
صفحه نخست > فرهنگ و مدیریت فرهنگی / مطالب دیگران- سازمان های فرهنگی / مطالب دیگران- سیاسی / رسانه مطبوعات / نقد و معرفی کتاب / یادداشت مدیرمسئول / سازمان های فرهنگی > نگاهی به حاشیههای رمان «دوازدهم» موذنی؛ دغدغه دینی یا سیاسیکاری؟/انفعال صادرکنندگان مجوز!
نگاهی به حاشیههای رمان «دوازدهم» موذنی؛ دغدغه دینی یا سیاسیکاری؟/انفعال صادرکنندگان مجوز!11 دی 1348, 03:30. نويسنده: shams |
||
کتاب ناب: بهانه جویی جریانی که نتیجه انتخابات 92 مطابق میلشان نبود از هراقدامی که بتواند علیه دولت ،خصوصا درحوزه فرهنگ مسئله ای روشن است. این بار به بهانه انتشار رمان دوازدهم موذنی حرکت تازه ای اغاز شده است. حرکتی که این بار امان وحدت عمل همه این جریان را با مانع مواجه ساخته است. هم زمان با انتشار کتاب، سایت رجانیوز به استقبال کتاب رفت، در همایش دکترین مهدویت مورد تجلیل قرار گرفت، اما ابتدا درسایت فرهنگ نیوز، جاهن نیوز و افسران جوان به عنوان رمانی متضمن اهانت به مادر امام زمان علیه السلام معرفی شد. متاسفانه بجای این که وزارت ارشاد واداره کتاب در برابر این هجمه دفاع کند، با موضعی انفعالی حتی تا خبر تعطیلی ناشر آن که اتفاقا وابسته به وزارت ازشاد هم هست، پیش رفت. در ذیل مجموعه این گزارشات جهت اطلاع علاقه مندان اورده می شود. ابتدا خبر جهان نیوز و فرهنگ نیوز وافسران ویالثارات که مشابه هم است:
اهانت به «مادر امام زمان(عج)» در یک کتاب مجوز گرفته از «ارشاد»!
کتابی به نام حضرت صاحب عصر و درباره ایشان نگاشته شده، در شان برخی از منسوبین حضرت، ازجمله وجود مبارک بانو ملیکا خاتون مادر بزرگوار آن حضرت در آن مخدوش شده است.
به گزارش فرهنگ نیوز ، دولت یازدهم در حالی بیش از یک سال پیش کلید ساختمان پاستور را در دست گرفته که طی این مدت نقاط ضعف و قوت زیادی در رفتار و اعمال خود می بیند. قطعا همه دولت های پس از انقلاب با فراز و نشیب های زیادی روبرو شده اند و نمی توان ادعا نمود که هیچ دولتی بی کم و کاست به کار خود پایان داده است. اما نکته قابل توجه در مورد دولت یازدهم آنجاست که حتی حامیان روحانی نیز به خوبی بر این امر معترفند که تفکرات فرهنگی جاری در دولت نه تنها با فرهنگ ناب انقلاب اسلامی همسو نبوده و نیست بلکه هیچ تلاشی هم برای ایجاد این همراهی صورت نمی گیرد. هرچند تا به امروز انتقادات زیادی به سیاست های فرهنگی دولت وارد شده است و وزیر ارشاد نیز نوک تیز پیکان انتقادات را به سمت و سوی خود می بیند، لیکن همچنان بر مسیر گذشته خود اصرار دارد و گویا قرار نیست تجدید نظری در تفکرات خود صورت دهد. قطعا در طول یک سال اخیر مباحث زیادی در حوزه های مختلف هنری اعم از فیلم، کتاب، موسیقی، تئاتر و … بوجود آمده اما مجوز چاپ به کتابی که به «مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» اهانت می کند، خارج از تصور هر فردی است. به عقیده نگارنده دولت روحانی هر چند هم به دنبال فضای باز فرهنگی باشد و از خطوط قرمز سیاسی و فرهنگی عبور کند، قطعا نمی تواند پا بر روی مقدسات بگذارد و سبقه دینی مذهبی ملت ایران را مورد هتک حرمت قرار دهد. کتابی به نام حضرت صاحب عصر و درباره ایشان نگاشته شده، در شان برخی از منسوبین حضرت، ازجمله وجود مبارک بانو ملیکا خاتون مادر بزرگوار آن حضرت در آن مخدوش شده است. گذشته از این مورد جای تاسف دارد که چنین کتابی با پول بیت المال و هزینه یکی از ادارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است. «دوازدهم»، از زبان یک نویسنده، که مدرس فیلم نامه نویسی است روایت می شود که دوست تهیه کننده اش به او پیشنهاد نگارش فیلم نامه ای با موضوع حضرت ولی عصر(عج) می دهد و اغلب فصل های این اثر، درخصوص مسایل و ماجراهای مربوط به مراودات یا تمرین برای نگارش آن فیلم نامه بین نویسنده، دوست تهیه کننده و شاگردان کلاس نویسندگی او می گذارد و بخش هایی نیز که به عنوان مثال کار تحقیقی شاگردان است، آن فیلم نامه مورد نظر را در زمان شهادت حضرت امام حسن عسگری(ع)و ماجراهای جعفرکذاب و رفتار خلیفه ی وقت روایت می کند و در لابه لای کتاب چند مورد ازتشرقات تاریخی به حضور حضرت ولی عصر و هم چنین یکی دو مورد تشرف اعضای کلاس نویسندگی ذکر می شود. اما آن چه مورد نظراست، برخی ازتوصیف های ناشایست این اثر از مادر گرامی حضرت ولی عصر(عج) می باشد که به جهت روشن گری افکار عمومی وتنبه دادن متولیان چاپ و نشر، بازخوانی می شود. ۱) نوع رفتار، گفتگوها و اختلاف نظرهای بانو فاطمه، عمه ی امام زمان، با برادر ناخلفش جعفرکذاب، که بعد از شهادت امام حسن عسکری(ع)، ادعای جانشینی آن حضرت و امامت را دارد، خیلی سطحی و بی مایه در حد اختلاف های خانوادگی است که در جامعه ی ما بر سر ارث و میراث صورت می پذیرد! کفتگوها و رفتارهای سبکی که حتی خود نویسنده ی اثر، متعرض آن می شود! نویسنده درجای جای این اثر، به عنوان فیلم نامه نویسی که درحال نگارش و تکمیل فیلم نامه خود می باشد، در ادامه ی روایت داستانی اش، نکاتی را به عنوان یادداشت می نویسد: درصفحه ۲۳۸ می خوانیم: (( اما آیا رفتار فاطمه باجعفر رفتاری برازنده است؟ آیا از او به عنوان خواهر امام که پیداست که در دامان تعلیمات گهربار پدر و برادر بار آمده، انتظار ملایمت بیشتری نمی رود؟)) و دیگر این که به تعبیرخود نویسنده “فاطمه، که دختر امام است، خواهر امام است، عمه ی امام است، هیبتی عظیم به او می بخشد. هریک ازاین سه مقام به تنهایی می تواند شخصیت او را به ارج و قربی والا در ذهن مخاطب برساند ص۲۶۸)) براساس توصیفی که از بانو فاطمه دراین رمان آمده، رفتار او هیچ تناسبی با شان ایشان ندارد و به گونه ای عمل می کند وسخن می گوید که گویی خواننده در حال تماشای یکی از سریال های درجه ی «ج» تلویزیون می باشد! ۲) مقام مادر، به خودی خود آنقدر والا و بالاست که درستایش آن هرچه بگوییم کم گفته ایم و آن قدر خدا و رسولان و امامان و اولیاء الهی، دراین باب سخن گفته اند، که هر عقل سلیم ون فس تمیزی، به والایی این مقام سر تعظیم فرود آورد. حال تصور کنید مقام مادری را که والده ی منجی جهان آفرینش یعنی حضرت مهدی صاحب الزمان می باشد. هرچه از عزت و کرامت و شانیت او بگوییم، کم گفته ایم. اما متاسفانه در این کتاب، که به نام حضرت ولی عصر و درباره ایشان است، گاهی از حداقل ها نیز دریغ شده است. در این جا، با وجود عدم میل باطنی، به چند تعبیر و توصیف ناشایست درباره وجود مبارک بانو ملیکا خاتون ام عزیز حضرت مهدی صاحب الزمان اشاره می کنیم. (پیشاپیش از مخاطبان بابت انتشار چنین ادبیاتی در رابطه با مادر گرانقدر امام عصر پوزش می طلبیم) ۱- ص۱۱۱/ ملیکا با اطمینان خاطری که جعفر را به آتش کشید گفت چنان که در نماز برجنازه پدرش چنین گفت! جعفر [همان جعفرکذاب]: توکیستی دهانت را ببند، کنیزک بی مقدار! و این آخرین باری نیست که دراین کتاب مادر امام، با تعبیر توهین آمیز کنیز خطاب می گردد! ۲- ص۱۹۷/ خواست در پی ملیکا برود تو که فاطمه دوید و در آستانه درایستاد. جعفر فاطمه را پرت کرد، محکم، طوری که فاطمه خورد به طاهره و هر دو به زمین افتادند. صدای جیغ و گریه دوباره اوج گرفت. جعفر پیش از ورود به اتاق به سربازی اشاره کرد. سربازجلو دوید تا راه را برای ورود احتمالی هرکسی به اتاق ببندد. جعفر در را پشت سرخودبست. جعفر به سوی بانو ملیکا رفت. گفت کجاست؟ جعفرگفت: مطمئن باش ملاحظه ی تو یکی را نمی کنم، چون خواهرم نیستی! بانو ملیکا گفت : اگرفکر می کنی دراین خانه است، پیدایش کن! جعفر گفت: تو را قبلا این جا ندیده بودم واقعا زن برادر من بوده ای؟ چهره بانو ملیکا از اندوه درهم شد. گفت: دیرنیست که به او بپیوندم. جعفر خریدارانه به او نگاه کرد. گفت:حیف نیست؟ تو به این دنیا باشی، خوشتر است! ملیکا روی برگرداند. با نفرت گفت: هزاران شیشه عطرهم که مصرف کنی، باز بوی ابلیس می دهی! جعفر پوزخند زد و باتمسخر گفت:ب اورکنم؟ که تو راستی راستی از نوادگان امپراتوری؟ بانو ملیکا گفت: شاید باشم. شاید هم نه! جعفر به او نزدیک شد. گفت: این را جلوی فاطمه نمی شود گفت اما غمزه ات را دوست دارم!”)) ۳- ص۲۱۷/ صحنه ای که اشواق، از زنان پیش کار کاخ خلیفه آمده است تا بانوملیکا خاتون را نزد خلیفه ببرد: -آماده چی؟ - آماده دیدار با خلیفه معظم. ملیکا لم داد. گفت: من آماده ام. -باید به سر و وضعیتان برسم. -استحمام کردم کافی است. چادرم را هم شسته ام گذاشته ام توی آفتاب خشک بشود. اشواق به لباس های روی تخت اشاره کرد. گفت:یعنی نمی خواهید یکی از این لباس های زیبا را که مطمئنم همه برازنده شمایند، بپوشید؟ -آن ها که لباس های من نیستند. -اگربخواهید مال شما می شوند ومبادا فکر کنید قبلا پوشیده شده اند؛ اصلا. -ببین اشواق، عزیزم، من اگر پذیرفتم استحمام کنم، به خاطرخودم بود نه به خاطر دیدار با خلیفه. بنابراین اگر چادر تمیزی داشته باشید، سرمی کنم وگرنه صبر می کنم چادر خودم خشک بشود! اشواق گفت: شمابرای من به دلایلی که برای خودم محفوظ است، محترمید، اما فراموش نکنید که در چه موقعیتی هستم؟ ملیکا گفت: توبرایم تشریح کن که درچه موقعیتی هستم؟ اشواق گفت: درموقعیتی که باید رحم خلیفه را نسبت به خودتان برانگیزید که دوباره به سیاهچال برتان نگرداند! وانگار خود متوجه شده باشد که حرف تندی زده، گفت: البته این چیزها به من مربوط نیست. من وظیفه ای دارم که در صورت تمایل شما انجامش می دهم وگرنه …. -همان که گفتم. بسیار خوب. می گویم چند نوع چادر برایتان بیاورند تا هر کدام را که پسندتان افتاد… ملیکاگفت: اگر همین الان چادری بیاورند، نمازم راخواهم خواند. اشواق گفت: پس می خواهید زودتر وضو بگیرید تا بتوانیم کار آرایش راشروع کنیم؟ ملیکا با تعجب به او نگاه کرد. اشواق پرسید، با شگفتی، یعنی آرایش هم نمی خواهید بکنید؟ ملیکا فقط لبخند زد. حالا بعد از سال ها می فهمید که آن قدر از این جور مراسم دورشده که دیگر در نظرش بیشتر رویا می آیند. گفت، بالبخند: منظورت این است که من خودم رابرای نامحرمان زیبا کنم؟ اشواق درماند که چه بگوید. چه گونه باید خود را به او نزدیک کند، درچه راهی باید پیش برود که خوشایند ملیکا باشد مگر رام شود و حداقل تن به آرایش بدهد؟ کنجکاو بود صورت او را با آرایش ببیند. مطمئن بود چشم ها را خیره می کند و حسادت زن های حرمسرا را چنان برمی انگیزد که تا سم به او نخورانند، دست از سرش برنخواهند داشت. رای همین گفت: نه برای دیگران برای خودتان! ملیکا گفت، با بغضی که اشواق آن را دریافت، حتی اگر عزادار مردی نمی بودم که بهترین بود، بازهم… نفس عمیق کشید. گفت: الان بهترین کمکی که به من می توانی بکنی، اشواق عزیزم، این است که بگذاری بخوابم تا شاید همسر مرحومم را در خواب ببینم! به بیداری که دیگر ممکن نیست! هر چند این سخیف انگاری ها بارها و بارها در «دوازدهم» آورده شده است اما سراج از انتشار مابقی مطالب و اهانت ها به جایگاه مادر امام عصر(عج) معذور است. اما در پایان بار دیگر باید متذکر شد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از همان روزهای ابتدایی موضع روشنی نسبت به موضوع نظارت بر کتاب نداشته و ندارد. البته بنابر اظهار برخی کارشناسان موضوع ارشاد در این زمینه کاملا هم روشن است و آنها حذف ممیزی پیش از چاپ است که با انتقاد بسیاری از فعالان فرهنگی روبرو شده است. نکته دیگری که در این بین لازم است به آن اشاره گردد حضور سید عباس صالحی در سمت معاونت فرهنگی وزارت ارشاد است؛ معاونتی که نظارت بر چاپ و نشر کتب را بر عهده دارد اما رنج آور زمانی است که دریابیم «صالحی» مدیر مستقیم ناشر این کتاب نیز هست! حرف ها با اهالی فرهنگ دولت یازدهم زیاد است؛ آنهم حرف های جدی! اما گوش شنوایی وجود ندارد و مدیران فرهنگی دولت همچنان درخواب غفلت به سر می برند! منبع: فرهنگ نیوز افسران همین خبر را بازتاب داد: قطعا در طول یک سال اخیر مباحث زیادی در حوزه های مختلف فرهنگ بوجود آمده اما مجوز چاپ به کتابی که به «مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» اهانت می کند، خارج از تصور هر فرد مسلمانی است.