صفحه نخست > --- > بازخوانی هشدارهای تاریخی امام (ره) درباره متحجران شکست خوردگان دیروز، سیاستبازان امروز شدهاند/خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق را جدی بگیرید
بازخوانی هشدارهای تاریخی امام (ره) درباره متحجران شکست خوردگان دیروز، سیاستبازان امروز شدهاند/خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق را جدی بگیرید11 دی 1348, 03:30. نويسنده: shams |
آن آدم مقدس مآبى كه تسبيح هم دستش گرفته است و مىگويد به اسلام هم من خدمت مى كنم. اين مقدس مآب را چه بايد بكنيم ...؟ اين طايفه منافقين هم كه نمى شود با آنها كارى كرد. اسلام از صدر، از اولى كه اسلام پيدا شده تا حالا، مبتلاى به اين جمعيت هست. و حل مسأله اينها مشكلتر از هر مسئله اى است براى اسلام و مسلمين.
سرویس سیاسی«فردا»: برای آزاداندیشی دینی، خطر تحجر بسیار مهلک تر و خطرناک تر از سکولاریسم است. سکولاریسم عمدتا با رویکردهای عیان به میدان مبارزه تئوریک و حضرت امام (ره)، از آنجایی که به مبانی و مبادی فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه ملاصدرا وقوف تام داشتند، نقدشان بر جریان متحجر نقدی مستدل و فلسفی بود. ممکن است از ظاهر کلام ایشان این طور برداشت شود که معظم له، صرفاً خطابی سیاسی را سامان داده اند، اما اندکی مداقه و غور در بندبند تصریحات ایشان، نفحات دلپذیر فلسفه صدرایی هویدا است. آن پیر فرزانه خود البته خون دلها از این جماعت «ضد فلسفه» خورده بود و در سخنان خود به روزگاری که «در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه می گفتم» اشاره ای واضح می کنند. با این وصف از حیث معرفتی بی گمان اگر مبارزات امام (ره) و آرای فلسفی ایشان و بزرگانی چون علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری و... نبود، وضعیتی که در قرون وسطی در اروپا حادث شده بود، در غوغای عنیف اشعری مسلکان ضد فلسفه در حوزه های علمیه، در ایران هم رخ عیان می کرد، این امر را حضرت امام (ره) چنین شرح می دهند: «تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه را حفظ نمود.» (منشور روحانیت، ص ۱۰) آنچه که از نظرتان می گذرد هشدارها و تبیین هایی است از امام امت که درباره این جماعت بیان شده است. جماعتی که چند سالی است از لانه های نمور خود دوباره بیرون آمده اند و بدون انکه توضیح دهند در دوران مبارزه با فتنه های متعدد کجا بوده اند، در چه خانواده ای پرورش یافته اند و چرا اقامت در ینگه دنیا و بساز بفروشی و .. را به اعانت به انقلاب ترجیح داده اند، به هتاکی و اتهام زنی علیه نیروهای اصیل اصولگرا مشغول شده اند. *********************
«گمان نکنید تهمت وابستگی و افترای بی دینی را تنها اغیار به روحانیت زده است، هرگز! ضربات روحانیت ناآگاه و آگاه وابسته، به مراتب کاری تر از اغیار بوده و هست. در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدی که شاه شیعه است! عده ای مقدس نمای واپس گرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آن قد علم کند.» (همان، ص ۱۰) مقدس نمایان بیشعور «روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا کم نبودند و نیستند. در حوزههای علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عدهای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام میزنند که گویی وظیفهای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزههای علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظهای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروج