صفحه نخست > --- > رضا بابایی: نظریهپردازان دینی بدانند
رضا بابایی: نظریهپردازان دینی بدانند11 دی 1348, 03:30. نويسنده: shams |
نظریهپردازی در حوزۀ دینشناسی، غیر از فرضیهسازی در فیزیك یا حتی در علوم انسانی است كه تهور در آن، آسیب سریع و گستردهای به بدنۀ اجتماع وارد نمیكند. هرگونه تهور و دلیری بیجا در این عرصه، نتیجۀ عكس میدهد و نواندیشی دینی را آماج تیرهای زهرآگین میكند. در ایران هفتاد و پنج میلیونی ما، از هر پنجاه نفر، زندگی و معیشت یك نفر، مستقیم یا غیر مستقیم، خواسته یا ناخواسته، بیشوكم با دین گره خورده است؛ یعنی حدود یك و نیم میلیون نفر. حوزویان، دانشجویان و استادان رشتههای دینی دانشگاهها، همكاران مراكز آموزشی و پژوهشی دینی، كارمندان سازمانها و دفترهای تبلیغاتی، جامعۀ مداحان و ذاكران، شماری از محققان و نویسندگان، بسیاری از فعالان فرهنگی، بخشی از بدنۀ دستگاه قضا، پارهای از فعالان اقتصادی(مانند اعضای صندوقهای قرض الحسنه)، بسیاری از مسئولان امور مساجد، خادمان و متولیان مشاهد و امامزادگان(از مشهد اردهال تا آستان قدس رضوی)، كارمندان تشكیلات اوقاف، بخش مهمی از خانوادۀ نشر، بسیاری از متصدیان و كارمندان دولت در بخشهای فرهنگی، تبلیغی و قضایی، مرتبطان كاری با بیوت مراجع و ... اعضای آن گروه یك و نیم میلیونیاند. این گروه، وابستگان خانوادگی نیز دارند كه با احتساب آن، رقمی بالای پنج میلیون به دست میآید.
این جمعیت پرشمار – بیشتر از گروهایی مانند جامعۀ پزشكی یا مهندسی یا كارگری – در متن تصمیمیات و رویدادیهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی كشور قرار دارند. همچنین حجم سرمایهای كه به انگیزههای دینی در جامعه جابهجا میشود، بیرون از شمار است. اكثر «گروههای مرجع» نیز در این بخش از جامعه به سر میبرند. بخش دیگر جامعه كه مرجعیتهای دیگر(مانند روشنفكران یا ملیگرایان یا دانشگاهیان) را پذیرفتهاند، از شمار، ثروت و قدرت كمتری برخوردارند.
افزون بر این، میلیونها شهروند عادی در ایران زندگی میكنند كه لذت و آرامش و معنای زندگیشان، در گرو دینداری است. این گروه عظیم، با «الهی به امید تو» از خواب برمیخیزند و با تنظیم زنگ ساعت برای نماز صبح، به خواب میروند؛ سیاحتشان زیارت است، دیدارهایشان در جلسات دعا و توسل، و خانۀ دومشان مسجد و حسینیه و هیئتهای عزاداری. نیز موقعیت و جایگاه اجتماعی شماری از انسانها، وابسته به موقعیت و جایگاه دین در جامعه است؛ مانند شاعران و هنرمندان آیینی و معتمدان محلی و كسانی كه نسبت آنها با دین، مردم را به سوی آنها جذب میكند. همۀ این اعداد و ارقام، با قطع نظر از شمار كسانی است كه منصبهای غیر دینی دارند، اما آن را از راه اظهار تدین به دست آوردهاند؛ مانند نمایندگان مجلس و رؤسای ادارههای مهم دولتی و بسیاری از مدیران شهری و كشوری.
این آمار و ارقام كه كمیت و كیفیتی ویژه دارد، نظریهپردازی و نواندیشی را در حوزۀ دینشناسی، بسیار دشوار و مخاطرهآمیز و شایستۀ احتیاط میكند؛ زیرا هر گونه و هر اندازه تغییر در فهم و معنای سنتی دین، بازی با معیشت مادی و آرامش معنوی بسیاری از مردم عادی و غیر عادی است؛ بهویژه اگر ضرورت و مبنایی استوار برای تغییر وجود نداشته باشد. این سخن، بدان معنا نیست كه نباید در این حوزه، سخن نو گفت و نظریههای جدید به میان آورد؛ بلكه بیشتر هشداری است به كسانی كه در این پهنه، تهور را جایگزین تتبع میكنند و چندان به پیامدهای سخن خود نمیاندیشند. نظریهپردازی در حوزۀ دینشناسی، غیر از فرضیهسازی در فیزیك یا حتی در علوم انسانی است كه تهور در آن، آسیب سریع و گستردهای به بدنۀ اجتماع وارد نمیكند. هرگونه تهور و دلیری بیجا در این عرصه، نتیجۀ عكس میدهد و نواندیشی دینی را آماج تیرهای زهرآگین میكند. اگر بازی با دین مردم، ناپسند است، برای همه ناپسند است؛ هم برای آنان كه نان از سفرۀ دین میخورند و هم برای آنان كه در جبهۀ نقد و اصلاح، سنگر گرفتهاند. منبع:دین انلاین بازگشت |