دولت یازدهم در حالی بیش از یک سال پیش کلید ساختمان پاستور را در دست گرفته که طی این مدت نقاط ضعف و قوت زیادی در رفتار و اعمال خود می بیند. قطعا همه دولت های پس از انقلاب با فراز و نشیب های زیادی روبرو شده اند و نمی توان ادعا نمود که هیچ دولتی بی کم و کاست به کار خود پایان داده است. اما نکته قابل توجه در مورد دولت یازدهم آنجاست که حتی حامیان روحانی نیز به خوبی بر این امر معترفند که تفکرات فرهنگی جاری در دولت نه تنها با فرهنگ ناب انقلاب اسلامی همسو نبوده و نیست بلکه هیچ تلاشی هم برای ایجاد این همراهی صورت نمی گیرد. هرچند تا به امروز انتقادات زیادی به سیاست های فرهنگی دولت وارد شده است و وزیر ارشاد نیز نوک تیز پیکان انتقادات را به سمت و سوی خود می بیند، لیکن همچنان بر مسیر گذشته خود اصرار دارد و گویا قرار نیست تجدید نظری در تفکرات خود صورت دهد. قطعا در طول یک سال اخیر مباحث زیادی در حوزه های مختلف هنری اعم از فیلم، کتاب، موسیقی، تئاتر و … بوجود آمده اما مجوز چاپ به کتابی که به «مادر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف» اهانت می کند، خارج از تصور هر فردی است. به عقیده نگارنده دولت روحانی هر چند هم به دنبال فضای باز فرهنگی باشد و از خطوط قرمز سیاسی و فرهنگی عبور کند، قطعا نمی تواند پا بر روی مقدسات بگذارد و سبقه دینی مذهبی ملت ایران را مورد هتک حرمت قرار دهد. کتابی به نام حضرت صاحب عصر و درباره ایشان نگاشته شده، در شان برخی از منسوبین حضرت، ازجمله وجود مبارک بانو ملیکا خاتون مادر بزرگوار آن حضرت در آن مخدوش شده است. گذشته از این مورد جای تاسف دارد که چنین کتابی با پول بیت المال و هزینه یکی از ادارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است. «دوازدهم»، از زبان یک نویسنده، که مدرس فیلم نامه نویسی است روایت می شود که دوست تهیه کننده اش به او پیشنهاد نگارش فیلم نامه ای با موضوع حضرت ولی عصر(عج) می دهد و اغلب فصل های این اثر، درخصوص مسایل و ماجراهای مربوط به مراودات یا تمرین برای نگارش آن فیلم نامه بین نویسنده، دوست تهیه کننده و شاگردان کلاس نویسندگی او می گذارد و بخش هایی نیز که به عنوان مثال کار تحقیقی شاگردان است، آن فیلم نامه مورد نظر را در زمان شهادت حضرت امام حسن عسگری(ع) و ماجراهای جعفرکذاب و رفتار خلیفه ی وقت روایت می کند و در لابه لای کتاب چند مورد ازتشرقات تاریخی به حضور حضرت ولی عصر و هم چنین یکی دو مورد تشرف اعضای کلاس نویسندگی ذکر می شود. اما آن چه مورد نظراست، برخی ازتوصیف های ناشایست این اثر از مادر گرامی حضرت ولی عصر(عج) می باشد که به جهت روشن گری افکار عمومی وتنبه دادن متولیان چاپ و نشر، بازخوانی می شود. نویسنده درجای جای این اثر، به عنوان فیلم نامه نویسی که درحال نگارش و تکمیل فیلم نامه خود می باشد، در ادامه ی روایت داستانی اش، نکاتی را به عنوان یادداشت می نویسد: درصفحه ۲۳۸ می خوانیم: (( اما آیا رفتار فاطمه باجعفر رفتاری برازنده است؟ آیا از او به عنوان خواهر امام که پیداست که در دامان تعلیمات گهربار پدر و برادر بار آمده، انتظار ملایمت بیشتری نمی رود؟)) و دیگر این که به تعبیرخود نویسنده “فاطمه، که دختر امام است، خواهر امام است، عمه ی امام است، هیبتی عظیم به او می بخشد. هریک ازاین سه مقام به تنهایی می تواند شخصیت او را به ارج و قربی والا در ذهن مخاطب برساند ص۲۶۸)) راساس توصیفی که از بانو فاطمه دراین رمان آمده، رفتار او هیچ تناسبی با شان ایشان ندارد و به گونه ای عمل می کند وسخن می گوید که گویی خواننده در حال تماشای یکی از سریال های درجه ی «ج» تلویزیون می باشد!
حال تصور کنید مقام مادری را که والده ی منجی جهان آفرینش یعنی حضرت مهدی صاحب الزمان می باشد. هرچه از عزت و کرامت و شانیت او بگوییم، کم گفته ایم. اما متاسفانه در این کتاب، که به نام حضرت ولی عصر و درباره ایشان است، گاهی از حداقل ها نیز دریغ شده است. در این جا، با وجود عدم میل باطنی، به چند تعبیر و توصیف ناشایست درباره وجود مبارک بانو ملیکا خاتون ام عزیز حضرت مهدی صاحب الزمان اشاره می کنیم. (پیشاپیش از مخاطبان بابت انتشار چنین ادبیاتی در رابطه با مادر گرانقدر امام عصر پوزش می طلبیم)
جعفرگفت: مطمئن باش ملاحظه ی تو یکی را نمی کنم، چون خواهرم نیستی!
بانو ملیکا گفت : اگرفکر می کنی دراین خانه است، پیدایش کن!
جعفر گفت: تو را قبلا این جا ندیده بودم واقعا زن برادر من بوده ای؟
چهره بانو ملیکا از اندوه درهم شد. گفت: دیرنیست که به او بپیوندم.
جعفر خریدارانه به او نگاه کرد. گفت:حیف نیست؟ تو به این دنیا باشی، خوشتر است!
ملیکا روی برگرداند. با نفرت گفت: هزاران شیشه عطرهم که مصرف کنی، باز بوی ابلیس می دهی!
جعفر پوزخند زد و باتمسخر گفت:ب اورکنم؟ که تو راستی راستی از نوادگان امپراتوری؟
بانو ملیکا گفت: شاید باشم. شاید هم نه!
جعفر به او نزدیک شد. گفت: این را جلوی فاطمه نمی شود گفت اما غمزه ات را دوست دارم!”))
۳٫ ص۲۱۷/ صحنه ای که اشواق، از زنان پیش کار کاخ خلیفه آمده است تا بانوملیکا خاتون را نزد خلیفه ببرد: قرار است امشب شرفیاب شوید. دستور داده اند شما را آماده کنم.
-آماده چی؟
- آماده دیدار با خلیفه معظم.
ملیکا لم داد. گفت: من آماده ام.
-باید به سر و وضعیتان برسم.
-استحمام کردم کافی است. چادرم را هم شسته ام گذاشته ام توی آفتاب خشک بشود.
اشواق به لباس های روی تخت اشاره کرد. گفت:یعنی نمی خواهید یکی از این لباس های زیبا را که مطمئنم همه برازنده شمایند، بپوشید؟
-آن ها که لباس های من نیستند.
