اشاره: آبان ماه 1368، در اوج اختلافات جناحهاي سياسي كشور موسوم به چپ و راست، يكي از اعضاء دفتر حضرت امام طي نامهاي به ايشان ضمن ابراز نگراني از وضعيت موجود، اين پرسش و تعجب خويش را مطرح كرده بود كه با وجود عميق بودن اين اختلافات، چگونه امام از هردو جناح حمايت ميكند؟ امام خميني در پاسخ تاريخي خود، افق جديدي در اين باب گشودند كه براي هميشه به ويژه در شرايط كنوني، راه گشاي همه دلسوزان واقعي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي خواهد بود:  بسمالله الرحمن الرحيم جناب حجت الاسلام، آقاي حاج شيخ محمد علي انصاري- دامت افاضاته نامه شما را مطالعه كردم. مسئلهاي را طرح كردهايد كه پاسخ به آن كمي طولاني ميگردد ولي از آنجا كه من به شما علاقهمندم، شما را مردي متدين و دانا- البته كمي احساساتي- ميدانم و از محبتهاي بيدريغت نسبت به من هميشه ممنونم. به عنوان نصيحت به شما و امثال شما كه تعدادشان هم كم نيست مسائلي را تذكر ميدهم: كتابهاي فقهاي بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سليقهها و برداشتها در زمينههاي مختلف نظامي، فرهنگي و سياسي و اقتصادي و عبادي، تا آنجا كه در مسائلي كه ادعاي اجماع شده است قول و يا اقوال مخالف وجود دارد و حتي در مسائل اجماعي هم ممكن است قول خلاف پيدا شود، از اختلاف اخباريها و اصوليها بگذريم. از آنجا كه در گذشته اين اختلافات در محيط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در كتابهاي علمي آن هم عربي ضبط ميگرديد، قهراً تودههاي مردم از آن بيخبر بودند و اگر با خبر هم ميشدند، تعقيب اين مسائل برايشان جاذبهاي نداشت. حال آيا ميتوان تصور نمود كه چون فقها با يكديگر اختلاف نظر داشتهاند- نعوذ باللَّه- خلاف حق و خلاف دين خدا عمل كردهاند؟ هر گز. اما امروز با كمال خوشحالي به مناسبت انقلاب اسلامي حرفهاي فقها و صاحبنظران به راديو و تلويزيون و روزنامهها كشيده شده است، چرا كه نياز عملي به اين بحثها و مسائل است؛ مثلًا در مسئله مالكيت و محدوده آن، در مسئله زمين و تقسيمبندي آن، در انفال و ثروتهاي عمومي، در مسائل پيچيده پول و ارز و بانكداري، در ماليات، در تجارت داخلي و خارجي در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن، در حدود و ديات، در قوانين مدني، در مسائل فرهنگي و برخورد با هنر به معناي اعم؛ چون عكاسي، نقاشي، مجسمهسازي، موسيقي، تئاتر، سينما، خوشنويسي و غيره. در حفظ محيط زيست و سالمسازي طبيعت و جلوگيري از قطع درختها حتي در منازل و املاك اشخاص، در مسائل اطعمه و اشربه، در جلوگيري از مواليد در صورت ضرورت و يا تعيين فواصل در مواليد، در حل معضلات طبي همچون پيوند اعضاي بدن انسان و غير به انسانهاي ديگر، در مسئله معادن زيرزميني و رو زميني و ملي، تغيير موضوعات حرام و حلال و توسيع و تضييق بعضي از احكام در ازمنه و امكنه مختلف، در مسائل حقوقي و حقوق بين المللي و تطبيق آن با احكام اسلام، نقش سازنده زن در جامعه اسلامي و نقش تخريبي آن در جوامع فاسد و غير اسلامي، حدود آزادي فردي و اجتماعي، برخورد با كفر و شرك و التقاط و بلوك تابع كفر و شرك، چگونگي انجام فرايض در سِير هوايي و فضايي و حركت بر خلاف جهت حركت زمين يا موافق آن با سرعتي بيش از سرعت آن و يا در صعود مستقيم و خنثي كردن جاذبه زمين و مهمتر از همه اينها، ترسيم و تعيين حاكميت ولايت فقيه در حكومت و جامعه كه همه اينها گوشهاي از هزاران مسئله مورد ابتلاي مردم و حكومت است كه فقهاي بزرگ در مورد آنها بحث كردهاند و نظراتشان با يكديگر مختلف است و اگر بعضي از مسائل در زمانهاي گذشته مطرح نبوده است و يا موضوع نداشته است، فقها امروز بايد براي آن فكري بنمايند. لذا در حكومت اسلامي هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد و طبيعت انقلاب و نظام همواره اقتضا ميكند كه نظرات اجتهادي- فقهي در زمينههاي مختلف و لو مخالف با يكديگر آزادانه عرضه شود و كسي توان و حق جلوگيري از آن را ندارد ولي مهم شناخت درست حكومت و جامعه است كه بر اساس آن نظام اسلامي بتواند به نفع مسلمانان برنامهريزي كند كه وحدت رويّه و عمل ضروري است و همين جا است كه اجتهاد مصطلح در حوزهها كافي نميباشد بلكه يك فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزهها هم باشد ولي نتواند مصلحت جامعه را تشخيص دهد و يا نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد و به طور كلي در زمينه اجتماعي و سياسي فاقد بينش صحيح و قدرت تصميمگيري باشد، اين فرد در مسائل اجتماعي و حكومتي مجتهد نيست و نميتواند زمام جامعه را به دست گيرد. اما شما بايد توجه داشته باشيد تا زماني كه اختلاف و موضعگيريها در حريم مسائل مذكور است، تهديدي متوجه انقلاب نيست. اختلاف اگر زيربنايي و اصولي شد، موجب سستي نظام ميشود و اين مسأله روشن است كه بين افراد و جناحهاي موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسي است و لو اينكه شكل عقيدتي به آن داده