه و نوآوریهای فقهی این مرجع تقلید را در مواجهه با مسائل مستحدثه و چالشهای دنیای مدرن مورد تحلیل قرار داد. گزارشهای ارائهشده در این نشست نشان میدهد که خروجی فقهی آیتالله جناتی، محصول یک دستگاه استنباطی متفاوت است که از تقابل با نقدهای علمی ابایی ندارد و مرزهای سنتی فقه را در حوزههایی چون حقوق زنان، مناسک حج و فقه تطبیقی جابهجا کرده است. مکتب «اجتهاد نوین»؛ عبور از افراط و تفریط در این مکتب، حقیقت علمی و استدلال، بر اجماعهای سنتی و شهرتهای فقهی ارجحیت دارد. سخنرانان نشست با اشاره به سیره علمی ایشان تأکید کردند که یکی از بارزترین ویژگیهای آیتالله جناتی، استقبال از نقد علمی است؛ تا جایی که اگر منتقدان استدلال متقنی ارائه دهند، وی بدون مقاومت آن را میپذیرد و معتقد است «وقتی ملاک، علم باشد، نزاعی شکل نمیگیرد.» تحولات ساختارشکنانه در فقه زنان و حقوق انسانی طهارت مطلق انسان: ایشان برای نخستینبار در حوزه علمیه نجف، نظریه طهارت ذاتی و مطلق انسان (فارغ از دین و عقیده) را مطرح کرد. این نظریه پس از مباحثات سنگین علمی با مراجع وقت از جمله مرحوم آیتاللهالعظمی حکیم، به عنوان یک فتوای تاریخی ثبت شد. مرجعیت و ریاستجمهوری زنان: در عبور از شروط سنتی، ایشان با استناد به مبانی اجتهادی خود، تصدی مقام ریاستجمهوری و حتی رسیدن به مقام «مرجعیت تقلید» را برای زنان جایز دانسته است. عدم شرطیت اعلمیت: وی شرط «اعلم بودن» در مرجع تقلید را ضروری نمیداند؛ موضوعی که در مقالهای تفصیلی در نشریه «کیهان اندیشه» منتشر شد و وی شخصاً به نقدهای وارد بر آن پاسخ داد. بازنگری کاربردی در مناسک حج احرام از جده: برای کاهش تراکم خطرناک جمعیت در میقات «جحفه»، ایشان فتوا داد که زائران میتوانند از شهر جده محرم شوند. استدلال فقهی وی این است که بر اساس قاعده «عدنالحل»، جده نیز میتواند میقات احرام برای عمره مفرده باشد. انتقال قربانی به وطن: در فتوایی بیسابقه، ایشان ذبح قربانی در منا را الزامی ندانسته و فتوا دادهاند که حجاج میتوانند با هماهنگی خانواده، عمل ذبح و توزیع گوشت را در وطن خود انجام دهند. تکرار عمره مفرده: برخلاف نظر مشهور که انجام عمره مفرده را تنها یکبار در هر ماه قمری مجاز میداند، ایشان تکرار آن را در یک روز نیز جایز شمرده است. فقه مقارن و نگاه فرامذهبی در همین راستا، کتاب دهجلدی «فقه المقارن» ایشان مورد بررسی قرار گرفت. کارشناسان مزیت استراتژیک این اثر نسبت به کتب کلاسیکی چون «الخلاف» شیخ طوسی را در این دانستند که جناتی صرفاً به نقل آرای مذاهب بسنده نکرده، بلکه «ادله و مستندات» هر مذهب را با رویکردی تحلیلی در کنار یکدیگر قرار داده است. وسعت دید ایشان محدود به مذاهب اسلامی نبوده است؛ به گفته سخنرانان، وی در جریان سفری به سوریه، با استخراج مبانی از متون مسیحیت، استنباط کرد که راهبههای مسیحی نیز از منظر دروندینی شرایط احراز مقام کشیشی را دارا هستند. چشمانداز و پیشنهادات نشست کارشناسان با اشاره به قدمت آرای ایشان — از جمله طرح مسئله ولایت فقیه پیش از امام خمینی و مرجعیت تقریرات حج ایشان برای بزرگانی چون آیات عظام شاهرودی، شبیری زنجانی و فاضل لنکرانی — خواستار آن شدند که ظرفیت علمی خانواده و شاگردان ایشان (از جمله آیتالله حکیم و شیخ علی عبادی شاهرودی) برای تبیین این آرا بیشتر به کار گرفته شود. در پایان، پیشنهاد شد تا با برگزاری کرسیهای علمیِ راهگشا، مجموعه استدلالها و