- اگربخواهید مال شما می شوند ومبادا فکر کنید قبلا پوشیده شده اند؛ اصلا.
-ببین اشواق، عزیزم، من اگر پذیرفتم استحمام کنم، به خاطرخودم بود نه به خاطر دیدار با خلیفه. بنابراین اگر چادر تمیزی داشته باشید، سرمی کنم وگرنه صبر می کنم چادر خودم خشک بشود!
اشواق گفت: شمابرای من به دلایلی که برای خودم محفوظ است، محترمید، اما فراموش نکنید که در چه موقعیتی هستم؟
ملیکا گفت: توبرایم تشریح کن که درچه موقعیتی هستم؟
اشواق گفت: درموقعیتی که باید رحم خلیفه را نسبت به خودتان برانگیزید که دوباره به سیاهچال برتان نگرداند!
وانگار خود متوجه شده باشد که حرف تندی زده، گفت: البته این چیزها به من مربوط نیست. من وظیفه ای دارم که در صورت تمایل شما انجامش می دهم وگرنه ….
-همان که گفتم.
بسیار خوب. می گویم چند نوع چادر برایتان بیاورند تا هر کدام را که پسندتان افتاد…
ملیکاگفت: اگر همین الان چادری بیاورند، نمازم راخواهم خواند.
اشواق گفت: پس می خواهید زودتر وضو بگیرید تا بتوانیم کار آرایش راشروع کنیم؟
ملیکا با تعجب به او نگاه کرد.
اشواق پرسید، با شگفتی، یعنی آرایش هم نمی خواهید بکنید؟
ملیکا فقط لبخند زد. حالا بعد از سال ها می فهمید که آن قدر از این جور مراسم دورشده که دیگر در نظرش بیشتر رویا می آیند. گفت، بالبخند: منظورت این است که من خودم رابرای نامحرمان زیبا کنم؟
اشواق درماند که چه بگوید. چه گونه باید خود را به او نزدیک کند، درچه راهی باید پیش برود که خوشایند ملیکا باشد مگر رام شود و حداقل تن به آرایش بدهد؟ کنجکاو بود صورت او را با آرایش ببیند.
مطمئن بود چشم ها را خیره می کند و حسادت زن های حرمسرا را چنان برمی انگیزد که تا سم به او نخورانند، دست از سرش برنخواهند داشت. رای همین گفت: نه برای دیگران برای خودتان!
ملیکا گفت، با بغضی که اشواق آن را دریافت، حتی اگر عزادار مردی نمی بودم که بهترین بود، بازهم…
نفس عمیق کشید. گفت: الان بهترین کمکی که به من می توانی بکنی، اشواق عزیزم، این است که بگذاری بخوابم تا شاید همسر مرحومم را در خواب ببینم! به بیداری که دیگر ممکن نیست!
هر چند این سخیف انگاری ها بارها و بارها در «دوازدهم» آورده شده است اما از انتشار مابقی مطالب و اهانت ها به جایگاه مادر امام عصر(عج) معذوریم. اما در پایان بار دیگر باید متذکر شد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از همان روزهای ابتدایی موضع روشنی نسبت به موضوع نظارت بر کتاب نداشته و ندارد. البته بنابر اظهار برخی کارشناسان موضوع ارشاد در این زمینه کاملا هم روشن است و آنها حذف ممیزی پیش از چاپ است که با انتقاد بسیاری از فعالان فرهنگی روبرو شده است. نکته دیگری که در این بین لازم است به آن اشاره گردد حضور سید عباس صالحی در سمت معاونت فرهنگی وزارت ارشاد است؛ معاونتی که نظارت بر چاپ و نشر کتب را بر عهده دارد اما رنج آور زمانی است که دریابیم «صالحی» مدیر مستقیم ناشر این کتاب نیز هست! حرف ها با اهالی فرهنگ دولت یازدهم زیاد است؛ آنهم حرف های جدی! اما گوش شنوایی وجود ندارد و مدیران فرهنگی دولت همچنان درخواب غفلت به سر می برند! افسران جهان نیوز بااحتیاط عمل کرد: اهانت به «مادر امام زمان» در کتابی با مجوز وزارت ارشاد! +واکنش ناشر
تاریخ انتشار : سه شنبه ۳۱ تير ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۱۱
وزارت ارشاد در ادامه عملکرد شگفت آور خود به کتابی مجوز داده است که صریحا به «مادر امام زمان(عج)» اهانت کرده است.
![]() به گزارش جهان، نام این کتاب «دوازدهم» است که داستان آن از زبان یک نویسنده که مدرس فیلم نامه نویسی است، روایت می شود. دوست تهیه کننده نویسنده به او پیشنهاد نگارش فیلم نامه ای با موضوع حضرت ولی عصر(عج) را می دهد و اغلب فصل های این کتاب، درخصوص مسایل و ماجراهای مربوط به مراودات نویسنده، دوست تهیه کننده و شاگردان کلاس نویسندگی او و یا تمرین برای نگارش فیلم نامه می گذارد.
جهان نیوز یالثارات هم این چنین اورده است: اهانت به «مادر امام زمان»در کتابی بامجوز وزارت ارشاد!
چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۲۴
وزارت ارشاد در ادامه عملکرد شگفت آور خود به کتابی مجوز داده است که صریحا به «مادر امام زمان(عج)» اهانت کرده است.