شود، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تأييد مينمايم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براي كشور و مردم ميسوزد و هر كدام براي رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظري دارند كه به عقيده خود موجب رستگاري است. اكثريت قاطع هر دو جريان ميخواهند كشورشان مستقل باشد، هر دو ميخواهند سيطره و شرّ زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خيابان را از سر مردم كم كنند. هر دو ميخواهند كارمندان شريف و كارگران و كشاورزان متدين و كسبه صادق بازار و خيابان، زندگي پاك و سالمي داشته باشند. هر دو ميخواهند دزدي و ارتشا در دستگاههاي دولتي و خصوصي نباشد، هر دو ميخواهند ايران اسلامي از نظر اقتصادي به صورتي رشد نمايد كه بازارهاي جهان را از آنِ خود كند، هر دو ميخواهند اوضاع فرهنگي و علمي ايران به گونهاي باشد كه دانشجويان و محققان از تمام جهان به سوي مراكز تربيتي و علمي و هنري ايران هجوم آورند، هر دو ميخواهند اسلام قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چيست؟ اختلاف بر سر اين است كه هر دو عقيدهشان است كه راه خود باعث رسيدن به اين همه است. ولي هر دو بايد كاملًا متوجه باشند كه موضعگيريها بايد به گونهاي باشد كه در عين حفظ اصول اسلام براي هميشه تاريخ، حافظ خشم و كينه انقلابي خود و مردم عليه سرمايه داري غرب و در رأس آن امريكاي جهانخوار و كمونيسم و سوسياليزم بين الملل و در رأس آن شوروي متجاوز باشند. هر دو جريان بايد با تمام وجود تلاش كنند كه ذرهاي از سياست "نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي" عدول نشود كه اگر ذرهاي از آن عدول شود، آن را با شمشير عدالت اسلامي راست كنند. هر دو گروه بايد توجه كنند كه دشمنان بزرگ مشترك دارند كه به هيچ يك از آن دو جريان رحم نميكند. دو جريان با كمال دوستي مراقب امريكاي جهانخوار و شوروي خائن به امت اسلامي باشند. هر دو جريان بايد مردم را هوشيار كنند كه درست است كه امريكاي حيلهگر دشمن شماره يك آنها است ولي فرزندان عزيز آنان زير بمب و موشك شوروي شهيد گشتهاند. هر دو جريان از حيله گريهاي اين دو ديو استعمارگر غافل نشوند و بدانند كه امريكا و شوروي به خون اسلام و استقلالشان تشنهاند. خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جريان بگويم گفتم، حالْ خود دانند. البته يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد- كه همه بايد از شرّ آن به خدا پناه ببريم- كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان و آن جريان نميشناسد. رئيس جمهور و رئيس مجلس و نخست وزير، وكيل، وزير و قاضي و شوراي عالي قضايي و شوراي نگهبان، سازمان تبليغات و دفتر تبليغات، نظامي و غير نظامي، روحاني و غير روحاني، دانشجو، غير دانشجو، زن و مرد نميشناسد و تنها يك راه براي مبارزه با آن وجود دارد و آن رياضت است، بگذريم. اگر آقايان از اين ديدگاه كه همه ميخواهند نظام و اسلام را پشتيباني كنند به مسائل بنگرند، بسياري از معضلات و حيرتها برطرف ميگردد ولي اين بدان معنا نيست كه همه افراد تابع محض يك جريان باشند. با اين ديد گفتهام كه انتقاد سازنده معنايش مخالفت نبوده و تشكل جديد مفهومش اختلاف نيست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه ميشود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدايت دو جريان ميشود. هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاي از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطي و جرياني است. اگر در اين نظام كسي يا گروهي خداي ناكرده بيجهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباي خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است. در هر حال يكي از كارهايي كه يقيناً رضايت خداوند متعال در آن است، تأليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر است. بايد از واسطههايي كه فقط كارشان القاي بدبيني نسبت به جناح مقابل است، پرهيز نمود. شما آن قدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد، لكن اگر ديديد كسي از اصول تخطي ميكند، در برابرش قاطعانه بايستيد. البته ميدانيد كه دولت و مجلس و گردانندگان بالاي نظام هر گز اصول و داربستها را نشكستهاند و از آن عدول نكردهاند. براي من روشن است كه در نهاد هر دو جريان اعتقاد و عشق به خدا و خدمت به خلق نهفته است. با تبادل افكار و انديشههاي سازنده مسير رقابتها را از آلودگي و انحراف و افراط و تفريط بايد پاك نمود. من باز سفارش ميكنم كشور ما در مرحله بازسازي و سازندگي به تفكر و به وحدت و برادري نياز دارد. خداوند به همه كساني كه دلشان براي احياي اسلام ناب محمدي- صليالله عليه و آله و سلم- و نابودي اسلام امريكايي ميتپد، توفيق عنايت فرمايد و شما و همه را در كنف عنايت و حمايت خويش محافظت فرمايد و ان شاءالله از انصار اسلام و محرومين باشيد. 10/ 8/ 67 روحالله الموسوي الخميني
منبع:روزنامه جمهوری اسلامی
بازگشت
|