فتاوای کاربردی ایشان در زمینه مناسک حج، جهت بررسی و بهرهبرداری کلان، به مقام معظم رهبری و دستگاههای اجرایی ذیربط عرضه گردد. متن کامل سخنان دکتر دلیر را در ادامه می خوانید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ اهْدِنِی لِلرَّشَادِ وَ أَذْهِبْ غَیْظَ قَلْبِی وَ اجْعَلْنِی مِنَ الَّذِینَ یَهْدُونَ وَ یُهْتَدُونَ. با تقدیر و تشکر از بانیان جلسه، مؤسسات، ریاست محترم دفتر تبلیغات و اساتید معظم. من چند فتوای ایشان را به عنوان نوآوری ارائه میکنم. آیتالله جناتی هم از حیث آموزش و هم پژوهش سرشار از نوآوری است. چرا این نوآوریها دیده میشود؟ بیشتر به روش ایشان بازمیگردد. ایشان اصول را سه روش میداند: افراطی، تفریطی و اعتدالی. روش خود را «اجتهاد نوین» تعریف میکند که پارامترهای خاصی دارد. برخی نوآوریها: کتاب دهجلدی «فقه المقارن» ایشان مزیتهایی دارد که در «الخلاف» شیخ طوسی نیامده است: آوردن ادله مذاهب مختلف، نه فقط فتاوا، و مقدمهای علمی و خواندنی. در کتاب «روشهای استنباط» نزدیک بیست و پنج مسئله را به عنوان نوآوری بیان کردند. در جلسهای گفتند به پانصد مسئله جدید رسیدم. «متفردات فقهی» ایشان توسط برادر ارجمندم آقای فاضلی نوشته شده و در آستانه انتشار است. ملاک علم در بحثهای فقهی مهم است. فخرالمحققین شارح علامه است و مینویسد «غَلَّطَ الْمُؤَلِّفُ». علامه حلی در سفر به کربلا کتابی مینویسد. جناتی منقدان خود را تشویق میکرد. میگفتند اگر نقد علمی باشد، پاسخ میدهیم؛ اگر نداشته باشیم، میگوییم شما درست دیدید. وقتی ملاک علم باشد، نزاع شکل نمیگیرد. از اساتید بزرگ مانند مرحوم سید محمود شاهرودی که تقریرات حج ایشان منبع درسی است، تا آقای شبیری زنجانی و مرحوم فاضل لنکرانی که از این تقریرات استفاده میکردند. ولایت فقیه را قبل از امام مطرح کردند. تاریخ در آثارشان مشخص است. به گمانم اگر وقت بماند، از خانواده محترمشان، صبیهشان که همه اهل علم هستند، به خصوص داماد ارشدشان حضرت آیتالله حکیم و بزرگوار شیخ علی عبادی شاهرودی از مفاخر فلسفه و عرفان و فقه، استفاده کنیم. امیدوارم مباحث حج ایشان به مقام معظم رهبری عرضه شود و کرسیهای علمی راهگشا برگزار گردد. وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ.
استاد عبد الحسین خسرو پناه/ فقه و زمان تحلیل اندیشه فقهی یک فقیه نواندیش؛ «تحول حکم در بستر تحول موضوع»استاد عبد الحسین خسروپناه دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی،ضمن قدردانی از برگزارکنندگان این نشست، از آیتالله جناتی به عنوان یکی از فقهای اندیشمند و کمنظیر در عرصه اجتهاد معاصر یاد کردند؛ فقیهی که در طول بیش از نه دهه زندگی علمی خود، علاوه بر حضور فعال در حوزههای علمی، در تعامل با نهادهای دانشگاهی نیز نقش مؤثری ایفا کرد. یکی از ویژگیهای قابل توجه در کارنامه علمی او، عضویت در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بود؛ جایگاهی که به گفته برخی اساتید حاضر در نشست، نشاندهنده ارتباط فکری او با فضای علمی دانشگاهی است. در واقع، آیتالله جناتی از معدود عالمان حوزوی بود که در چنین نهادی در کنار دانشگاهیان فعالیت داشت. آثار و رویکردهای علمی به گفته برخی از پژوهشگران حاضر در نشست، انتخاب چنین موضوعاتی نشان میدهد که دغدغه اصلی او نه صرفاً تکرار مباحث سنتی فقه، بلکه بازاندیشی در روشها و منابع اجتهاد بوده است. این رویکرد در فتاوای