چکیده:
امروز عدهای کار نیمهتمام گروه فرقان و منافقین خلق را دنبال میکنند و برای آنها فقط نابودی هاشمی عزیز مطرح نیست/
مجید انصاری با اشاره به حملات سالهای اخیر به هاشمی رفسنجانی گفت: امروز عدهای کار نیمه تمام گروه فرقان و منافقین خلق را دنبال میکنند و برای آنها فقط نابودی هاشمی عزیز مطرح نیست بلکه بسیاری از اصلاح طلبان و اصولگرایان ریشه دار هم در تیر رس هدف آنان هستند.
حجت الاسلام مجید انصاری در مراسم ترحیم آیت الله محمد هاشمیان امام جمعه رفسنجان در مسجد نور تهران، اظهار داشت: امروز در مجلس خاندان بزرگ هاشمی و هاشمیان صحبت میکنم که در شرایط دشوار انقلاب اسلامی به میدان آمدند.
وی افزود: یک نام ماندگاری که همیشه در کنار بنیانگذار کبیر انقلاب حضور غیر قابل انکاری داشت حضرت آیتالله هاشمیرفسنجانی است.
انصاری با بیان اینکه خدایا تو خوب میدانی در روحیه من تملق و چاپلوسی نیست، گفت: ناسپاسی از بندگان خدا، ناسپاسی از منعم کل یعنی خداوند متعال است.
وی افزود: آیتالله هاشمیرفسنجانی شخصیتی است که پا به پای انقلاب به آن ایمان آورد و برای تحقق آن جان خود را به کف دست گرفت و خرابکاریها را به جان خرید.
وی افزود: امروز برای من و تازه واردها آسان است که بگوییم یک انقلابی شد و رفت باید در سال ۴۲ رفت و در گوشه سلولهای انفرادی هاشمی رفسنجانی را دید که به علت شکنجه گوشت کف پایش کنده شده و برای راه رفتن مجبور است سینهخیز راه برود. ساواکیان از شکنجه هاشمیرفسنجانی خسته میشوند اما حسرت یک آه از زبان هاشمی در دلشان میماند.
مجید انصاری تاکید کرد: اینها ساده نیست برادران، شناسنامه انقلاب با نام بزرگمردانی نوشته شده که مصداق آیه شریفه والسابقون و السابقون و اولئک المقربون است.
وی در بیان ویژگی آیتالله هاشمیان هم گفت: آیتالله هاشمیان شخصیتی بزرگ بود که در سال ۴۲ حکم تام شریعه را از امام خمینی گرفت و تصور نکنید چنین حکمی را از امام خمینی گرفتن کار آسانی است.
وی افزود: صحیفه امام رابطه امام راحل با آیتالله هاشمیان و آیتالله هاشمیرفسنجانی را به خوبی نشان میدهد.
مجید انصاری اضافه کرد: همه میدانند در کنار تقوای هاشمیان خوش رویی و اخلاق خوب او زبانزد خاص و عام بود.
مجید انصاری تصریح کرد: وقتی منافقان دست به اسلحه بردند تا درخت تنومند انقلاب اسلامی را به زمین اندازند و نابود کنند فهرستی را برای ترور در دست داشتند که هاشمیرفسنجانی جزو فهرست بود اما خداوند او را برای نظام و مردم نگاه داشت و بعد از آن حادثه برای حفظ جان آیت الله هاشمی نذر کرد و فرمود بدخواهان بدانند هاشمی زنده است تا نهضت زنده است.
عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: با برداشتی که من از تفکر امام خمینی دارم یقین دارم که اگر ایشان در حال حاضر زنده بود و این شرایط را میدید باز هم این جمله را تکرار میکرد که هاشمی زنده است تا نهضت زنده است.
وی تاکید کرد: ما نباید به سادگی اجازه دهیم منافقین نفوذ یافته در رسانهها به سرمایههای انقلاب حمله کنند.
مجید انصاری گفت: اخلاق کجا رفته است به هیچوجه زیبنده جامعه اسلامی و نظام برآمده از انقلاب اسلامی نیست که فضای رسانههای آن آکنده از بوی جهنم باشد.
وی با بیان حدیثی از امام صادق مبنی بر اینکه اگر کسی برادر مومن خود را در عیبی که در او هست غیبت کند این فرد از ولایت خدا خارج و داخل در ولایت شیطان شده است، گفت: آیا سزاوار جامعه اسلامی ماست که بدون شرم از مخلوق و خالق هر چه به زبان میاید بیان کنیم.
این عضو مجمع روحانیون مبارز گفت: والله، بالله همه ما روزی محشور خواهیم بود و اجر و یا مجازات اعمال خود را خواهیم دید.
منبع: ۱۹دی
چکیده:
تنها کسی که پتانسیل لازم برای تبدیل انتخابات “درون اردوگاهی” به “میان اردوگاهی” را دارد هاشمی رفسنجانی است.