یالثارات اما مشرق وفارس با بازتاب مصاحبه مولف کتاب ودفاع وی در صداقت منتقدین تشکیک کرده است: علی موذنی در گفتوگوی مشروح با فارس:
«دوازدهم» را بدون غرض بخوانیم/ به مقام مادر امام زمان (عج) هتاکی نشده است
نویسنده رمان «دوازدهم» گفت: از نظر من نه تنها در این دنیای داستانی برساخته، هتاکی نسبت به بانو ملیکا صورت نگرفته، بلکه با خواندن داستان متوجه خواهیم شد که در پایان داستان چه شخصیتهایی حرمت یافتهاند و چه شخصیتهایی تحقیر شدهاند. ![]() خبرگزاری فارس- حسام آبنوس؛ علی مؤذنی نویسنده رمان پرحاشیه دوازدهم که این روزها بسیار حاشیهساز شده در گفتوگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس به این رمان و سیر شکلگیری آن و همچنین حواشی بوجود آمده برای آخرین اثرش اشاره کرده است. علاقهمندان به هوچیگری آثار دیگرم را نیز بخوانند فارس: ایده خلق رمان دوازدهم چگونه شکل گرفت؟ مؤذنی: جدا از این که ما از کودکی با شخصیت امام زمان (عج) آشنا میشویم و درباره ایشان میشنویم و کمکم به اعجاب زندگی ایشان پی میبریم و ذهنمان پر میشود از سوالاتی که معمولا جوابش در اختیار مردم کوچه و بازار نیست. اواخر دهۀ شصت برای رسیدن به بسیاری از سوالات خودم، شروع کردم در این خصوص مطلب خواندن. به نظرم دوران خیلی پرتلاطمی آمد و البته داستانی. منظورم از داستانی این است که قابلیتهای دراماتیک بسیاری در آن دوران وجود دارد. روی شخصیت بانو ملیکا کار کردم که حاصلش، اول نمایشنامهای به نام «مفردِ مذکرِ غایب» در دهۀ هفتاد بود و در دهۀ هشتاد هم فیلمنامه «ملیکا» را نوشتم که این هر دو چاپ شدهاند و علاقهمندان به هوچیگری میتوانند آنها را هم بخرند و بخوانند و به هوچیگریشان ادامه بدهند. ضمن این که در اواخر دهه هشتاد، کتاب جذاب «کمال الدینِ و تمامُ النعمه» شیخ صدوق رحمتاللهعلیه را خواندم، البته فقط جلد اولش را، و از استدلالها و احتجاجات او لذت بردم. دلیل شیخ برای نوشتن این کتاب جذابیتی داشت که مرا مدتها مسحور خود کرد. امام عصر (عج) در خواب به شیخ دستور نوشتن کتاب را میدهد و شیخ هم نوشتن کتاب را به عنوان یک تکلیف شروع میکند. میخواستم رمانی در این خصوص بنویسم با محوریت دو تا شخصیت نویسنده که یکی شیخ صدوق باشد و دیگری راوی امروزی. اما وقتی قضیۀ نوشتن جدی شد و شروع کردم به طراحی، نوشته کمکم سمت و سوی دیگری به خود گرفت و متوقف شد. البته آن طرح همچنان در ذهنم هست و چه زمانی نوشته یا اصلا نوشته شود یا خیر، نمی دانم، اما درحین کار روی آن موضوع، تکههای رمان فعلی به ذهنم میآمدند که یادداشت میکردم و ناگهان در یک دورۀ چند ماهه با افرادی برخورد کردم، از جمله خانمی که در داستان عنوان ستارۀ اسدی را دارد و شنیدن ماجراهایی از این قبیل، ذهن مرا معطوف به این موضوع کرد که امام زمان (عج) در میان ما زندگی میکنند و ... فارس: چرا دوره کودکی حضرت ولی عصر (عج) را برای روایت انتخاب کردید؟ - مؤذنی: فقط بخش کودکی زندگی حضرت نیست. بخش تاریخی داستان مربوط به دوره کودکی ایشان است وگرنه امام زمان (عج) در روایتهای معاصر هم حضور دارند. فارس: چرا سراغ این بخش از تاریخ رفتید و برشی از تاریخ را برگزیدید؟ - مؤذنی: در رمان دلایل این انتخاب مفصل توضیح داده شده. تنها در این مقطع است که یکی از اعضای خاندان امام (عج)، خود مزیدِ بر آزارهای حکومتی میشود و برای اجرایی کردن نیت پلید خود دست به اقدامات ناشایستی میزند که از نظر من مواد خیلی خوبی برای داستانی کردن این بخش بود. وجود جعفر باعث میشود ابعاد مختلفی از زندگی درونی و بیرونی خاندان امام (عج) در مواجهه با حکومت نمایش داده شود. به نظرم مطالعه این بخش خیلی خوب میتواند نشان دهد که غیبت امام (عج) چرا صورت میگیرد و اصلا چه ضرورتی به غیبت است و مثلا چرا امامت همچنان نسل به نسل در وجود اشخاص ادامه پیدا نمیکند و حالا که امام عصر (عج) این امانت را بیش از هزار سال است به دوش میکشند، این امامت از چه هیبت و از چه قدرتی برخوردار شده و در چه راز و رمزی فرو رفته و چه بار سنگین معنایی را بر دوش شیعیان گذاشته که صدها سال است به عشق آمدن او روزشماری میکنند! نکته جذاب در طرح داستان حضور امام عصر (عج) در تمام مراحل تاریخ است فارس: چگونه به این نحوه روایت در دوازدهم رسیدید؟ - مؤذنی: مهمترین نکته برای من در طراحی داستان این بود که این اعتقاد شیعه که امام (عج) به عنوان حجت خدا بر زمین حضور دارند و به گفتۀ علما که در رمان هم آمده، میان ما زندگی میکنند و دلهای آماده را تسخیر میکنند، در داستان اجرایی شود. پس این ضرورت بود که حضور ایشان در عصر حاضر دیده شود. در عین حال بررسی دلایل غیبت هم ضرورتی بود که باید به آن پرداخته میشد. یعنی چه شرایطی باعث میشود که غیبت، ضرورتی بر وجود ایشان شود؟ دلم میخواست در عین حال به فلسفه غیبت هم پرداخته شود و طرح این مطلب که عمر طولانی امام (عج) نه محال عقلی بلکه محال عادی است و حیات ایشان نه بر خلاف علیت که بر خلاف عادت است. نکته جذاب در طراحی داستان برای من این بود که حضور ایشان، زمان هزار و دویست و خردهای سال را امتداد میبخشد، یعنی مصداق عملی بخشیدن به معنای ولیعصر (عج). پس لازم بود به شکلی از روایت برسم که هم بخشی از گذشته را داستانی کند هم دورۀ معاصر را در بر بگیرد. طرح مباحث تکنیکی به موقعیت روای برمیگردد فارس: آموزش فیلمنامه نویسی در دل داستان ناخواسته بوده یا تعمدی بر این کار وجود داشت؟ مؤذنی: قطعا مباحث تکنیکی که در داستان مطرح میشود، ضرورتی برای پیشبرد داستان است. داستاننویس یا فیلمنامه نویس مدام دغدغه تکنیک دارد که چگونه داستان را پیش ببرد و از چه راهی بهتر نتیجه میگیرد؟ فراموش نکنیم که راوی داستان نویسنده است و رمان در زمان حال دارد توسط او نوشته میشود. پس طرح مباحث تکنیکی به ضرورت داستان و به موقعیت راوی برمیگردد، که یکجا به عنوان نویسنده در حال کلنجار رفتن با متن است و یکجا به عنوان استاد فیلمنامهنویسی سر کلاس به تحلیل و تفسیر متنهایی مینشیند که نوشته هنرجوهاست. رمان «دوازدهم» هم دینی است هم مذهبی فارس: رمان دوازدهم را میتوان یک رمان دینی قلمداد کرد؟ مؤذنی: من البته بین دینی و مذهبی درمباحث تخصصی تفاوت قائلم، همان تفاوتی که میان تعریف دین و مذهب وجود دارد. رمان دینی رمانی است که مباحث مطروحه در آن، گسترۀ وسیع معتقدان به دین را در بر میگیرد، مثل این که به زندگی حضرت رسول (ص) بپردازیم. البته این که چه کسی با چه نگاهی به زندگی ایشان بپردازد، حتما اثری متفاوت ایجاد میکند، اما در اصول که تفاوتی نیست. رمان مذهبی در عین این که منبعث از یک تفکر دینی است، انحصاریتر به موضوعات نگاه میکند. مثلا تفاوتهایی که در نوع نگاه علمای اهل تسنن با علمای شیعه در بسیاری از مسائل وجود دارد. بنابراین این رمان هم دینی است هم مذهبی. وجهه مذهبی بودنش قویتر است، چرا که اعتقاد به وجود امام زمان (عج) به این صورت در شیعه وجود دارد نه در سایر مذاهب. سری که درد نمیکند، دستمال نمیبندند فارس: برخی معتقدند اقبال مخاطبان به رمان دینی با کاهش روبرو است؟ مؤذنی: اصولا اقبال نسبت به هر نوع کتابی کاهش پیداکرده. خیلی سال است این بحث مطرح است که خوانندگان تیراژهای سه هزارتایی داستان در پیش از انقلاب کجا رفتهاند که سالهاست ما به تیراژ هزار نسخه رسیدهایم؟ اما این را هم قبول دارم که به نسبت رمانهای اجتماعی، اقبال به رمانهای دینی خیلی کمتر است. یکی به این دلیل که بخشی از کتابخوانهای ما نسبت به محتوای دین گارد دارند و دلیل دیگر این که تودۀ مردم هم که به دین علاقهمندند، با کتاب خواندن، آن هم از جنس داستان و رمان، چندان مانوس نیستند و عادت کردهاند مطالب دینی را فقط از طریق سخنرانی در مساجد بشنوند و دلیل سوم، پرداخت ضعیف در این گونه آثار است که رغبت مخاطب را نسبت به خوانده شدنشان کم میکند. بعلاوه، مگر ما اصلا چند تا رمان دینی داریم؟ میتوانیم آنها را حتی به شمارش درآوریم، چون از این طرف هم نویسندگان خیلی علاقهمند به ورود به این گونه محتوایی نیستند. این جمله را از خیلی نویسندهها شنیدهام که میگویند سری را که درد نمیکند، دستمال نمیبندند. پرداختن به موضوعات دینی از ضرورتهای انکارناپذیر جامعه فارس: با این حال شما به سراغ یک موضوع دینی رفتید. مؤذنی: به عنوان نویسنده باید به موضوعاتی که دغدغه ذهنم میشوند، پاسخ بدهم. بنابراین نمیتوانم خودم را به سلیقه بازار کتاب بسپرم که ممکن است در مقطعی به دلایلی که همه میدانیم، نسبت به آثار دینی اقبال نشان ندهند. وظیفه من به عنوان نویسنده چیست؟ من در جامعهای زندگی میکنم که بیشترین تعطیلاتش به تولد و وفات چهارده معصوم بر میگردد. اکثریت مردم شیعهاند و نسبت به معصومین عرق و تعصب دارند، بعضی کمتر بعضی بیشتر. تا کارشان جایی گیر میکند، حتی تحصیلکردهها که برخوردشان با دین کمتر احساسی است، نذر میکنند و متوسل میشوند. بزرگترین همایش مذهبی ما هرساله در دهۀ اول محرم اتفاق میافتد. ازدواجها به قبل و بعد از محرم و صفر موکول میشود. بیشترین مسافرت در داخل کشور به مشهد و حرم حضرت امام رضا (ع) است. بنابراین، پرداختن به موضوعات دینی و مذهبی جزء ضرورتهای انکارناپذیر جامعه ماست. من با عنایت به چنین رویکردی است که گاهی داستانی در این خصوص مینویسم. دنیای داستان اقتضائات خودش را دارد فارس: در خلق یک رمان تا چه اندازه میتوان به متون روایی و تاریخی پایبند ماند؟ مؤذنی: به اصل روایت و تاریخ دینی، مخصوصا وقتی پای معصومین در میان است، مؤکدا عرض میکنم به دلیل قدسی بودنشان، باید پایبند بمانیم. همچنان که مؤکدا عرض میکنم که دنیای داستان اقتضائات خودش را دارد. فرقی نمیکند هر اتفاق یا هر حادثه یا هر واقعهای وقتی میخواهد داستانی شود، ناچار است قید و بندهای داستانی را بپذیرد. اگر قرار است در این مورد داستان بنویسیم، پس باید تحمل پذیرش قیود داستانی را هم داشته باشیم، وگرنه چه اصراری به نوشتن داستان است؟ روایات را به همان صورتی که هستند، منتشر کنیم. حالا فرض را بر این بگذاریم که تحمل لازم برای پذیرش چنین قیودی به وجود آمد. این قیود چه هستند؟ حتی یک اتفاق ساده هم وقتی میخواهد از حالت گزارش یا خاطره، دگردیسی داستانی پیدا کند، شامل قید و بندهای داستان میشود تا جذاب شود و تعلیق پیدا کند و خواننده را به خواندن مشتاق کند. اصول و قواعد داستان اهمیت بسیار زیادی دارند و اگر درست به کار گرفته نشوند، هیچ داستان خوبی نوشته نخواهد شد. بنابراین تعهد به محتوای هر محتوایی، یک طرف و متعهد بودن نسبت به ابزار کاری که در این جا اصول داستان است، یک طرف. وظیفه من به عنوان داستاننویس این است که کارم را درست انجام بدهم و موقعیتهای داستانی را طوری طراحی کنم که مخاطب به درک درستی از واقعۀ تاریخی یا غیر تاریخی برسد و در عین حال لذت هم ببرد. اگر داستان تعلیق نداشته باشد، مخاطب داستان را رها میکند. اگر فضاسازی لازم در موقعیتهای مختلف داستانی درست اتفاق نیفتد، مخاطب به تو میخندد و برخوردش با تو عاقل اندر سفیه خواهد بود. داستاننویس چگونه وارد موضوع دینی شود؟ فارس: نویسنده تا کجا مجاز است در رمان دینی خلاقیت ایجاد کند و از متن تاریخ خارج شود؟ مؤذنی: عرض کردم هیچ ضرورتی وجود ندارد که در اصل قضیه دست برده شود، بلکه داستاننویس باید سیر واقعه را که به آن نقطه خاص در تاریخ منجر شده، متناسب با اقتضائات داستان پرورش دهد، بسترهای لازم را فراهم کند تا چگونگی ابعاد واقعه برای مخاطب روشن شود. نمونه عرض کنم: در منابع هست که امام (عج) در زمان فوت پدرشان در مدینه به سر میبردند. همچنین در منابع هست، موقعی که قرار میشود جعفر بر بدن مطهر امام حسن عسگری (ع) نماز بخواند، ناگاه امام (عج)، حالا اگر نگوییم ظاهر شدهاند، حاضر شده و جعفر را کنار زدهاند و خود بر پیکر پدر نماز خواندهاند. اجازه بدهید همین بخش را بررسی کنیم. چگونه میشود؟ امام (عج) که در مدینه بودهاند، پس این حضور چگونه قابل توجیه است؟ خود را با وسیله نقلیه آن زمان به این سرعت رساندهاند؟ اصلا چرا امام حسن عسگری (ع)، فرزندشان را نه با ملیکا که با مادر خود به همراهی احمدبنمطهر به مدینه فرستادهاند؟ آیا با پیشبینی مرگ خود خواستهاند، امام (عج) را از مهلکه دور نگه دارند؟ داستاننویس این جاست که باید برای این سوالها حتی اگر در واقعیت به آنها اشارهای نشده، پاسخ پیدا کند. باید شبکه استدلالیاش طوری تنظیم شود که به همه این سوالهای پاسخ داده نشده یا منابع ناکافی در مورد بسیاری از وقایع ذکر شده که بسیاریشان یکدیگر را نقض میکنند، به پاسخی در خور شأن معصومین برسد و نیز نیاز داستانش را به روابط علت و معلولی برآورده کند. در ادامه، طبق روایات شیعی، جعفر، امام (عج) را میبیند، امامی که او را کنار میزند تا خود بر بدن پدر نماز بخواند. دو حالت دارد: یا جعفر از وجود امام (عج) باخبر بوده یا بی خبر. در هر حال، با این حضور از وجود امام (عج) با خبر میشود و چون طالب قدرت بوده و برای رسیدن به مقام امامت حرص میزده، به دست و پا میافتد تا امام (عج) را پیدا کند. حالا وقتی وارد حوزه داستان میشویم، این سوالات پیش میآید که مگر میشود ملیکا، نواده امپراتور روم شرقی در این خانواده شناخته شده نباشد؟ آیا ازدواج ایشان با امام یازدهم پنهانی بوده؟ جعفر خبر داشته یا نداشته؟ خانواده جعفر؟ جعفر خودش مطرود بوده، زن و بچهاش که مطرود نبوده و از این قضیه باخبر بودهاند؟ آیا محبت خانواده امام (ع) شامل حال بچههای جعفر میشده؟ اصلا رابطهای بوده یا به کل قطع بوده؟ میبینید که تخیل داستاننویس در چنین ماجرایی چگونه وارد میشود و چگونه باید چنین منابعی را سر و شکل داستانی بدهد که هم منطق روایت حفظ بشود و در عین حال وقایع تاریخی نیز با همه لغزندگی، طوری روایت شوند که فریاد اعتراض بلند نشود. به مقام ملیکا هتاکی نشده است فارس: فریاد اعتراض که بلند شده است! مؤذنی: متاسفانه. اما توجه کنید که این اعتراض از چه جنسی است! جعفر کذاب، به عنوان مردی که برای به دست آوردن مقام امامت حریص است، مردی که شرابخوار است و زنبارگی میکند، در موقعیت داستانی مفروض باید ناگهان تغییر موضع داده، با بانو ملیکا مؤدبانه صحبت کند؟ یا مثلا خلیفه و مشاورانش که عامل به شهادت رساندن امام حسن عسکری (ع) هستند، باید در مقابل ملیکا کرنش کنند و با او مؤدبانه سخن بگویند؟! سوال من این است که چرا تلاش نویسنده در ارائه یک زن با رفتاری مقتدرانه در مواجهه با جعفر و نیز حکومت و دربار مورد اشاره قرار نمیگیرد که همه بخصوص خلیفه را به تحسین خود وا میدارد؟ چطور به این نکته توجه نمیشود که «اشواق»، به عنوان قویترین زن دربار خلیفه چطور در مقابل ملیکا زانوی احترام به زمین میگذارد یا چرا به تکبری که ملیکا در رفتار با خلیفه و مشاور از خود نشان میدهد و آنها را تحقیر میکند، اشاره نمیشود؟ از نظر من این هتاکی به مقام ملیکا نیست که شخصیت منفی داستان در رفتار و گفتارش انجام میدهد. این رفتارها و گفتارها از جنس همان اقتضائات داستانی است که عرض کردم. هم باید شخصیت پردازی کنی هم فضاسازی. از نظر من نه تنها در این دنیای داستانی برساخته، هتاکی نسبت به بانو ملیکا صورت نگرفته، بلکه اگر بدون غرض داستان را بخوانیم، متوجه خواهیم شد که در پایان داستان چه شخصیتهایی حرمت یافتهاند و چه شخصیتهایی تحقیر شدهاند. ملیکا بانویی است که با اقتدار خود در رفتار و گفتار، قدرت ظاهری معاندین را به زیر می کشد، همان طور که مثلا امام علی النقی (ع) با اقتدار خود در مواجهه با قدرت نمایی متوکل، او را زار و زبون و شکست خورده بر جای میگذارد! -فارس
مشرق هم به بازتاب مصاحبه فارس پرداخت:
توضیحات عصر داستان در پی حواشی انتشار رمان «دوازدهم»ضمن انکه مشرق به نقل فارس با مطلبی درصداقت منتقدین تشکیک کرده است: حاشیههای «دوازدهم»؛ دغدغه دینی یا سیاسیکاری؟روند حادث شده برای رمان «دوازدهم» علی موذنی و سکوت متولیان وقت، سبب شده توپ به زمین «بنیاد شعر و ادبیات داستانی» انداخته شود.
گروه فرهنگی مشرق - ماجرا از روزی آغاز شد که در صفحههای اجتماعی گاه و بی گاه روند انتشار خبری کمرنگ و پررنگ شد و آن اینکه «کتاب دوازدهم» علی مؤذنی با مشکلاتی همراه شده و بزودی خمیر میشود. مشرق جالب اینجاست که رجانیوز که هم زمان با انتشار کتاب به استقبال ان رفته بود در این ماجرا سکوت کرده است: نگاهی به آخرین اثر علی موذنی + خرید پیامکی
«دوازدهم»؛ رمانی که در زمان غیبت نوشته شده اما سرتاسر حضور است/ روایتی جذاب از تلاشهای عموی امام زمان(عج) برای غصب خلافت تا اندرونی قصر خلیفه
گروه فرهنگی-رجانیوز: «علی موذنی» عرصههای مختلف نویسندگی را تجربه کرده است؛ چه از نظر قالب که از داستان و رمان گرفته تا فیلمنامه را آزموده و چه از نظر ژانر و محتوا که آثاری دفاع مقدسی چون «نه آبی نه خاکی»، اجتماعی چون «خوش نشین» و مذهبی و دینی چون «دوازدهم» را در کارنامه دارد. و البته «دوازدهم» آخرین اثر اوست که با موضوع امام زمان(عج) نوشته شده و همین چند روز پیش رونمایی شد. «دوازدهم» در زمان غیبت نوشته شده، اما سرتاسر حضور است. نویسنده از ابتدا بنا را بر این گذاشته که مستقیم با شخصی حاضر و در حضورش بنویسد. به همین دلیل به زمانهای مختلف میرود؛ از گذشته دور یا گذشتهی پیش از واقعه گرفته تا زمان حال استمراری را میکاود. مکان قصه مدام تغییر میکند و زاویه دیدش متحرک است؛ شخصیت داستانی همهجا و همواره حاضر است.
نویسنده پس از اعتراف به این حضور و اساساً برای اعتراف، فرمهای گوناگون را به کار میگیرد: سیناپس، حکایت، خاطره، نامه، اصلاحیه، رمان، نقد و... انگار بخواهد همه فضاها، فرمها و همه زوایا را بسیج کند تا کمر خدمت به امام(عج) ببندند. «دوازدهم» بیش از هر چیز محملی برای خشوع فرم و فرمهای بکار رفته در آستان معصوم است. نشان توفیق در این فروتنی همین است که خواندن اثری تا این حد فرمگرا، دشوار نیست. زبان روان و صمیمی مؤذنی، مرور فصلهای پیچیده و درهم را آسان کرده؛ نثری که گاه جانب طنز را میگیرد و وقتی طنین شورانگیزی دارد، خواننده را با شخصیتهای متعددی همراه میکند. در این قصه هر فرد فارغ از جنبههای گوناگون انسانی در ارتباط با ولی عصر(عج) در نظر گرفته میشود و چون در این ارتباط ولیِ حاضر، در پرده غیبت بهسر میبرد، اشخاص به میزان مودتی که با امام دارند در صحنه میمانند. کافی نیست بگوییم موضوع این رمان، امام زمان(عج) است و بحث را در محدوده محتوا نگاه داریم. «دوازدهم» در ساختار نیز نسبتش را با آن چه روایت میکند، حفظ کرده است. «روایت حضور» در این رمان برشی است از تصویر نوازش دستان امام عصر(عج) بر سر جسم و جان زندگی امروزمان. روایتی که موذنی از تلاشهای عموی امام زمان برای غصب امامت ارائه میکند و از سرداب خانه امام تا اندرونی قصر حاکم سرک میکشد یکی از بخشهای جذاب کتاب است. همنشینی این روایت تاریخی در کنار روایتهای معاصری از چند شخصیت متفاوت میتواند جذابیت کتاب را دو چندان کند.