او نیز قابل مشاهده است. سخنرانان به نمونههایی از دیدگاههای فقهی او در موضوعاتی مانند سنگسار، شبیهسازی انسان، اجاره رحم، سن بلوغ دختران، موسیقی و مسئله طهارت ذاتی انسان اشاره کردند؛ موضوعاتی که به گفته کارشناسان، در مرز میان فقه سنتی و مسائل جدید اجتماعی قرار دارند. فقیهی اهل قلم و گفتوگو آثار و مقالات او در نشریاتی مانند «کیهان فرهنگی»، «کیهان اندیشه»، و همچنین در مجلات عربیزبان از جمله «رسالت»، «تقریب»، «توحید» و «الفکر الاسلامی» منتشر شده است. این حضور رسانهای به گفته برخی پژوهشگران، نشاندهنده تلاش او برای پیوند میان فضای علمی حوزه و گفتوگوی فکری در سطح جامعه است. دال مرکزی اندیشه فقهی به بیان دیگر، در نگاه این فقیه، تغییر شرایط اجتماعی، فرهنگی و معرفتی میتواند موجب دگرگونی در موضوعات فقهی شود و در نتیجه، حکم فقهی نیز متناسب با این تحول تغییر کند. این دیدگاه البته در چارچوب اصول اجتهاد و با تکیه بر منابع معتبر شرعی مطرح میشود. نسبت تحول با سنت فقهی با این حال، استاد خسرو پناه تأکید کردند که نظریه آیتالله جناتی به معنای تغییر دلبخواهی احکام نیست. از نگاه او، این تحول نه حکم ثانوی ناشی از اضطرار است و نه نتیجه مصلحتاندیشیهای شخصی. بلکه تغییر واقعی در «موضوع» است که بهطور طبیعی به تغییر در حکم منجر میشود. به همین دلیل، این نظریه با حدیث مشهور «حلال محمد حلال إلى یوم القیامة و حرامه حرام إلى یوم القیامة» تعارضی ندارد؛ زیرا ثبات در اصل شریعت حفظ میشود، در حالی که موضوعات در بستر زمان دچار تحول میشوند. عناصر نظریه تحول اجتهاد مبتنی بر ادله معتبر شرعی، نه بر اساس رأی شخصی یا قیاس در همین راستا، سخنرانان به برخی از اصول آموزشی مورد تأکید او اشاره کردند: سادهسازی مطالب پیچیده، رعایت ترتیب منطقی در آموزش، تشویق به تفکر مستقل، تقویت روحیه گفتوگو و پرسشگری، حذف مسائل غیر واقعی و تمرکز بر مسائل مبتلابه جامعه. جمعبندی به گفته یکی از اساتید حاضر در مراسم، «اگر بخواهیم اندیشه فقهی او را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم که او بر این باور بود که با تحول موضوعات در بستر زمان، فهم فقهی نیز باید توانایی پاسخگویی به شرایط جدید را داشته باشد؛ البته در چارچوب اصول و منابع معتبر شریعت.» متن کامل سخنان استاد خسرو پناه را در ادامه میخوانید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى فَاطِمَةَ وَ أَبِیهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِیهَا وَ السِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فِیهَا وَ الْعَدَدِ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُکَ. تشکر از سروران عزیز که به مناسبت اربعین ارتحال عالم ربانی حضرت آیتاللهالعظمی محمدابراهیم جناتی این مراسم را برگزار کردند. از اساتید، خانواده ایشان و شاگردانشان سپاسگزاریم. اساتید بزرگوار نکات ارزندهای در خصوص این شخصیت فقیه نواندیش شیعه پرداختند. من در خصوص فقه و زمان یا تحول در فقه در بستر زمان نکاتی عرض میکنم. شخصیت علمی و خانوادگی این عالم نواندیش در این عمر نود و سه، چهار ساله، هم حضور در صحنه داشتند. در سالهای پیش عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران بودند و تقریباً تنها عالم حوزوی بودند که در فرهنگستان علوم در جمع دانشگاهیان حضور داشتند. عناوین آثارشان ابتکاری است: فقه مقارن، مصادیق اجتهاد، منابع