سایت عصر ایران نوشت:
بعد از وقایع غمبار انتخابات ۱۳۸۸ ، برخی از چهره های انقلاب از دایره قدرت بیرون رفتند یا بیرون رانده شدند که معروف ترین این افراد میرحسین موسوی بود و مهدی کروبی ؛ معترضانی که هرگز نتیجه انتخابات را نپذیرفتند و به مدت اندکی بعد از آن از سوی مخالفانشان “سران فتنه” نامیده شدند.
البته در آن ماجراها ، تنها این دو نبودند که ریل قطار سرنوشت شان عوض شد ، بلکه بسیاری دیگر یا به زندان رفتند ، یا از کشور خارج شدند ، یا سکوت اختیار کردند یا از در تقابل با جریان مخالفان برآمدند.
در این میان عد های هم کوشیدند راهی میانه و کم هزینه برای کشور و نظام از میان آن همه هیاهو پیدا کنند و البته تعداد افراد گروه اخیر بسیار اندک بود ؛ چه آن که در آن فضای رادیکال – که هر طرفین به کمتر ازحذف و طرد دیگری راضی نمی شد – سخن گفتن از اعتدال و عقلانیت مساوی بود با موج حملات بی امان از سوی دو طرف دعوا.
اکبر هاشمی رفسنجانی از معدود افراد معتقد به این رویکرد بود. هم از این روست که در طول این دو سال و اندی ، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، هم از سوی معترضان نواخته شده و هم نیروهای اصولگرا علیه او تاخته اند.
معترضان انتظار داشتند هاشمی رفسنجانی اختلافات خود با محمود احمدی نژاد را به آوردگاه نزاع های بعد از انتخابات ببرد و مانند موسوی و کروبی ، نزاع عیان کند و به عنوان مثال تا ابطال انتخابات در خانه اش اعتصاب کند تا وزن جبهه آنان را افزون نماید.
در مقابل نیروهای درون حاکمیت از هاشمی می خواستند به عنوان کسی که از او به عنوان “استوانه نظام” یاد شده ، معترضان را “خس و خاشاک” بداند و علیه آنها به عنوان “فتنه گران” بیانیه دهد و خواستار محاکمه “سران فتنه” شود.
این جریان وقتی دید هاشمی چنین نمی کند ، آرزو کرد که او نیز خطایی راهبردی مرتکب شود تا بلکه بتوان به مدد این اشتباه ، پرونده هاشمی را نیز در هم پیچید و از صحنه معادلات حذفش کرد.
برای نواصولگرایان ، هیچ دستاوردی نمی توانست شیرین تر و استراتژیک تر از مرگ سیاسی هاشمی در وقایع بعد از انتخابات باشد.
اما این مرگ مستلزم آن بود که هاشمی دست به یک اشتباه بزرگ و آشکار بزند و در واقع خودکشی کند تا آنان بتوانند تیر خلاص را بزنند.
با این حال هاشمی که بیش از نیم قرن تجربه سیاسی دارد ، هر چند به سختی ، اما به هر حال راه میانه را طی کرد تا از یک سو ، نتوانند او را از صحنه حاکمیت حذف کنند و از سوی دیگر ، همچنان بتواند با اصلاح طلبانی که سودای براندازی ندارند تعامل کند و حلقه واسط آنها با نظام باشد.
هر چند در طول این زمان نه چندان کوتاه ، هر که از جا برخاسته سنگی به سمت خانه هاشمی زده است اما در یک ماه اخیر موج حملات هاشمی ستیزانه به طرز ویژه ای افزون تر شده است. به نظر می رسد این موج جدید که در رسانه های نو اصولگرایان نمود بیشتری دارد آشکارا به انتخابات مجلس نهم ارتباط دارد، زیرا در فقدان بسیاری از اصلاح طلبان در فضای کنونی کشور ، این هاشمی رفسنجانی است که می تواند فضای انتخابات را به گونه ای که دلخواه آنان نیست تغییر دهد.
اصولگرایان بر آنند که انتخابات اسفند ۹۰ بین طیف های مختلف خودشان برگزار شود. به بیان دیگر بخش عمده ای از آنان خود را برای یک انتخابات درون اردوگاهی آماده کرده اند نه رقابت بین اردوگاه اصولگرایان با اردوگاه از هم پاشیده اصلاح طلبان.
در این میان تنها کسی که پتانسیل لازم برای تبدیل انتخابات “درون اردوگاهی” به “میان اردوگاهی” را دارد هاشمی رفسنجانی است. این البته بدان معنا نیست که هاشمی الزاماً مطلوب ترین گزینه برای اصلاح طلبان باقی مانده و معتقد به حفظ نظام است بلکه واقعیت های جاری چیزی جز این را نمی رساند.
البته هنوز در این که اصلاح طلبان – با محوریت هاشمی یا بدون او – اساساً وارد گود انتخابات می شوند یا نه ، تردیدهای جدی وجود دارد و آنها هنوز رسماً چیزی در این باره اعلام نکرده اند . با این حال دوراندیشی نواصولگرایانه ایجاب می کند از هم اکنون آتش توپخانه ها به سمت هاشمی روانه شود تا اگر احیاناً اصلاح طلبان بخواهند با هاشمی بیایند ، او به اندازه کافی تا آن زمان مجروح شده باشد.
منبع: اینجا