دوازدهم در قطع خوبی چاپ شده و طراحی جلدش در عین سادگی زیبا و دلنشین است. حالا اگر شما هم دوست دارید تا رمانی متفاوت با محوریت امام زمان بخوانید میتوانید عدد 7 را به شماره 09203051664 ارسال کنید تا این کتاب 14500 تومانی در تهران با فقط 1500 تومان هزینه ارسال (مجموعا 16هزار تومان) برای شما ارسال شود. ارسال برای شهرستانها با دریافت هزینه پست خواهد بود. به درخواست ده جلد و بیشتر تخفیف ده درصدی تعلق خواهد گرفت رجانیوز نکته مهم توصیف این کتاب در جمهوری اسلامی این چنین امده است:
مصطفی رحماندوست هم از کتاب تجلیل کرده است: در گفتوگو با فارس عنوان شد
رحماندوست: از «مؤذنی» برای نگارش کتاب «دوازدهم» تشکر کردم
مصطفی رحماندوست گفت: کتاب «دوازدهم» نوشته علی مؤذنی را خواندم و پس از اتمام کتاب به ایشان پیامکی زدم و از باب نگارش این اثر تشکر کردم. ![]() مصطفی رحماندوست شاعر و پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان در گفتوگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس پیرامون حواشی پیش آمده برای رمان «دوازدهم» علی مؤذنی اظهار داشت: کتاب «دوازدهم» نوشته علی مؤذنی را خواندم و پس از اتمام کتاب به ایشان پیامکی زدم و از باب نگارش این اثر تشکر کردم. وی در ادامه ضمن اشاره به اینکه در رمان باید تخیل وجود داشته باشد، ابراز داشت: در رمان نیازمند تخیل هستیم، اگر نباشد دیگر آن اثر رمان محسوب نمیشود، هنگامی که رمان نوشته و خلق میشود ته نشت کار مهم است، ته نشست این اثر هم اصلا اهانت به ساحت مادر امام زمان (عج) نیست. این شاعر با تاکید بر اینکه در کلاسهای درس هم به دانشجویان توصیه میکنم در نگارش توجه به مواردی داشته باشید، خاطر نشان کرد: به دانشجویان هم میگویم که اگر میخواهید تخیل را وارد رمان کنید سعی کنید درباره افراد معصومی که نمیتوان در اثر پیرامونشان مطالبی نوشت، ننویسید، اما درباره اطرافیانشان اشکال ندارد مواردی را مطرح کنید. این نویسنده در ادامه ضمن اضافه کردن این مطلب که این مورد را پرس و جو کرده و میدانم اشکالی ندارد، گفت: «ملیکا» معصوم نیست و میتوان درباره او خیال انگیزی کرد. اما سوال اینجاست که ملاک توهین بودن را چه کسی مشخص میکند؟ باید در خاتمه عنوان کنم که من به عنوان یک نویسنده و اهل قلمی که کتاب را خواندهام و علاقهمند به نگارش آثار دینی هستم، میگویم در این اثر اصلا توهینی صورت نگرفته است. -فارس
اما تاسف از موضع وزارت ارشاد است که مهر وفارس ان را گزارش کردهند: رئیس هیات رسیدگی به تخلفات ناشران خبر داد؛
![]() پیشنهاد تعلیق انتشارات عصر داستان
رئیس هیات رسیدگی به تخلفات ناشران از ارسال پرونده تخلف انتشارات عصر داستان به هیات بدوی رسیدگی به تخلفات ناشران به جهت تخلف صورت گرفته در مورد انتشار کتاب «دوازدهم» خبر داد.
به گزارش خبرنگار مهر، همایون امیرزاده رئیس هیات رسیدگی به تخلفات ناشران صبح امروز یکشنبه 5 مرداد در جمع خبرنگاران و در پاسخ به سوالی درباره آخرین وضعیت پرونده مربوط به تخلف انتشارات «عصر داستان» وابسته به بنیاد شعر و ادبیات داستانی در خصوص انتشار کتاب «دوازدهم» گفت: ما در تاریخ 1393/5/1 پرونده ناشر مذکور را به جهت اینکه کتاب یاد شده را که فاقد مجوزهای لازم بوده، منتشر کرده است، با پیشنهاد تعلیق، به هیات بدوی رسیدگ به تخلفات ناشران ارسال کردیم. به گفته وی، در این نامه که به هیات بدوی مستقر در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران ارسال شده است، هیات رسیدگی به تخلفات ناشران درخواست تعلیق پروانه نشر مذکور را به جهت رعایت نکردن ضوابط مربوط به چاپ کتاب ارایه کرده است. امیرزاده گفت: رای هیات بدوی در خصوص تخلف این ناشر به زودی صادر خواهد شد و پس از صدور این رای ما یک فرصت 20 روزه برای درخواست تجدید نظر از سوی ناشران تعیین خواهیم کرد و پس از اتمام این مهلت رای نهایی صادر خواهد شد. وی با اشاره به وابستگی انتشارات «عصر داستان» به بنیاد شعر و ادبیات داستانی که از مجموعه های تابعه معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، پیشنهاد ارایه شده از سوی هیات رسیدگی به تخلفات ناشران را برای تعلیق پروانه ناشر یاد شده، اولین مورد در بین ناشران دولتی و نیمه دولتی عنوان کرد. رئیس هیات رسیدگی به تخلفات ناشران در این خصوص یادآور شد: این برای اولین بار است ناشری وابسته به یکی از مجموعه های تابعه وزارت ارشاد با چنین برخوردی روبرو می شود و ما با این کار قصد داشتیم و داریم اطمینان ناشران را نسبت به رعایت دقیق نگاه نظارتی وزارت ارشاد و پرهیز از هر نوع نگرش سلیقه ای و تبعیض آمیز جلب کنیم و با اینکه میدانیم تعلیق، جریمه سنگینی برای یک ناشر است، اما به جهت رعایت قانون می بایست این کار را می کردیم. به گزارش مهر، چندی پیش کتابی با عنوان «دوازدهم» نوشته علی موذنی از سوی انتشارات عصر داستان وابسته به بنیاد شعر و ادبیات داستانی، انتشار یافت. این رمان که به موضوع ظهور حضرت مهدی (عج) میپردازد، در روزهای اخیر از سوی بخشی از جامعه فرهنگی کشور به جهت برخی مطالب و محتوای آن مورد انتقاد جدی قرار گرفته بود. متعاقب این بحثها که در رسانهها بازتاب یافت، علی شجاعی صائین مدیر دفتر توسعه کتاب و کتابخوانی وزارت ارشاد در اظهار نظری رسماً اعلام کرد که این کتاب مجوز نهایی (اعلام وصول) را برای چاپ نداشته و نسخه منتشرشده با نسخه ای که مجوز ابتدایی (مجوز انتشار) را از این دفتر دریافت کرده، تفاوتهای جدی دارد. مهر همچنین فارس این چنین اورد: امیرزاده اعلام کرد
درخواست تعلیق مجوز فعالیت انتشارات «عصر داستان»
مشاور معاون فرهنگی وزیر ارشاد گفت: درخواست تعلیق انتشارات عصر داستان به علت رعایت نکردن ضوابط چاپ کتاب به هیأت بدوی تهران ارسال شد. ![]() به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس امیرزاده رئیس هیات رسیدگی به تخلفات ناشران در جمع خبرنگاران گفت: با توجه به اینکه کتاب دوازدهم مجوزهای لازم برای انتشار را کسب نکرده بود و با توجه به اذعان انتشارات «عصر داستان» مبنی بر اشتباهات فنی در انتشار این کتاب این ناشر به علت رعایت نکردن ضوابط چاپ و نشر کتاب درخواست تعلیق مجوز فعالیت این ناشر به هیات بدوی تهران ارسال شده است. وی افزود: این اولین بار است که چنین اقدامی در قبال یکی از موسسات وابسته به وزارت ارشاد صورت گرفته است. -فارس
بازگشت |