اجتهاد، ادوار اجتهاد، ادوار فقه، تحول اجتهاد، «روشهای کلی استنباط در فقه». فتواها نیز اشاره شد: سنگسار، شبیهسازی انسان، اجاره رحم، سن بلوغ دختران، موسیقی، طهارت ذاتی انسان. جزو معدود اساتید حوزه بود که اهل قلم بود. در مجلات داخلی مانند «کیهان فرهنگی» و «کیهان اندیشه»، و مجلات عربی مانند «رسالت»، «تقریب»، «توحید»، «الفکر الاسلامی» مینوشتند. اهل قلم، سخنرانی و گفتوگو بودند. بعد خانوادگی ایشان نیز الگوست؛ فرزندان عالم، فرهیخته، متشرع و بهروز تربیت شدند. این حلم و تعامل ایشان واقعاً الگوست. سوال اصلی: دال مرکزی اندیشه ایشان چه بود؟ به نظر بنده: «تحول حکم شرعی در بستر تحول موضوع» بود. تمام مباحث ایشان ذیل این تعریف است. چند نکته درباره تحول: الگوی تحول ایشان شامل شش عنصر است: ایشان این تئوری را در نظام آموزشی نیز نهادینه میدانند: آسانسازی مطالب، رعایت سیر منطقی، تشویق به اندیشیدن، ترغیب به گفتوگو، پروراندن روحیه پرسشگری، حذف مسائل غیرواقعی، هدایت ناظر به تحولات زمانه. کلام من در دو جمله خلاصه میشود: توجه به شخصیت علمی و خانوادگی ایشان، و دال مرکزی فقه ایشان که تحول حکم در بستر تحول موضوع است. انشاءالله آنچه گفتیم و مینویسیم مرضی رضای امام زمان باشد.
خانم دکتر اشرف جناتی /«اجتهاد نوین»؛ روایت خانواده از تحولخواهی فقهی آیتالله جناتیدر ادامه سلسله نشستهای واکاوی نو آوری فقهی آیتالله محمدابراهیم جناتی، دکتر اشرف جناتی در سخنانی تحت عنوان «آیتالله جناتی به روایت خانواده»، به تبیین دقیق لایههای پنهان روششناسی و مراحل اجتهاد در اندیشه این فقیه پیشرو پرداخت. این گزارش، با نگاهی به جزئیات فنی مطرح شده، ابعاد «فقه حکومتی» و نقش «زمان و مکان» را از دیدگاه ایشان تحلیل میکند. آناتومی اجتهاد؛ از اکتشاف تا استنباط به گفته وی، اجتهاد در نگاه آیتالله جناتی یک فرآیند خطی ساده نیست، بلکه سیستمی پیچیده شامل مراحل زیر است: تحلیلگران معتقدند این صورتبندی دقیق، نشاندهنده یک «نقشه راه علمی» برای فقیهی است که میخواهد در دنیای مدرن به مسائل مستحدثه پاسخ دهد. تغییر «موضوع»؛ کلید فهم فقه پویا وی با ذکر مثال کلاسیک «خرید و فروش خون»، توضیح داد که اگر حکمی در گذشته حرام بوده و امروز جایز است، به این دلیل است که منفعت عقلایی و پزشکیِ خون، موضوع را از «نجاست بیفایده» به «کالای حیاتی» تغییر داده است. این تحلیل علمی نشان میدهد که فقیه باید علاوه بر متون دینی، بر ویژگیهای درونی و بیرونی موضوعات اجتماعی نیز اشراف داشته باشد. عبور از «شهرت فتوایی» به نفع «کتاب و سنت» نتیجه این رویکرد، فتاوای جریانسازی چون «طهارة الکتاب» (۱۳۴۹) بود که بعدها به نظریه «طهارت مطلق انسان» (۱۳۷۰) منتهی شد؛ نظریهای که مرزهای تعامل فقهی با جهان خارج را بازتعریف کرد. فقه حکومتی؛ فراتر از احکام فردی ایشان بر این باور است که حتی احکام فردی باید در بستر «فقه حکومتی» بازنگری شوند. این نگاه راهبردی، فقه را از یک مجموعه تکالیف شخصی به یک «برنامه مدیریت جامعه» تبدیل میکند که در آن مصلحت عمومی و نیازهای نظام سیاسی، بخشی از متغیرهای اجتهاد محسوب میشوند. جمعبندی و تحلیل علمی این نشست با این پیام به پایان رسید که برای بقای پویایی حوزه، باید میان احترام به فقهای سلف و نیازهای حکمرانی مدرن، تعادلی علمی برقرار کرد؛ مسیری که آیتالله جناتی با تکیه بر عقل و نقد مستمر، پیشقراول آن بوده است متن کامل سخنان