صفحه نخست > فرهنگی / چهره ها / هنر / اهل بیت علیهم السلام > صادق آل محمد علیهم السلام
صادق آل محمد علیهم السلام11 دی 1348, 03:30. نويسنده: shams |
سروده ای از آیت الله #سیدحسین_شمس به سال روز #میلاد #امام_جعفرصادق علیه السلام، در فضائل آن حضرت امام صادق از آل محمد بود او جلوهاى از نور سرمد
بود شمسالضحى، بدر فروزان سرازير است از او سيل خروشان
علوم اوّلين و آخرين است نموده نشر، او حصن حصين است
همه ابواب علم و معرفت را كند سيراب او هر تشنهلب را
بود او عيبه علم الهى در آن مخزون هر آن علمى كه خواهى
چه عارف، فيلسوفُ اهل كلام است به او محتاج، او وادىالسّلام است
به كس محتاج نبود، غير اللّه از او مأخوذ گشته، نى ز افواه
ببين در علم فقه، هر باب و هر فصل چو قال الصّادق است در نزد هر نسل
ز ابواب طهارت تا دياتش همه گفتار او فصلالخطابش
مرام اهل بيت و مذهب حق نمود احيا، چو نزدش حقّ مطلق
نمودى با بيان، كشف حقايق همه اسرار پنهان و دقايق
حقايق را نمودى آشكارا براى اهل حق، اصحاب والا
به مانند زراره، مؤمن طاق هشامبنالحكم، سرّاج و دقّاق
جميل و ابنمسلم، هم فضيلش چو حفصبخترى، ابنعميرش
نمودى منتشر اكناف عالم همه احكام دين، آن فخر آدم
يگانه حامى دين مبين است چو او ثقل دگر، حبلالمتين است
كسى كو محور ارض و سماء است بدون او جهان يكسر تباه است
بَرَد اهلش فرو اين ارض تيره گرش خالى از او، اين است سيره
ولىّالنّعمت كون و مكان است ز شكر او به حق، عاجز زبان است
سزاوارش نبُد سمّش خورانند به نزد دشمن دونش كشانند
شبانه، بىعمامه، بىردايش به او گويد كلام ناسزايش
بدون جرم كشتند پور زهرا چه عذرى نزد حق دارند فردا
اگر پرسد رسول رحمت حق چرا كشتيد فرزندم به ناحق
جواب او چه گويند در قيامت چگونه او كند زانان شفاعت
چه كردند با يگانه دختر او شبانه گشت مدفون پيكر او
سند باشد براى ظلم بىحد بماند در جهان اين مدرك حق
سند باشد براى ظلم اعدا چرا گشتى شبانگه دفن زهرا
سقيفه منشأ ظلم و ستم شد در آن نصب ولايت بىاثر شد
نمودند ظلم بر بيت ولايت اداء حق نبُد اجر رسالت
مودّت كو بود اجر رسالت چرا شد جاگزين، غصب ولايت
بود فخرم ز خوان مكتب او نصيبم، بىنياز از اين و از او
منم از نسل پاك آل عصمت مرا بر سر چنين تاج كرامت
اميد من بود اجداد پاكم بود فخرم كه آنان تكيهگاهم
چو من صفراليدم، خائف ز عقبى ندارم توشهاى همره ز دنيا
نمايندم ز لطف و رحمت خويش در آن روزى كه سرها جمله در پيش
به روز واپسين، لا رَيبَ فيها بود يوماً عبوساً قَمطَريراً
شفاعت نزد يكتا حاكم آن روز چو مالك نيست امرى غيرش آن روز
يگانه مالك روز جزا اوست نه باشد مالكى، نه ناصر و دوست
چو اسباب جهان يكسر عقيم است به جز او قادر و حىّ عظيم است
بازگشت |