اسلام امریکاییاند و دشمن رسول الله. آیا در مقابل این افعیها نباید اتحاد طلاب عزیز حفظ شود؟» (صحیفه امام، ج21ص278) یک روایت تاریخی روزى مرحوم آقاى بروجردى، مرحوم آقاى حجت، مرحوم آقاى صدر، مرحوم آقاى خوانسارى، رضوان اللَّه عليهم، براى مذاكره در يك امر سياسى در منزل ما جمع شده بودند . به آنان عرض كردم كه شما قبل از هر كار تكليف اين مقدسنماها را روشن كنيد. با وجود آنها مثل اين است كه دشمن به شما حمله كرده، و يك نفر هم محكم دستهاى شما را گرفته باشد. اينهايى كه اسمشان «مقدسين» است- نه مقدسين واقعى- و متوجه مفاسد و مصالح نيستند دستهاى شما را بستهاند. و اگر بخواهيد كارى انجام بدهيد، حكومتى را بگيريد، مجلسى را قبضه كنيد كه نگذاريد اين مفاسد واقع شود، آنها شما را در جامعه ضايع مىكنند. شما بايد قبل از هر چيز فكرى براى آنها بكنيد. عاملان پنهان استکبار داستان آب کشیدن کوزه... به زعم بعض افراد، روحانیت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپاى وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانى کاردان و زیرک، کاسه اى زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه مى رفت متدین تر بود. یاد گرفتن زبان خارجى، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار مى رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از کوزه اى آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه مى گفتم. تردیدى ندارم اگر همین روند ادامه مى یافت، وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهاى قرون وسطى مى شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعى حوزه ها را حفظ نمود. علماى دین باور در همین حوزه ها تربیت شدند و صفوف خویش را از دیگران جدا کردند. قیام بزرگ اسلامىمان نشأت گرفته از همین بارقه است. البته هنوز حوزهها به هر دو تفکر آمیخته اند و باید مراقب بود که تفکر جدایى دین از سیاست از لایه هاى تفکر اهل جمود به طلاب جوان سرایت نکند و یکى از مسائلى که باید براى طلاب جوان ترسیم شود، همین قضیه است که چگونه در دوران وانفساى نفوذ مقدسین نافهم و ساده لوحان بیسواد، عده اى کمر همت بسته اند و براى نجات اسلام و حوزه و روحانیت از جان و آبرو سرمایه گذاشته اند. اوضاع مثل امروز نبود، هر کس صد در صد معتقد به مبارزه نبود زیر فشارها و تهدیدهاى مقدس نماها از میدان به در مى رفت؛ ترویج تفکر «شاه سایه خداست» و یا با گوشت و پوست نمى توان در مقابل توپ و تانک ایستاد و اینکه ما مکلف به جهاد و مبارزه نیستیم و یا جواب خون مقتولین را چه کسى مى دهد و از همه شکننده تر، شعار گمراه کننده حکومت قبل از ظهور امام زمان- علیه السلام- باطل است و هزاران «إن قُلت» دیگر، مشکلات بزرگ و جانفرسایى بودند که نمى شد با نصیحت و مبارزه منفى و تبلیغات جلوى آنها را گرفت؛ تنها راه حل، مبارزه و ایثار خون بود که خداوند وسیله اش را آماده نمود. علما و روحانیت متعهد سینه را براى مقابله با هر تیر زهرآگینى که به طرف اسلام شلیک مى شد آماده نمودند و به مسلخ عشق آمدند. «دستهای دیگر از روحانی نماهایی که قبل از انقلاب دین را از سیاست جدا میدانستند و سر به آستانه دربار میساییدند، یک مرتبه متدین شده و به روحانیون عزیز و شریفی که برای اسلام آنهمه زجر و آوارگی و زندان و تبعید کشیدند تهمت وهابیت و بدتر از وهابیت زدند. » (همان، ص281) البته بدان معنا نيست كه ما از همه روحانيون دفاع كنيم، چرا كه روحانيون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم كم نبودند و نيستند. در حوزههاى علميه هستند افرادى كه عليه انقلاب و اسلام ناب محمدى فعاليت دارند. امروز عده اى با ژست مآبى چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب و نظام مىزنند كه گويى وظيفه اى غير از اين ندارند. خطر تحجرگرايان و مقدس نمايان احمق در حوزههاى علميه كم نيست. ابتلای اسلام به مقدس مآب ها آن آدم مقدس مآبى كه تسبيح هم دستش گرفته است و مىگويد به اسلام هم من خدمت مىكنم. اين مقدس مآب را چه بايد بكنيم ...؟ اين طايفه منافقين هم كه نمىشود با آنها كارى كرد. اسلام از صدر، از اولى كه اسلام پيدا شده تا حالا، مبتلاى به اين جمعيت هست. و حل مسأله اينها مشكلتر از هر مسئلهاى است براى اسلام و مسلمين. اشخاصى كه فرياد براى اسلام مىزنند و مىزدند. و از مليت و از اسلاميت و از اينها مىگفتند. بعد معلوم شد كه اين آقا كه اين قدر اسلام مآب است و اين قدر ملى است رابطه دارد با امريكا. با اسم « اسلام » مي خواستند اسلام را بكوبند « اسلام هميشه گرفتار يك همچو مردمي بوده است كه با اسم « اسلام » مي خواستند اسلام را بكوبند. مگر محمدرضا قران طبع نمي كرد مگر سالي يك دفعه نمي رفت به مشهد مگر دائما صحبت از عدالت اسلامي و عدالت نمي كرد مگر نمي گفت حضرت عباس مرا در يك قضيه اي نجات داد مي گفت اينها را. اينها يكي از قدترهاي (آنها است ) واقعا قدرت است . قدرتهاي بزرگي كه دارند اين است كه همچو با جدي بدون اينكه هيچ پرده حيايي در كار باشد جدا مي گويند كه اين كار را خدا كرده است اين كار را دنبال خدا هستيم ما هم دنبال چه هستيم كه شايد شماها هم اگر يك وقت ببينيد باورتان بيايد خيليها باورشان آمده بود خوب يك شاهي است كه دارد مي گويد « قرآن » و دارد مي گويد « اسلام » و دارد مي گويد چه خوب چه كارش داريد ما مدتي بايد زحمت اين را بكشيم كه آن چهره دوم اين را به مردم بفهمانيم . اين يك چهره است يك چهره با اسم قرآن و اسم خدا و اسم نهج البلاغه و اسم اينها بيايد توي ميدان (كه ) خطرناك است . ما اگر بتوانيم آن چهره دوم اين جمعيتها را آن چهره دوم امثال محمدرضا را به مردم معرفي كنيم آن وقت ما پيروز مي شويم و اين در قضيه محمدرضا شد; چهره دومش را به قاعده نشان داد » جز افشاگری راه دیگری نداریم « اين مقدس مآبي كه هر روز مي رود پشت سر فلان آقا نماز مي خواند و گاهي هم سهم امام مي دهد براي اغفال آن آقا لكن در واقع مخالف با اين رژيم است و مي خواهد بزند اين رژيم را و از هم بشكند مشكل است با او معارضه كردن . اين را جز افشاگري آلان جور ديگر راه نداريم . راه اين است كه مطالب اينها و خيانتهاي اينها را هر كس پيدا كرد اين را بگويد كه اين طور شد » حل مسئله منافقين دشوار است « محمدرضا ايستاده بود و مي زد و مي كشت . و تكليف ملت با او معلوم بود. ملت مي رفت به جنگش . اما يك دسته اي كه در ظاهر اظهار اسلام مي كنند در ظاهر براي اسلام دعوت مي كنند در ظاهر حرف اسلام مي زنند. قلمهايشان و قدمهايشان براي اسلام است لكن زير پرده با اسلام مخالف اند. مخالفت با اسلام مي كنند در زير پرده . با اينها بايد چه بكنيم كار با اينها بسيار مشكل است . و حل مسئله منافقين (دشوار است ) پيغمبر اكرم هم نمي توانست حل بكند. حضرت اميرهم گرفتار اينها بود و حلش نمي شد بكني . حلش مشكل است . مقدس نماها روشنفكر مآبها و منافقان مثلث تزوير و ريا آن كه ما امروز مبتلاي به آن هستيم و آن دسته منافقيني كه اظهار اسلام مي كنند و كمر اسلام را مي خواهند بشكنند. كار مسلمانها با اينها مشكل است حل مسئله اينها بسيار مشكل است .
منبع:فردا بازگشت |