دکتر اشرف جناتی را در ادامه می خوانید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَ نَبِیِّنَا أَبِیالْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیرًا. با عرض سلام و ادب خدمت اساتید بزرگوار. سلام و درود میفرستم در ابتدای سخن بر یگانه دوران از فقهای شیعه در دوره غیبت که احیاکننده اسلام ناب محمدی و سبب عظمت آن پس از چهارده قرن در کشور اهل بیت شد، و بر ادامهدهنده با صلابت راه ایشان، رهبر بزرگوار شهید، و همه مربیان ما، خاصه والد بزرگوار، و آرزوی سلامتی برای رهبر معظم و ملت سرافراز ایران. مباحث اساتید بزرگوار را شنیدیم و بسیار بهره بردیم. نکتهای در مورد ادوار و مراحل اجتهاد با توجه به تحقیقات ایشان مطرح میکنم. اجتهاد ادواری دارد که گاهی راجع به مرحلههایی است که از حیث تاریخ بر آن گذشته و به مرحله کنونی رسیده. حضرت آیتاللهالعظمی جناتی ادوار اجتهاد را در خاصه و عامه به تحقیق رساندند. شاید بتوان گفت چنین تشریح و تبیینی به طور فراگیر در مذاهب عامه و خاصه انجام نشده است. اجتهاد علاوه بر مراحل تاریخی، مراحلی درونخود دارد: از مباحث صغروی تا کبروی، تعارض ادله، انتقال به ادله فقاهتی یا اصول اربعه: والد بزرگوار از سالهای دور در نجف اشرف درباره مسائل مستحدثه پژوهشهای جامعی آغاز کردند. با توجه به شرایط زمان، مکان و نیاز جامعه، مسائل مستحدثه را با مبانی فقه اجتهادی و بهرهگیری از کتاب، سنت و عقل به صورت پویا مطرح میکردند و منشا تحولات چشمگیر شدند. ایشان به تلاشهای فقهای سلف احترام میگذاشتند، اما برخی احکام را مربوط به زمان همان فقیه میدانستند. با توجه به تشکیل نظام اسلامی بر اساس ولایت فقیه، عقیده داشتند باید احکام حتی فردی از دیدگاه فقه حکومتی بررسی شود. حکمی که فقیهی در گذشته در محدودهای خاص داد، برای زمان حکومت اسلامی ناکافی و نیازمند تغییر است. ایشان با سرمایه علمی پربار وارد عرصه تبیین فقه حکومتی شدند. تأکید ایشان بر نقش زمان و مکان در اجتهاد بود. یک رخداد واحد در شرایط مختلف ممکن است تغییر کند. استاد بزرگوارم جناب آقای دکتر خسروپناه به این نکته اشاره کردند که موضوع تغییر میکند، نه صرف زمانه. مثلاً خرید و فروش خون در زمانی حرام بود و اکنون جایز است؛ زیرا موضوع تغییر کرده است. از همان ابتدا پژوهش در این موارد را آغاز کردند. کتاب «طهارة الکتاب» در سال ۱۳۴۹ در نجف چاپ شد و منجر به طهارت مطلق انسان در سال ۱۳۷۰ در قم گردید. تأکید داشتند اجتهاد باید بر اساس نخستین منابع یعنی کتاب و سنت باشد. موضوع باید از نظر ویژگیهای درونی و بیرونی بررسی شود. فقیه موظف است بر اساس کتاب و سنت حکم جدید را استنباط کند، بدون توجه به شهرت فتوایی یا اجماع منقول، مگر آنکه کاشف از رأی معصوم باشد. موارد خلاف مشهور در بیانات اساتید آمد. در قم و سایر استانها، با تشکیل کرسیهای آزاداندیشی و مجله «کیهان اندیشه»، راه برای گفتوگو باز شد و نقش برجسته ایشان در گسترش این فضای مبارک بر کسی پوشیده نیست. از همه بزرگوارانی که تلاش کردند تا بخشی از دانش و زحمات علمی والد بزرگوار به عنوان یکی از سربازان حضرات معصومین بیان شود، سپاسگزارم. این مجالس زمینه بهرهبرداری از آثار علمی یک دانشمند شیعه را فراهم میکند. خداوند به همه ما اخلاص در مسیر اهلبیت عطا کند. وَ الْعُذْرُ عِنْدَ کِرَامِ النَّاسِ مَقْبُولٌ. وَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.
بازگشت |