صفحه نخست > لینکستان (مطالب دیگران) / / مطالب دیگران- سیاسی > «ما» و خانم اشتون/صادق زیباکلام
«ما» و خانم اشتون/صادق زیباکلام11 دی 1348, 03:30. نويسنده: shams |
اين «ما» كه اصولگرايان به آن استناد ميكنند، دقیقاً كيست؟ اينكه اصولگرايان ميگويند «ما» مخالف ديدار خانم اشتون میباشیم؛ «ما» معتقديم خانم اشتون حق اين كار را نداشته و ساير گزارههاي ازایندست، اين «ما» دقیقاً به كدام نهاد و مرجع رسمي كشوري بازمیگردد؟ «ما» اجازه نخواهيم داد تا غربيها از حريم و حد و مرزهايشان جلوتر آمده و در امور «ما» مداخله نمايند. «ما» در برابر زیادهخواهی غربیها خواهيم ايستاد. «ما» به غربيها نشان خواهيم داد كه اينجا جمهوري اسلامي ايران است و اوكراين نيست. «ما» از غرور ملي و عزت ايران اسلامي در برابر مداخله و زورگويي غربیها دفاع خواهيم كرد. «ما» اجازه كوتاه آمدن و كرنش كردن در برابر غرب را نخواهيم داد. «ما» نخواهيم گذاشت كه غربیها با «فتنهگران» تشریکمساعی نمايند. اينها و گزارههاي نظير اينها، ظرف چند روزي كه خبر ملاقات خانم كاتريناشتون با برخي از خانمهاي فعال مدني در سفارتاتريش و تهران ميگذرد، مسلسلوار از اصولگرايان شنيده میشود. بگذاريد يكي، يكي مسئله را مورد بررسي قرار دهيم. اولا در مورد نفس ديدار به نظر نميرسد كه عمل خلاف قانوني صورت گرفته باشد. سفارت اتريش جزء خاك آن كشور است و سفير آن میتواند در داخل «خاك كشورش» ترتيب هر ملاقاتي را بدهد و به دولت ايران خيلي ارتباطي پيدا نمیکند. خانم اشتون بهعنوان مسئول سياست خارجي اروپا میتواند با هر شهروند ايراني كه تحت تعقيب، متواري و يا ممنوعالملاقات نباشد، ديدار داشته باشد و بازهم به دولت ايران ارتباطي پيدا نمیکند. سوم، خانمهایی كه به سفارت اتريش رفته و در آنجا با خانم كاترين اشتون ملاقات نمودند نيز ايضاً نه مرتكب خبط و خطايي شدهاند و نه كار خلافي انجام دادهاند. معلوم نيست اينكه اصولگرايان میگویند كه ديدار «خلاف قوانين و مقررات بینالملل» بوده (نه عرف)، استناد به كدام قوانين و مقررات بینالمللي مینمایند؟ ضمن آنكه ملاقات خانم اشتون با آقاي دكتر سعيد جليلي كه هيچ سمت دولتي ندارند، مشكلي از ديد اصولگرايان به وجود نميآورد. يا اگر خانم اشتون بهجای ملاقات با فعالين مدني فيالمثل با گروهي ديگر ديدار میکرد، نهتنها اقدامش ايرادي نداشت بلكه اصولگرايان خيلي هم از ايشان تجليل میکردند. به بيان سادهتر، اگر خانم اشتون با کسانی كه در خط فكري اصولگرايان هستند ديدار میکرد، قوانين و مقررات بينالمللي يا عرف ديپلماتيك نقض نشده بود؛ اما برعكس اگر ايشان باکسانی كه مورد تأیید اصولگرايان نيستند ملاقات مینمود، در آن صورت قوانين و مقررات بينالمللي نقض میشود، غرور مليمان خدشهدار شده و غربيها متهم میشوند كه در امور «ما» مداخله كردهاند. به بيان ديگر، ديپلماسي اصولگرايان «بهشرط چاقوست.» اگر موافق نظر سياسي آنان باشد، مطلوب است و خلافي صورت نگرفته؛ اما اگر بهجای چهرهها و شخصيتهاي مطلوب اصولگرايان، با ديگران ملاقات صورت بگيرد در آن صورت اصول و مقررات بينالمللي خدشهدار میشود. مسئله بعدي آن است كه اين «ما» كه اصولگرايان به آن استناد ميكنند، دقیقاً كيست؟ اينكه اصولگرايان ميگويند «ما» مخالف ديدار خانم اشتون میباشیم؛ «ما» معتقديم خانم اشتون حق اين كار را نداشته و ساير گزارههاي ازایندست، اين «ما» دقیقاً به كدام نهاد و مرجع رسمي كشوري بازمیگردد؟ به بيان سادهتر، اينكه اصولگرايان میگویند «ما» اجازه نمیدهیم كه خانم اشتون با «فتنهگران» ديدار داشته باشد، اين «ما» دقیقاً يعني كي و كدام مسئول؟ اصولگرايان میگویند كه خانمهایی كه با خانم اشتون ملاقات كردهاند جزء فتنهگران» بودهاند. سؤال اساسي آن است كه اصولگرايان البته كه مجازند افراد جامعه را به فتنهگر و غیر فتنهگر تقسيم كنند، غير فتنهگران را مجاز بدانند كه با خانم اشتون ديدار داشته باشند و فتنهگران را مجاز ندانند؛ منتهي سؤال اساسي آن است كه آيا همه مردم اين تقسيمبندي را قبول دارند؟ آيا اكثريت مردم ايران هم همانند اصولگرايان، بالأخص اصولگرايان تندرو تقسيم جامعه به فتنهگر و غیر فتنهگر را قبول دارند و به رسميت میشناسند؟ آيا اصولگراياني كه ديگران را فتنهگر میدانند، قبول دارند كه كسر قابلتوجهی از مردم با اين نظر آنان موافق نيستند؟ آيا نتيجه انتخابات 24 خرداد نشان نداد كه علیرغم چهار سال تبليغات بیوقفه اصولگرايان و علیرغم آنكه از همه تريبونها در آن چهار سال عليه بهاصطلاح فتنهگران استفاده كردهاند و حتي یکبار هم اجازه ندادهاند تا مخالفين به آن اتهامات و تهمتها پاسخ دهند، مردم، يا دستکم خيليها داستان فتنه را نپذيرفتند. آيا غير از اين است كه اگر پذيرفته بودند، رأی آقاي دكتر سعيد جليلي خيلي بيشتر از چهار ميليون ميشد؟ واقعيت آن است كه تریبون هایی كه در دست اصولگرايان میباشد خيلي بيشتر از ميزان پايگاه اجتماعي و آراي آنان است. اين خطر وجود دارد كه تعدد و زيادي بلندگوهايي كه در دست اصولگرايان است آنان را دچار اين باور غلط نمايد كه حق هم با آنهاست بازگشت |